جمعه 5 آذر 1389

پا خوره غلات Take _ all

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

پا خوره غلات  Take _ all
عامل بیماری :
عامل بیماری قارچی است به نامGaeumanomyces  graminis  از رده آسکومیست ها و رسته DIAPORTHALES می باشد که VAR. TRISICI برای گندم تا حدودی اختصاصی است. اما ممکن است به علف پشمکی (BROMWS  SPP) ، علف گندمی و مرغ نیز حمله می کند اسکوسپورهای این قارچ رشته ای است .
علائم بیماری :
بیشتر گیاهان به آلودگی های خفیف ریشه مقاومت نشان می دهند و فاقد علامت هستند در گیاهان آلوده علائم بیماری عمدتاً در زمان خوشه دهی ظاهر می شوند بوته ها ارتفاع نا برابر دارند و خوشه های آلوده به طور معمول کوچکتر وسفید هستند مقدار پنجه زنی نسبت به بوته های سالم کاهش می یابد. مرگ قبل از بلوغ منجر به تولید خوشه های سفید و بلوغ زودرس منجر به چروکیده شدن بذرهای داخل خوشه شده و آنها را مستعد پذیرش کپک های دوره ای می کند . ریشه های بوته آلوده کم پشت ، تنک ، ترد و شکننده  میشود و گیاهان بیمار به راحتی از خاک خارج می شوند و یا در نزدیکی سطح خاک می شوند . علائم بیماری در ریشه بارز ترند . در صورت وجود رطوبت کافی در خاک درطول فصل رویشی گیاه پوسیدگی ریشه به طوقه و قسمت های پایین ساقه توسعه پیدا می کند با گسترش بیماری میسلیوم تار عنکبوتی و تیره رنگ قارچ در سطح ریشه تا پای ساقه ظاهر می شود که صفت تشخیص این بیماری است . به تدریج بافت های پای ساقه تغییر رنگ داده و بالاخره به رنگ تیره در می آید. سیستم ریشه بوته گیاه آلوده محدود و تیره رنگ بوده و به دلیل چسبیدن ذرات خاک به آنها ، ریشه ضخیم تر به نظر می رسد .
شرایط مناسب برای بیماری :
معمولاً در خاکهای با اسیدیته خنثی یا قلیایی و مرطوب همراه هوای گرم این بیماری مسئله ساز است و عمدتاً در گندم پاییزه دیده می شود .
 
مناطق انتشار :
این بیماری در سالهای اخیر از بیشتر استانهای کشور گزارش شده و انتشار آن در مزارع گرگان ، مازندران بسیار چشمگیر است در استان فارس این بیماری در مزارع شهرستان اقلیدنیز مشاهده شده است.
زیست شناسی :
قارچ عامل بیماری به صورت پرتیس در گیاهان آلوده و در بقایای محصول و در خاک زمستانگذرانی می کند هم هیف و هم آسکوسپورها قارچ به عنوان منبع اولیه آلودگی محسوب می شود ریشه گندم اولین نقطه ای است که توسط قارچ مورد حمله قرار می گیرد وقتی ریشه گندم در مجاورت بقایای آلوده گیاهی در خاک شروع به رشد می کند آلودگی شروع می شود . درجه حرارت 12 تا 18 درجه سانتی گراد همراه با رطوبت شرایط مناسبی را برای گسترش آلودگی فراهم می کند توسعه آلودگی از ریشه به طرف طوقه موجب پوسیدگی بافت های پای ساقه تا اولین گره می گردد . آلودگی از یک بوته به بوته دیگر توسط هیف های رونده در ناحیه ریشه گیاه صورت می گیرد بخشی از‌ قارچ عامل بیماری از طریق انتقال خاک و بقای میزبان آلوده صورت می‌گیرد.
  مدبریت تلفیق بیماری :
1-تناوب زراعی :بهترین راه کنترل پا خوره است . معمولاً کشت گندم بعد از یونجه شدت بیماری را در اثر کاهش میکرواورگانیسم های آنتاگونیست قارچ افزایش می دهد.
تناوب گندم با یولاف ، ذرت و گیاهان خانواده بقولات در خاک های مرطوب به منظور کاهش بیماری مناسب است .
2-آیش : معمولاً یک یا دو سال نکاشت گندم  یا جو ، جمعیت قارچ را در خاک پایین می آورد .
3- عدم جابجایی بوته های آلوده: با توجه به اینکه عامل بیماری قادر است به فرم جنسی (پرتیس)در خاک و بقایای گیاهی آلوده باقی بماند از جابه جایی بوته های آلوده باید خودداری شود. 
4- شخم :به علت اینکه تراکم عامل تحت تاثیر فعالیت میکرو بیولوژیکی خاک به سرعت کاهش می یابد . انجام شخم بلافاصله بعد از برداشت گندم در جلوگیری از توسعه بیماری موثر است .
5- حذف علفهای هرز گرامینه و بقایای آلوده گیاه
6- تنظیم زمان کشت :کشت دیر در کاهش آلودگی موثر است .
7-استفاده بهینه از کود های ازته : کود اوره نیترات به افزایش شدت بیماری کمک می کند .
8- کنترل بیولوژیکی به دو صورت :
1 -تلقیح  بذر گندم با باکتری  PSEUDOMONAS FLUORESENS2-79 در کاهش بیماری و افزایش محصول موثر است .
2- زوال پا خوره غلات :عبارت است از کشت پیاپی گندم در خاکهی کمی اسیدی که باعت تجمع میکرو ارگانیسم هایی که آنگونیست عامل پا خوره هستند می شود .
9-تنظیم دوره آبیاری
10-  اصلاح بافت خاک


نظرات() 


برچسب ها: پاخوره ،
جمعه 5 آذر 1389

سفیدک سطحی غلات

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری سفیدك پودری غلات
 
 
سفیدك حقیقی یكی از بیماریهای مهم غلات در مناطق مرطوب است . عامل بیماری قارچ Erysiphe graminis (Blumeria graminis)  است كه یك انگل اجباری است و روی جو بیشتر از سایرغلات خسارت وارد می كند .
 
علائم بیماری بصورت لكه های سفید رنگ است كه توسط توده میسلیومی سفید مایل به خاكستری در سطح برگ و سنبله ها نیز آلوده شوند . اندامهای باردهی قارچ به رنگ خاكستری مایل به زرد تا تیره در سطح میسلیومهای پیر تشكیل می شود . در سطح زیرین برگ ؛ در محل آلودگی ، نقاط زرد ریز با بافت مرده دیده می شود . در سطح میسلیومهای كنیدی برها به وجود می‌آیند كه كنیدیهای پودری زیادی تولید می‌كنند .
 
در اواخر فصل رویش ، اندامهای باردهی جنسی قارچ ( كلیستوتیشیوم ) ، به رنگ تیره در سطح توده میسلیوم ، به صورت پراكنده قابل تشخیص است . میسلیومهای قارچ معمولاً به صورت سطحی توسعه می یابند . و تناه در قسمتهای كه هوستوریوم تولید می شود ، میسلیوم به داخل سلولهای اپیدرمی نفوذ می كند . در سطح میسلیوم كنیدی برهای زیادی تشكیل می شود كه حامل كنیدی های تخم مرغی ، شفاف و تك سلولی به ابعاد 8- 10* 20-35 میكرون است . اندامهای تولید مثل جنسی (كلیستوتیشیوم ) قارچ كروی ، سیاهرنگ با دیواره سخت و به قطر 150-300  میكرون است . این اندامها برای تولید آسكوسپور رسیده و به شرایط آب و هوایی و یا زمستانگذرانی نیاز دارند و كلیستوتیشیومهایی كه روی گیاهان در حال رشد دیده می شود ، معمولاً دارای آسكوسپورهای نارس هستند. قارچ E.graminis  از حالت تخصصی بالایی در مقابل میزبان برخوردار است ، به طوری كه برای هر یك از میزبانها ، فرمهای اختصاصی مخصوص به آن میزبان وجود دارد. مثلاً ترتیكاله نسبت به فرمهای مربوط به جو و گندم مقاومت بیشتری از خود نشان می دهد . هر یك از فرمهای اختصاصی نیز نژادهای فیزیولوژیك مختلفی را شامل می شود .
 
 عكس العمل ارقام مختلف میزبان متفاوت است وجود لكه های زرد و قهوه ای همراه با رشد توده میسلیوم و اسپور زایی زیاد ، از مختصات ارقام حساس محسوب می‌شود : در حالیكه در ارقام مقام لكه ها روشن بوده ، توده میسلیومی دیده نمی شود .كلیستوتیشیوم قارچ بوفور در روی بافت آلوده میزبن تشكیل می شود ؛ اما آسكوسپور رسیده در آنها بندرت یافت می شود . ظاهراً آسكوسپورها در ایجاد آلودگی اولیه نقش زیادی ندارند . توسعه قارچ بیشتر توسط میسلیومهایی كه در روی بقایای گیاهی آلوده یا سایر گیاهان زنده زمستانگذرانی می‌كنند صورت می‌گیرد .
 
کنترل:
 
 بهترین روش كنترل قارچ انگل ، استفاده از ارقام مقاوم است . هر چند سمپاشی اندامهای هوایی گیاه توسط قارچكشها(آلتو، فولیکور، تیلت) نیز در بعضی از مناطق متداول است.

نظرات() 


برچسب ها: سفیدک سطحی ، غلات ، سفیدک پودری ،
جمعه 5 آذر 1389

پوسیدگی فیتوفتورایی ریشه و طوفه مرکبات

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

Phytophthora Root & Crown Rot                                                            
گونه های جنس Phytophthora در گیاهان مختلف تولید بیماری می کنند یکی از خطرناکترین بیماریها، پوسیدگی ریشه و طوقة درختان میوه است تا کنون بیش از 60 گونه فایتوفتورا شناسایی شده که بیش از 15 گونه از ایران گزارش شده است همة گونه های فاتیوفتورا انگل اختیاری هستند و روی گیاهان مختلف ایجاد بیماری می کنند گسترة میزبانی اغلب گونه ها هم زیاد است. پوسیدگیهای طوقه ، یقه و ریشة درختان سیب عملاً در تمام کشورهای سیب خیز جهان شیوع دارد ولی در گلابی فقط پوسیدگی طوقه گزارش شده است.
علائم بیماری:علائم پوسیدگی ریشه و طوقه در گیاهان مختلف کم و بیش شبیه به هم است بطوریکه غالباً قارچ موجب پوسیدگی ریشه های فرعی و اصلی شده و موجب ایجاد لکه های آبسوخته روی طوقه می شود که این لکه ها بتدریج قهوه ای تا سیاه شده و ممکن است دور تا دور طوقه را فرا بگیرد و گیاه را از پای اندازد هر چند قارچ در ناحیه ریشه و طوقه تولید بیماری می کند اما در شرایط مناسب اسپورهای قارچ بطرف بالا پرتاب شده (باد یا شتک باران ) و باعث آلودگی شاخه ، برگ و میوه می شوند . ترشح صمغ از نواحی طوقه تا ارتفاع نیم متری تنه از علائم بارز بیماری است صمغ ابتدا آبکی و شفاف است و سپس خشک و در نواحی مرطوب و پر باران ، صمغ در اثر بارندگی حل و شسته شده ، سپس پوسیدگی قهوه ای در طوقه و ریشه بوجود می آید.
 
بیولوژی و رفتار اکولوژیک گونه های عامل پوسیدگی ریشه و طوقه درختان میوه کم و بیش شبیه همدیگر است و به همین دلیل روشهای مبارزه نیز در آنها از اصول مشابهی پیروی می کند در ایران مهمترین درختان میوة میزبان این قارچ عبارتند از مرکبات ، پسته ، سیب ، گردو و بادام . علاوه بر این بیماری از روی درختان انار ، انجیر، زرد آلو، گلابی و آلو نیز گزارش شده است.
 
نشانه های بیماری اغلب نا مشهود است مگر اینکه لایه های خارجی پوست (پریدرم) را تا نزدیکیهای لایة زاینده بردارند و آوندهای آبکشی نمایان شود بافتهای آوند آبکشی در درختهای بیمار به جای آنکه سفید رنگ باشند نکروزه و به رنگ قهوه ای مایل به قرمز هستند که سرانجام با پوسیدن آنها برنگ قهوه ای تیره در می آیند شانکرهای فعال پوسیدگی طوقه در قسمت داخلی تر آوندهای آبکشی حالت نواری مرمری پیدا می کنند و حاشیة مشخص نواحی سالم و آلودة نکروزی را از یکدیگر جدا می کند. در پوسیدگی طوقه ممکن است بافتهای تنه درخت تا ارتفاع یک متری از سطح زمین نکروزه شود. زخمهایی که در اثر این بیماری در تنه ایجاد می شود به سمت پائین (طوقه) و حتی ریشه توسعه می یابند. پوست قسمتهای آلوده بسیار سخت شده و با دست به سختی شکسته می شود پوست تنه در ناحیه طوقه بصورت ورقه های خشک و بطور عمودی از درخت جدا می گردد. با فساد پوست و آوندهای آبکشی در جریان انتقال شیرة پرورده از قسمت هوایی به ریشه اختلالاتی بروز کرده و ممکن است بطور کلی قطع شود و درخت از پا درآید. علائم بیماری گموز ممکن است روی برگ ، جوانه و شاخه نیز ظاهر شود ، برگها از ناحیة دمبرگ حالت رنگ پریدگی به خود گرفته و زرد می شوند این زردی در رگبرگهای میانی به خوبی قابل تشخیص است برگها پس از مدتی ریزش می کنند و درخت ضعیف می گردد. ضعف درخت از نوک درخت شروع شده و به تدریج به قسمتهای دیگر تنه سرایت می کند (Die Back) در مورد مرکبات : در اثر ترشح قطرات باران (Splashing) اسپورهای قارچ از خاک به روی میوه ها منتقل شده و موجب پوسیدگی قهوه ای میوه (Brown Rot) می گردد که در شرایط انباری غالباً پیشرفت می کند و کل میوه قهوه ای می گردد.
 
عوامل بیماری :             Phytophthora spp.(Pythiaceae-Peronosporales-Oomycetes)
 
1)   پوسیدگی طوقه و ریشة سیب ، گلابی ، انار ،گردو، زردآلو     Phytophthora cactorum 
 
2)   پوسیدگی طوقه و ریشة گلابی   Ph.syringae, Ph.cactorum                                           
 
3)   پوسیدگی طوقه و ریشة انار   Ph. cactorum, Ph. citrophthora                                    
4)   پوسیدگی طوقه و ریشة انجیر                                                    Ph.cryptogea     
 
5)   پوسیدگی طوقه و ریشة آلو سیاه                                                       Ph.iranica   
6)   پوسیدگی طوقة پسته =گموز پسته =شیره سیاه پسته                           Ph. megasperma,
  Ph.cryptogea,  Ph.dreshcleri , Ph. nicotiana var. parasitica,  Ph.citrophthora
 
ـ پوسیدگی طوقه انار                       Pomegranate Crown Rot      پوسیدگی طوقه انار در بیشتر باغهای انار استان یزد و شیراز و سایر مناطق انار خیز کشور دیده می شود. پوست درخت در محل طوقه ترک می خورد و بافتهای پوست و قسمتی از چوب دچار پوسیدگی خشک می گردد. در بعضی موارد رنگ چوب در محل طوقه تیره می شود شاخه های سمتی که پوست طوقه آنها دچار زوال شده است از رشد باز ایستاده و برگهای آنها زرد می شود. گاهی پوسیدگی در محل طوقه ها متوقف شده و پوست جدید بوجود می آید که معمولاً بر آمده تر از پوست قدیمی بوده و در حاشیه متورم است. پوسیدگیهای پوست طوقه های مبتلا به بیماری بعد از مدتی خشک شده و می ریزند گاهی پوسیدگی به ریشه ها نیز سرایت می کند و در این صورت درخت به سرعت خشک می شود . در اطراف این درختهای خشک شده و یا مبتلا به بیماری گاهی پاجوش می روید، عامل بیماری پوسیدگی طوقه درختان انار تاکنون به طور قطع مشخص نشده است به ندرت از بعضی درختهای مبتلا به بیماری Phytophthora cactorum جدا شده است ولی نقش آن در پوسیدگی طوقه کاملاً به اثبات نرسیده است. مطالعات انجام شده در باغهای انار شیراز و یزد نشان می دهد که سرمای زمستانه و بهاره می تواند باعث این بیماری باشد. عواملی از قبیل آبیاری زیاد و مصرف کودهای ازته مخصوصا اوره باعث می شود که درخت انار به موقع در پاییز به خواب نرود و مدتی بیشتر سبز باقی بماند. در نتیجه این قبیل درختان انار نمی توانند سرمای 10 تا 14 درجه زیر صفر را تحمل کنند و طوقه آنها دچار ترکیدگی و پوسیدگی می شود. شاخه های صدمه دیده از سرما در بهار دیرتر از خواب بیدار شده و کم برگ می باشند. مطالعات انجام شده با هورمون ژیبرلین که باعث ایجاد تأخیر در خزان درخت می شود نشان می دهد که هر قدر خزان درخت انار در پائیز به تعویق بیافتد درصد سرماخوردگی و در نتیجه پوسیدگی طوقه انار افزایش پیدا می کند.

نظرات() 


برچسب ها: پوسیدگی ریشه مرکبات ، فیتوفتورا ، مرکبات ،
جمعه 5 آذر 1389

ریزومونیای چغندر قند

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

                        
 ریزومونیای چغندر قند 

مقدمه:
      ریزومانیا یکی از مخربترین و پرخسارت‌ترین بیماریهای مهم چغندرقند می باشد که در مناطـق مختلف کشور بویژه مناطق مغان ، اصفهان و خراسان شروع و شیوع کرده وگزارشــاتی نیز مبنی بر صحت وجود این بیماری قید شده است . بیماری ریزومانیای چغندرقند که بخـــاطرعلا مت بیماری (پرمویی و ریش بزی شدن) در دو طرف ریشه اصلی به دیوانگـــــــی ریشه موسوم است ، بوسیله ویروس ( ویروس زردی نکروتیک رگبرگ چغندرقند) که با قــــــارچ خــــاکزی پلی میـکسا بتائه Polymyxa  betae   منتقل می‌شود، حـــــادث می گردد و به جهت کوتوله شدن ریشـه و ادامه رشد ریشه در قسمت سطحی خاک محصول برداشتی خیلی کم میشود و شدیداً عملــکرد شکـر در هکتارکاهش می یابد و عدم رعایت اصول کنترلــــی و کاهش بیماری عمــلاً کشت چغندر قند را درکشور به مخاطره خواهد انداخت.
 
علائم بیماری و تشخیص مزرعه ای :  
در مزارع آلوده در تابستان معمولاً لکه های سفید و زردی در اطراف رگبرگها بوجود می‌آید که از علائم اولیه بیماری می باشد ، برگها ممکن است چروکیــــده و پژمرده شوند و بدون سبزینه باشند ، بعضی وقتها برگهای کوچکتردرقسمت طـوقه جوانه زده و تکثیر یابند. زردی عمومی معمولاً در برگها اتفاق می افتد و بجهت اینکه ریشه های آلوده از لحاظ آب و جذب مواد غـــــذایی در کمبود هستند، نشانه های معمول برگی ، شبیه به استرس آبی یا کمبود نیتروژن هستند. در ســطح پیشرفته بیماری، علائم بیماری شامل کوتوله شدن ریشه گیاه و انشعاب بیش از حد ریشــه های جانبی مرده و پوسیده در اطراف ریشه (غده ) اصلی است که به آن ظاهری ریش دار میدهد، با آلودگــی های بعدی ریشه های ذخیره ای گیاه اغلب پوسیده میشوند و در زیر سطح خاک بهم فشــرده می گردند و غده شکل لیوان ( جام شراب ) را به خود می‌گیرد و حلقه های آوندی نیز ضمن چوبی شدن ظاهــری تیره رنگ (قهوه ای) به خود می گیرد، در بعضی اوقات رگبرگـــها کمی زرد رنگ شده و حالت ایستاده پیدا می کنند، حالت بد شکلی در برگها نیز مشاهده شده و منجر به رشد غیر عادی بافت طوقه گیاه میشود ، امکان سستی و پژمردگی بدون تغییر رنگ در برگ های گیاه در مراحل بعدی وجود دارد و در برخی از موارد بندرت علائم زردی رگبرگی مشخص همراه با لکه های نکروتیک نیز قابل مشاهده است این علائم حتی درصورت نادر بودن از مشخصات بارز بیماری هستند.
 
تشخیص آزمایشگا هی:
      تشخیص درست بیماری در صورت عدم تشخیص مزرعه ای و مشکوک بودن ، بوسیله تست سرولو ژیک آزمایشگاهی ELISA انجام میگیرد.
 
اپیدمی بیماری :
     این ویروس بوسیله قارچ پلی میکسا بتائه منتقل میشود ، این قــارچ در بافت زنده میزبان قادر به تولید مثل است ، قارچ مذکور خاکـــزی بوده وحـامل ویروس عامل بیماری است از میزبا نهای دیگر قارچ مذکـور اعضای خانواده های اسفناجیان و تاج خروس بصورت محدود است و ویروس مذکور از طریق مکانیکی به گونه های میزبان منتقل میشود .               
 
شرایط مطلوب جهت بروز و توسعه بیماری :
 
از شرایط مطلوب بیماری درجه حرارت نسبتاً خاک ( بیش از20 درجه سانتیگراد ) برای مدت طـولانی، رطوبت بالای خاک حاصل از بارندگی‌های مداوم ، بدی بافت خاک ، آبیاری فـشرده ، خاک‌های ضعیف فاقد مواد آلی ، زه‌کشی ضعیف و بی تفاوت بودن خاک نسبت به خاصیت قلیایی ضعیف است. پیشرفت و توسعه این بیماری بستگی به بیولوژی قــارچ ناقل دارد و در کل شدت بیماری در اثر زیادی آب چه از طریق باران و چه از طریق آبیاری باشد بیشتر می شود.
 
کنترل بیماری :
     
  اسپورهای استراحتی پلی میکسا بتائه می توانند در خاک‌های آلوده برای مدت 10 سال به زندگی ادامه دهند ، بنابراین به محض ورود ویروس به اراضی کشاورزی جلوگیری از آلودگــــــی از طریق روش های زراعی یا شیمیایی تقریباً غیر ممکن است .
به هر صورت از اقدامـات اساسی زیر جهت کنترل و کاهش بیماری با رعایت اصولی و صحیح می توان تا حد ریشه کن کردن بیماری و فراتر ازکنترل ، گام برداشت و بهره جست و تا حد امــــــکان مانع از گسترش آلودگی به مزارع سالم گردید .
1-     عدم کشت چغندرقند در مناطق آلوده حداقل تا 5 سال(پرهیز از تناوب تکراری)
2-     استفاده از ارقام مقاوم و متحمل به بیماری مذکور
3-     عدم انتقال خاک و چغندرهای آلوده به مزارع سالم
4-     کشت زود هنگام (خنکی خاک هنوز موجود باشد) تا امکان الگوی کشت
5-     مدیریت صحیح آبیاری اوایل فصل زراعی (شش هفته اول) عدم ماندآبی
6-     اعمال مدیریت صحیح در کود دهی و استرس آبی
7-     کنترل هرزآب  مزارع(جهت جلوگیری از آلودگی مجدد و عدم انتشار اسپورهای عامل آلودگی به مزارع سالم)
8-     بهبود زهکشی مزارع با انجام شخم عمیق و زیر شکنی لایه های سخت
9-     جلوگیری از کوبیدگی و فرسایش خاک (کوبیدگی زهکشی را کاهش می دهدو فرسایش بادی خطر انتشار بیماری را افزایش میدهد).
10-  رعایت بهداشت کنترل آلودگی در استفاده از ادوات کشاورزی(ضد عفونی و شتشو با مواد شوینده)
11-  رعایت قرنطینه بذور وارداتی و رعایت کنترل ایزولاسیون مزارع آلوده
12-  کنترل جابجایی گله های گاو و گوسفنددر بین مزارع آلوده به مزارع سالم
13-  تمیز نمودن خاک همراه (لاستیک و سایر قسمتهای تراکتورو ماشینهای خاک ورزی و ماشین آلات برداشت)
14-  استفاده از پوتین و چکمه پلاستیکی در بازدید از مزارع آلوده(ضدعفونی آنها و در صورت شدت آلودگی سوزاندن آنها)
15-  استفاده از مواد ضدعفونی خاک مثل Telone II . (مقرون به صرفه اقتصادی نیست)
16-  پرهیز از عملیات زراعی غیر ضروری در مزرعه(جهت کاهش پخش و گسترش عامل بیماری)
17-  استفاده از آب گرم بعلاوه صابون ، تحت فشار جهت پاکسازی و تمیز نمودن ادوات کشاورزی و وسایل حمل و نقل
 
         کنترل بهتر از مبارزه است استانداردها را رعایت کنیم تا خدای ناکرده........
بیماری لکه گرد برگ چغندرقند
بیماری لکه گرد برگ چغندرقند که عامل آن یک نوع قارچ می باشد در بیشتر مناطق چغندرکاری کشور شیوع دارد ولی در مناطقی مانند خوزستان که آب و هوای گرم و مرطوب دارند از اهمیت اقتصادی زیادی برخوردار است.
 
علایم و خسارت بیماری
با شروع آلودگی، لکه های گردی که قطرشان به حدود 2 تا 5 میلی متر می رسد روی پهنک برگ های مسن تشکیل می شود .
قسمت مرکزی لکه های گرد به رنگ قهوه ای روشن است که در حاشیه ارغوانی متمایل به قرمز یا قهوه ای می باشند. با پیشرفت آلودگی،‌تعداد لکه های گرد در سطح پهنک برگ افزایش یافته و به هم متصل می شوند در این حالت امکان دارد تمام برگ ابتدا زرد و سپس قهوه ای شده و سرانجام از بین برود. با پیشرفت بیماری، مرکز لکه های گرد خاکستری می شوند و در روی دمبرگ ها لکه های کشیده و به رنگ تیره ظاهر می شود. برگ های مرده در حالیکه به بوته چغندرقند چسبیده اند به حالت آویزان باقی
می مانند ولی در مرکز بوته برگ های جوان رشد می کنند. برگ های جوان پس از رسیدن به رشد کامل علایم بیماری را نشان داده و به تدریجح خشک  می شوند. در این حالت قسمت طوقه طویل شده و مخروطی شکل می شود و ظاهری شبیه به میوه آناناس پیدا می کند.
ادامه رشد برگ های جوان باعث می شود که موادغذایی ذخیره شده در ریشه مصرف و در نتیجه میزان محصول ریشه و قند آن کاهش یابد. اندامهای هوایی چغندرقند بذری (دو ساله) نیز به این بیماری مبتلا می شوند. حمله عامل بیماری به قسمت زایشی بوته (گل ها) موجب از بین رفتن آنها شده و باعث کاهش محصول بذر می شود.  
 


نظرات() 


برچسب ها: ریزومونیای چغندر قند ، ریزومونیای چغندر ،
جمعه 5 آذر 1389

بیماری غربالی درختان میوه

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری غربالی درختان میوه
 
( Shot hole or Coryneum Blight)
 
تاریخچه و مناطق انتشار:
این بیماری اولین بار در سال 1842 در کشور فرانسه بوسیله Leveille شناخته شده است امروزه در کلیه نقاط جهان از جمله در آمریکا شمالی و آمریکای جنوبی و اروپا و استرالیا و نیوزلاند و سایر نواحی جهان وجود داشته و خسارت زیادی وارد می نماید. (زمستان 1343).
 
در ایران اولین بار اسفندیاری در سال 1375 این بیماری را روی درختان میوه هسته دار در مازندران ، گیلان ، گرگان و آذربایجان گزارش نموده است . بیماری در اکثر مناطق کشور کم و بیش وجود دارد و تا کنون از شهرهای شیروان ،‌گنبد ، بجنورد ، قوچان ،‌ماکو ، خوی و نهبندان و بسیاری از شهرهای دیگر گزارش گردیده است . شدت بیماری در استان آذربایجان و بویژه در باغهای قدیمی زیاد ا ست (اشکان ،‌اسدی 1350، ارشاد 1356)
 
در ایران تا کنون این بیماری روی درختان زرد آلو ، گیلاس . آلبالو . گوجه ، هلو ، شلیل و بادام دیده شده است و خسارت عمده آن بیشتر متوجه درختان زرد آلو می باشد.
 
اهمیت بیماری :
بیماری غربالی نه تنها باعث ضعف درخت و کاهش مقدار و ارزش محصول میشود بلکه بدلیل لکه ها و زگیل هائیکه روی میوه بجای می گذارد ارزش صادراتی برگه و قیسی حاصله از میوه های آلوده را نیز به نحو بارزی پائین می آورد. در بسیاری از باغهای آذربایجان شرقی و غربی و همچنین بعضی از باغهای خراسان و همدان بیماری شدت دارد که تمام جوانه ها و سر شاخه های درخت زرد آلو در اثر این بیماری خشک شده و درخت عملاً استفاده ای ندارد. درختان آلوده ایکه به حیات خود ادامه می دهند نیز بدلیل خشک شدن برگها و کاهش سطح سبز آنها در دوره فعال گیاه بطور غیر مستقیم لطمه دیده و در نتیجه مقدار محصول آنها پائین می آید. میزان خسارت سالیانه این بیماری در ایران بطور دقیق معلوم نیست و روی محصول زرد آلو معادل 224 میلیون ریال بر آورد شده است (اشکان واسدی 1350)
 
علائم بیماری :
 
زرد آلو ، هلو،‌گیلاس ، آلو و آلبالو از میزبانهای مهم این بیماری است. سرشاخه, گل, برگ, میوه و جوانه های درختان فوق مورد حمله این بیماری قرار می گیرند منتها اندام های مورد حمله و علائم آنها روی میزبانهای مختلف با هم فرق دارند. بدین معنی که در زرد آلو میوه ، برگ و جوانه ها مورد حمله قرار می گیرند ولی علائم روی سرشاخه ها دیده نمی شود. در بادام علائم روی سر شاخه ها و مخصوصاً برگ ظاهر می شود در صورتیکه به میوه خسارت وارد نمی آید در گیلاس علائم بیماری روی میوه برگ و جوانه ها و سرشاخه ها بوضوح دیده می شود در حالیکه در هلو نشانه های بیماری را روی میوه بندرت می توان دید در عوض برگ سر شاخه ها و جوانه های خواب این گونه به شدت مورد حمله قرار می گیرند.
 
در زرد آلو و قیسی خسارت مهم و شدید این بیماری روی برگ و میوه می باشد و حتی جوانه های برگ و گل را مورد حمله قرار می دهند و اصولاً شاخه های جوان بندرت مبتلا می شوند.
الف-نشانه های غربالی روی برگ: حالت غربالی و سوراخ شدن برگها مشخص ترین و فراوانترین علائم بیماری است. در زرد آلو علائم بیماری همزمان با موقعی که جوانه های برگ باز میشود و هنوز برگ شکل و اندازه و حتی رنگ طبیعی بخود نگرفته بصورت لکه های گرد که در ابتدا برنگ قرمز متمایل به بنفش و در وسط تیره تر است بروز می کند. بتدریج این لکه های کوچک بزرگتر شده و از وسط شروع به خشک شدن نموده و برنگ قهوه ای در می آیند در این حالت حاشیه لکه ها بسیار مشخص و اغلب قهوه ای تیره می باشد. در این مرحله پیشروی لکه ها متوقف می شود و بتدریج بافت مرده برگ از نسج زنده به طریق پاره شدن پارانشیم وبشره جدا می گردد. به محض اینکه این پارگی کامل شد قسمت داخلی جدا شده و می افتد و در نتیجه سوراخی در پهنگ برگ ایجاد می شود که پیرامون آن یک نوار چوب پنبه ای قهوه ای کشیده شده است. شکل سوراخها معمولاً دایره ای بیضی و گاهی اشکال غیر هندسی و نامنظم می باشد. اندازه تنها بسته به زمان وقوع آلودگی از ته سنجاق تا قطر 6 میلیمتر و گاهی بیشتر تغییر می کند ولی لکه های دایره ای شکل معمولاً 4 تا 5 میلیمتر هستند. گهگاهی چند تا از لکه های بیماری بهم پیوسته و سوراخهای بزرگ و بیشکل بوجود می آیند که ممکن است با حشره خوردگی اشتباه شود.
 
این حالت یعنی توسعه بهم پیوستگی لکه های بیماری روی برگ بیشتر در موارد وقوع آلودگی های شدید اولیه در مرحله ایکه برگها دارای بافت لطیفی هستند رخ میدهد و در آلودگی های دیر هنگام چون برگها ضخامت کافی پیدا کرده اند و نیز بدلیل عدم رطوبت کافی و مناسب در محیط علائم برگی معمولاً به صورت سوراخهای منفرد ، ‌ریز و ته سنجاقی بروز می کند. احتمالاً واریته های مختلف نیز مقاومتشان در مقابل بیماری فرق داشته باشد.
 
در هلو لکه ها معمولاً در حاشیه برگها در طرفین و رگبرگ اصلی ظاهر می شود و یکنواختی سوراخ های ایجاد شده از نظر اندازه و شکل بیشتر از زرد آلو است.
لکه ها و سوراخهای ایجاد شده روی برگ گیلاس بزرگتر از لکه های برگ آلو و بادام میباشد. شکل و اندازه آنها بسیار نامنظم و متغییر است. معمولاً چند تا لکه مجاور هم ظاهر شده و قسمت بزرگی از پهنک برگ را فرا می گیرد. در گوجه و آلبالو لکه و سوراخهای غربالی نسبتاً منظم و مدور می باشد ولی اندازه آنها در آلو بزرگتر است.
 
ظهور علائم بیماری روی برگ بادام خیلی شبیه علائم آن روی برگ زرد آلو بوده و همزمان با باز شدن جوانه ها و پیدایش برگها می باشد. معمولاً اندازه سوراخها یکسان و شکل شان همانند است, قطرشان از 2 تا 4 میلیمتر متغییر است و از سوراخهای برگ زرد آلو کوچکتر حاشیه سوراخهای ایجاد شده روی برگ بادام قهوه ای مشخص و تعداد آنها نیز نسبت به زرد آلو بیشتر و متراکمتر است. لازم به ذکر است که مشبک شدن برگ و پیدایش لکه های نکروزه فقط مربوط به بیماری غربالی نبوده بلکه
 
قارچهایی مثل:
 
Cercospora circumscissa , Phyllosticta prunicola , Fusicoccum amygdali
 
باکتریهایی از قبیل :
 
Pseudomounas syringae , Pseudomonas morsprunorum
 
و ویروسهائی مانند ویروس لکه حلقوی هلو نیز لکه ها و سوراخهایی شبیه علائم غربالی در برگ درختان میوه بوجود می آورند.
 
ب-نشانه های غربالی روی میوه :
میوه زرد آلو ،‌گیلاس و آلبالو مورد حمله این بیماری قرار میگیرند
علایم روی درختان گوجه ای که بشدت مورد حمله بیماری غربالی قرار گرفته بودندبصورت صمغ زدگی زیاد میوه های آن بدون وجود لکه مشخص دیده شده که احتمالا ًناشی از آلودگی به بیماری غربالی می باشد.
 
روی میوه زرد آلو وقتی به اندازه مغز پسته است علائم غربالی به صورت لکه های قرمز مایل به بنفش و به اندازه ته سنجان ظاهر می گردد بتدریج که میوه درشت میشود این لکه ها برآمده شده و به صورت نقاط برجسته یا خال جوش در می آید و رنگشان قهوه ای می شود لکه ها و برآمدگیها ابتدا در سطح فوقانی میوه ها بصورت پراکنده یا تراکم بروز می کند و بعداً به سطح زیرین میوه نیز می رسد. در مواردی دیده شده است که حمله بیماری به میوه ها در بعضی ارقام و یا در شرایط خاص ، مواجه با عکس العمل آن میشود بدین معنی که بجای ظهور خال جوشها, گوشت میوه تحریک شده و به صورت پستانک نوک تیزی بالا آمده و رشد آن متوقف می شود در مواقعی که شرایط جوی برای رشد و نمو بیماری مناسب است, تعداد زیادی خال جوش بطور متراکم در سطح میوه ظاهر می شود. بطوریکه در این قسمت اپیدرم میوه کاملاً فاسد و چوب پنبه ای شده و از آن شیره تراوش می شود که بعداً سفت شده و بصورت صمغ در می آید گهگاهی بد شکلی هم در میوه های زرد آلو دیده می شود. حمله غربالی به میوه های جوان ،‌منجر به ریزش آنها می گردد بهمین جهت حدود 5 درصد از میوه های ریز در همان مراحل اولیه رشد در اثر حمله این بیماری ریخته و از بین می رود حمله بیماری به میوه زردآلو یکی از مخرب ترین حالات خسارت بیماریست.
 
نشانه غربالی روی میوه هلو به دو صورت ظاهر می شود:
 
الف) میوه های هلو در مراحل اولیه رشد مورد حمله قرار گرفته و می ریزد. بهمین جهت میوه های باقیمانده روی درخت علائمی معمولاً از خود نشان نمی دهند , میوه های بسیار ریزیر حالیکه هنوز میوه ها شکلی به خود نگرفته شروع به ریزش می کنند و این عارضه معلول تاخت و تاز مستقیم قارچ روی میوه و همچنین نصف سر شاخه هائیکه روی آن شانکرهای بیماری به فراوانی مستقر است. این علامت در هلوهای ایران زیاد به چشم میخورد
 
 
 
ب) وقتی میوه به درشتی میوه زیتون رسید تعداد زیادی لکه های کوچک مدور که ابتدا قرمز و بعد قهوه ای می شود روی آن مخصوصاً در حوالی دم میوه ظاهر می شود. اپیدرم میوه در قسمت لکه ها کرک طبیعی خود را از دست داده و به صورت پوسته ای در می آید که ممکن است بعداً بیافتد. ریزش این پولکها باعث ناهموار شدن سطح میوه می شود البته لکه های میوه هلو سطحی بوده و معمولاً رشد آنرا مختل نمی کند. (Viemont Bourgin, 1949) اینگونه علائم در ایران هنوز مشاهده نشده است (اشکان و اسدی 1350).
 
علایم روی میوه گیلاس بیماری به صورت لکه های قهوه ای تیره ظاهر می شود که بتدریج گوشت میوه در محل لکه ها فرو رفتگی پیدا کرده و خشک و سیاه و ترکدار می شود گودیهای ایجاد شده معمولاً عمیق بوده و در غالب اوقات عمق آن تا هسته می رسد . در اینصورت گوشت میوه در پیرامون حفره های ایجاد شده به سمت داخل کشیدگی پیدا می کند قطر این حفره ها 5 تا 6 میلیمتر است.
روی میوه آلبالو لکه ها شبیه گیلاس است ولی فرو رفتگی حفره کمتر از آن می باشد به نظر می رسد. مکانیزم ایجاد فرو رفتگی در میوه گیلاس و آلبالو بدین ترتیب باشد که میوه در مراحل اولیه تشکیل و در دوران نارسی مورد حمله بیماری قرار گرفته و موجب چوبی شدن و توقف رشد قسمت آلوده می شود و رشد بعدی سایر قسمتهای گوشت میوه باعث می گردد که محل لکه به صور مختلفی ،‌فرو رفتگی پیدا کند.
 
ج)نشانه های غربالی روی سرشاخه ها و جوانه ها :
علائم این بیماری روی سرشاخه ها اکثراً به صورت شانکر و ترک خوردگی ظاهر میشود و تشخیص آن احتیاج به دقت و آشنایی چشم دارد . آلودگی سرشاخه ها از آن جهت مهم است که باعث انهدام جوانه ها و ضعف درخت می گردد. سرشاخه های درخت زردآلو معمولاً مورد حمله بیماری غربالی نمی گیرد و علائمی روی آن مشهود نیست لیکن جوانه های آن باین بیماری مبتلا می شود . جوانه های آلوده معمولاً رنگشان تیره گاهی پوشیده از یک لایه ترشحات خشک صمغ به مانند است.
 
غربالی روی سرشاخه های نازک و سبز گیلاس ابتدا به صورت لکه های قهوه ای و برجسته ظاهر میشود که بتدریج با پیشرفت مرض ترک خورده و حالت زخم بخود می گیرد. این حالت در مراحل آخر شبیه نیمرخ دانه گندم در طرف شیار آن می باشد . معمولاً قایقی شکل و اندازه آنها به 3 تا 2 میلیمتر می رسد پیدایش این زخمها در فصل بهار موقع ظهور شکوفه ها حائز اهمیت است زیرا چنانچه زیر جوانه های گل دهنده بروز کند باعث توقف ناگهانی رشد گیاه و خشک شدن سرشاخه ها و شکوفه ها می گردد در حالتهای شدید ،‌بسیاری از جوانه های گل و برگ و سر شاخه های درخت گیلاس به این ترتیب از بین می رود تشخیص این حالت بیماری معمولاً مشکل و با توجه به علائم روی برگ و میوه امکان پذیر است.
 
سرشاخه های سبز جوان بادام به شدت مورد حمله غربالی قرار می گیرد و سرتاسر آن لکه های گرد یا بیضی شکل ظاهر می شود قطر لکه های گرد بین 3 تا 4 میلیمتر تغییر می کند ولی پاره ای از اوقات لکه ها دراز و کشیده بوده و طول آن به 6-7 میلیمتر می رسد. رنگ لکه ها موقع ظهور ارغوانی و سپس قهوه ای می شود . معمولاً مرکز لکه قهوه ای روشن است که وسیله نوار قهوه ای تیره محاط شده است. این دو رنگی به لکه های سرشاخه های بادام حالت چشم میدهد. گاهی لکه ها ترک خورده و از آنها صمغ تراوش می شود.
 
شانکرهای غربالی روی شاخه های هلو شبیه علائم آن روی شاخه های بادام است با این تفاوت که زخمها معمولاً بزرگتر است بنحویکه گاهی اوقات اطراف سرشاخه ها را اشغال می کند و منجر به خشک شدن جوانه ها و قسمتهای بالایی می شود صمغ زدگی در سرشاخه های هلو بیشتر از بادام اتفاق می افتد . روی سرشاخه های آلو و گوجه علامتی از غربالی دیده نشده است (اشکان واسدی1350) .
 
عامل بیماری :
 
قارچ
 
Stigmina carpophila
 
- Moniliales
 
-Hyphomycetidae
 
-Deuteromycetes
 
-Deuteromycota
 
این قارچ دوازده همنام دیگر دارد از آنجمله Clasterosporium carpohilum دراروپا عامل بیماری Coryneum beijerinckii معرفی شده است.
اندامهای رویشی و باروی این قارچ منحصر به میسلیوم ، کنیدی و کنیدیوفور است، قارچ دارای میسلیوم استوانه ای و بند بند بوده, رنگ آن متمایل به قهوه ای است و میسلیوم روی تمام قسمتهای مورد حمله(پارانشیم برگ و پارانشیم ناحیه پوست شاخه های جوان و سطح میوه) دیده می شود.
 
اندامهای زادآوری قارچ اسپورودوکیوم نام دارد که در زیر کوتیکول یا اپیدرم اندامهای آلوده تشکیل می شود. کنیدها تیره به رنگ سبز زیتونی متمایل به قهوه ای 3 تا 5 سلولی ، کمی خمیده و دو سر گرد می باشد.
 
چرخه بیماری :
 
قارچ عامل بیماری غربالی ،‌زمستان و همچنین سایر مواقع نامساعد را به صورت ریسه ، استروما و کنیدی در جوانه های آلوده و یا زخمهای روی سرشاخه ها به سر می برد . کنیدیها به صورت آزاد و یا چسبیده به توده های صمغ مترشحه از زخمها و یا در استروما خود را از سرما و یا سایر شرایط نامساعد حفظ کرده و از سالی به سال دیگر باقی می ماند عامل بیماری در مواقع نامناسب در هلو و بادام به صورت ریسه ،‌در زخم سرشاخه ها و جوانه های آلوده به سر می برد. ریسه هائیکه در شانکرها و یا جوانه های درخت وجود دارد در بهار و به محض مناسب شدن شرایط جوی تولید کنیدی می کند . کنیدیها به وسیله باران و باد پخش شده و روی میوه و برگها قرار می گیرند. تولید کنیدی در دمای 9 درجه سانتیگراد شروع و در حرارت 19 الی 23 درجه سانتی گراد به اوج میرسد. چنانچه هوا مرطوب و بارانی باشد کنیدیها به محض رهائی جوانه زده و تولید آلودگی می نمایند. بهمین جهت در سالهایی که پائیز آن ملایم و میزان رطوبت بالاست جوانه ها قبل از خواب زمستانه به شدت آلوده می شوند وو منبعی برای آلودگیهای بهار سال بعد خواهند بود. لوله تندش از راه نفوذ مستقیم و یا از روزنه ها وارد بافت گیاه می گردد. بنابر مطالعات ساموئل در سال 1927 آلودگی برگ بادام به طریق نفوذ مستقیم لوله تندشی در کوتیکول اتفاق می افتد بازتاب و واکنش هائیکه در برگ بادام در اثر قارچ S. carpophila اتفاق می افتد عبارتست از افزایش اندازه سلولها درمزوفیل سالم مجاور نسج منهدم شده که منجر به انسداد فضای بین سلولی و در نتیجه ظهور یک خط لهیدگی و هم چنین چوبی شدن و پیدایش سلولهایی داخل این ناحیه می گردد. در این حالت اگر رطوبت زیاد و برگها نسبتاً جوان باشند ،‌بریدگی اپیدرم در دو سطح برگ پیدا شده و تیغه های بین جدار سلولهای خارج ناحیه چوبی شده حل شده و قرص آلوده می افتد. سلولهای ناحیه مریستم معمولاً سعی می کنند بریدگی را ترمیم نمایند . دوره کمون بیماری از 3 الی 20 روز بسته به نوع اندام مورد حمله تغییر می کند.درجه حرارت مناسب برای رشد قارچ 19 درجه سانتیگراد است.(اشکان و اسدی 1350)قارچ عامل بیماری انگل اختیاری بوده و روی محیط غذایی مصنوعی می توان آن را کشت داد.از لکه های برگ مخصوصاًوقتی مسن باشد، جدا کردن قارچ مشکل است ولی از لکه های روی میوه زردآلوجدا سازی عامل بیماری به سهولت انجام می شود.
 
باران برای جوانه زدن کنیدیها ضرورت دارد. از لحاظ انتشار عامل بیماری، باران کنیدیها را از لابه لای فلسهای جوانه ها و شاخه های مریض شسته و از قسمتهای بالای درخت به قسمت پائین منتقل می نماید و بدین لحاظ است که قسمت پائینی درخت شدیدتر آلوده می باشد. کنیدی برای جوانه زدن احتیاج به یک غشاء نازکی از رطوبت که اطرافش را بگیرد دارد و تحت اثر این رطوبت است که کنیدی می تواند تندش پیدا کرده و لوله ای از خود خارج ساخته و در نسج نبات نفوذ کند لذا از این نکته نتیجه گرفته می شود که در هوای خشک به هیچ وجه بیماری به وسیله این قارچ ایجاد نمی گردد.
 
اثر رطوبت و دما بر روی آلودگی و توسعه بیماری غربالی بادام با عامل Wilsonomyces carpophilus
 
دما و طول دوره رطوبت در طی دوره تلقیح عامل بیماری بر توسعه بیماری غربالی روی برگ های بادام با عامل Wilsonomyces carpophilus ( stigmina carpophilus) تاثیر می گذارد. در مطالعات كنترل شده از نظر محیطی شامل یك دوره رطوبت 14 ساعته به ترتیب 40-1 زخم روی هر برگ پس از 10 روز و در دمای 22درجه سانتیگراد ایجاد شد.افزایش طول دوره نمناكی در مدت دوره آلودگی صرفنظر از دما ، تعداد زخم ها  را بر روی برگ افزایش داد.                                                    
 
تعداد زخم های ایجاد شده زمانی كه در دوره رطوبتی بیشتر از 12 ساعت ، دما از 8 درجه به 22درجه سانتیگراد افزایش پیدا كرد شروع  به افزایش كرد. در دمای 8 درجه 4.7 و 45.6 زخم در هر برگ به ترتیب در دوره رطوبتی 30 ساعته و 48 ساعته تشكیل شد و در دمای 15 درجه و با دوره رطوبتی 28 ساعته پس از 15 روز 110 زخم تشكیل شد.
 
دما پس از دوره آلودگی در ظهور علایم ، مقدار توسعه زخم ها و غربالی شدن زخم ها تاثیر می گذارد اما بر تعداد زخم های تشكیل شده بی تاثر است . غربالی شدن زخم ها در 22درجه سانتیگراد (%72 از زخم ها غربالی شدند ) به طور معنی داری بیشتر از میزان آن در 8 درجه سانتیگراد (%  0.3 ) و 15 درجه (% 3.9 ) بود. علاوه بر این، دوره رطوبتی پس از یك دوره آلودگی اولیه منجر به تعداد بیشتری زخم و شاخص بالاتری از بیماری پس از 8 روز در 8، 15، و 22 درجه سانتیگراد و تشكیل اسپوردوخیوم پس از 16 روز در دمای 22 درجه می شود.
 
 مطالعات مزرعه ای با تعداد روز های محدود و مشخص و دمای شبانه معین و دوره رطوبتی 12-10 ساعته و  16-14 ساعته به طور متوسط به ترتیب منجر به ایجاد 6.6 و 16 زخم در هر برگ شد. در مطالعات با دوره های رطوبتی بیشتر همچنین منجر به افزایش آلودگی برگ و بالا رفتن شاخص بیماری شد . درصد جوانه زنی (تندش) كنیدی های W. carpophilus در 4 ساعت %  85.3  و در 8 ساعت% 99.2 در دمای بین 10 و 30 درجه سانتیگراد تعیین شد.ایزوله های بیمارگر  از نظر ایجاد واكنش ضد پاتو‍‍ژنی روی برگ های بادام رقم های Neplus ultra  ، Carmel، Mhssion و Nonpareil  تست شدند.
 
امروزه مدل های پیش آگاهی بیماری غربالی در صورتی كه اینوكولوم  بیماری در منطقه وجود داشته باشد بر اساس میزان دما و طول دوره نمناكی طراحی میشوند.
 
کنترل :
از بین بردن کنیدیهای قارچ در قسمتهای آلوده درخت با مواد شیمیایی هیچ گاه با موفقیت قطعی توأم نبوده است فقط بر اثر مبارزه شیمیایی، بیماری کنترل و از شدت خسارت آن کاسته شده است.
در مورد این بیماری سمپاشیهای پیشگیری کننده کاملاً مؤثر بوده است. پروفسور R.E.Smith در سال 1906 محلول بردو(10-10-100)به منظور مبارزه با قارچ عامل بیماری غربالی به کار برد و از آلودگی جدید به طور کامل جلوگیری کرد ولی در بعضی از درختان به رشد و نمو درخت صدمه وارد شد(اثرات سوزانندگی مس)به عقیده دکتر Smith شرط موفقیت در مبارزه شیمیایی، انتخاب موقع سمپاشی است که باید بلافاصله قبل و یا بعد از بارانهای متعدد اواخر پائیز تا اوایل بهار صورت گیرد.
 
ـ تجربیات پروفسور E.E. Wilson در کالیفرنیا در مبارزه با بیماری غربالی با محلول بردو را دلخواه و مطلوب نشان داده است زیرا این سم می تواند کنیدی قارچ را به خوبی کشته و دوام خوبی در مقابل شستشوی باران و سایر عوامل جوی نشان می دهد. در حدود4/1 مس مصرف شده در محلول بردو که در پائیز به درختان پاشیده شده در بهار روی ساقه ها اندازه گیری شده است.سمپاشیهای پائیزه از آلوده شدن جوانه های خواب در طول فصل پائیز و زمستان جلوگیری می کند. تحقیقات و مطالعات زیادی در استرالیا و ایالت کالیفرنیا درباره موقع مبارزه به عمل آمده و به این نتیجه رسیده اند که برای جلوگیری از آلودگی میوه و برگ موقعی که شکوفه از جوانه های خواب زمستانی بیرون آمده ولی هنوز گلبرگها باز نشده اند باید سمپاشی نمود.گاهی اوقات هم سمپاشی دوم بهار بلافاصله پس از ریختن گلبرگها لازم می شود.
 
در نروژ برای مبارزه از محلول بردو(8-8-100)و یا(4-3-100) قبل از گل کردن و بعد از گل کردن درختان استفاده می شود.
 
اشکان و اسدی(1350)،آزمایش های متعددی در امر مبارزه شیمیایی علیه بیماری غربالی انجام داده اند که به اختصار شرح داده می شود:
از میان قارچکش های آزمایش شده کاپتان(ارتوساید 50)، ملپرکس، پولیرام و لوناکول که برای سمپاشی بهاره به کار رفته است، قارچکش کاپتان برای مبارزه با بیماری غربالی بهترین است.کاپتان نه تنها در جلوگیری از بیماری مؤثر است بلکه برگ و مخصوصاً میوه های درختانی که با آن سمپاشی شده اند شفافیت و جلای خاصی پیدا می کند.بهترین نتیجه از سمپاشی موقعی حاصل می شود که درختان مبتلا 1 مرتبه در اواخر زمستان قبل از بیدار شدن درختها و تورم جوانه ها با محلول بردوی 2 درصد و 3 مرتبه در بهار با کاپتان 3 در هزار سمپاشی شود که اولین سمپاشی بهاره بلافاصله بعد از ریزش گلبرگها و در سمپاشی به فاصله 14 روز از همدیگر توصیه می گردد سمپاشی با محلول بردو بهتر است 2 مرتبه یکی در پائیز پس از ریزش برگها و دیگری در اسفند ماه قبل از بیدار شدن درختها صورت گیرد و بدین ترتیب می توان سمپاشی بهاره را تا حتی 1 مرتبه هم تقلیل داد.
 
مبارزه بیولوژیک:
بررسی حالت تضاد قارچهای ساپروفیت با عامل بیماری غربالی زردآلو مشاهده گردید که در میکوفلور اندامهای هوایی درختان زردآلو، قارچ Trichoderma viride Pers دارای حالت تضاد با عامل بیماری غربالی است.با استفاده از این پدیده ممکن است از قارچ viride T.در مبارزه بیولوژیک علیه بیماری غربالی درختان زردآلو در باغات میوه استفاده نمود.
 

نظرات() 


برچسب ها: بیماری غربالی درختان میوه ، غربالی درختان میوه ،
جمعه 5 آذر 1389

بیماریهای مرکبات

• نوشته شده توسط: حاتم زاده


سر خشکیدگی درختان مرکبات (ناتراسیا) Citrus dieback

در ایران علاوه بر مرکبات به سایر درختان منجمله بادام، زردآلو، گیلاس، اوکالپتوس و … پسته، انار، توت، حمله می کند. ولی بیماری در همه گیاهان اهمیت ندارد، بیماری در خوزستان وسایر مناطق گرمسیری اهمیت دارد در فارس گاهی روی سیب نیز دیده شده است. در شهرستان جهرم به شدت درخت توت را مورد حمله قرار میدهد (مهندس ایازپور). عامل بیماری قارچ Nattrassia mangiferae است قارچ بیشتر از محلهای آفتاب سوخته و قسمتهایی از درخت که در معرض آفتاب وگرمای شدید است وارد می‌شود. علائم به صورت ورقه‌ورقه شدن پوست که زیر آن پودر سیاه رنگ (آرترو کنیدیم ) قارچ است دیده می‌شود، قارچ پیکنیدیم نیز تولید کرده که در بافت گیاه تشکیل شده و اهمیت چندانی ندارد، معمولاً قارچ در دمای زیر 30 درجه سانتیگراد خسارت نمی‌زند.


کنترل شیمیائی :

اکسی کلرور مس (کوپراویت ) WP35% به میزان 5 در هزار

توصیه:

1- تقویت درختان بخصوص در مقابل تنشهای آبی وآفتاب سوختگی

2- حذف شاخه‌های آلوده

3- در صورت امکان اجتناب از کشت ارقام پرتقال، لیمو، نارنگی گریپفروت و نارنج که حساسیت بیشتری دارد.

4- بهداشت باغ (خروج چوبهای آلوده )

بیماری مرگ گیاهچه مرکبات Citrus Damping off of seedlings

خسارت وشدت بیماری مرگ گیاهچه بیشتر در خزانه و نهالستانهاست. این بیماری وقتی در خزانه حرارت ورطوبت خاک زیاد باشد وحرارت برای قارچ عامل بیماری مناسب است خسارت شدید می‌شود. دو نوع از این بیماری تشخیص داده شده است یکی قبل از بیرون آمدن گیاهچه ودیگری پس از ظهور گیاهچه. قارچ عامل Rhizoctonia solani که عامل اصلی مرگ گیاهچه است همچنین قارچهای پیتیوم و فایتوفتورا نیز اگر درجة حرارت ورطوبت زیاد باشد به گیاه حمله می‌کند. بر اساس تحقیقات مهندس ایازپور در جهرم جنس پونسیروس نسبت به بیماری مقاوم و هیبریدهای آن حساس می‌باشد.



کنترل بیماری :

1- تهیه خزانه سالم با استفاده از خاک بکر

2- ضد عفونی خاک خزانه با متیل برو ماید و D-D و واپام

گموز‌‌ ‌‌مرکبات Citrus gummosis

بیماری گموزGummosis یا پوسیدگی طوقه‌ و ریشه Root-rot درختان مرکبات اولین بار در سال1834 ازآسور گزارش گردیده است. در ایران بیماری اولین بار در سال 1320 گزارش شده و در مناطق شمالی و جنوبی کشور بخصوص خوزستان و فارس وجود دارد.




عامل بیماری در بیشتر مناطق ایران Phytophthora citrophthora و Phytophthora parasitica می‌باشد. قارچ Phytophthora ازقارچهای کاذب Oomycetes است که فرم جنسی آن بصورت oospore است. قارچ دارای تیپهای متفاوت وهتروتالیک است. اما‌ زمستانگذرانی بوسیله ااسپور وکلامیدسپور می‌باشد.

علائم بیماری بروی طوقه در ابتدا به صورت لکه کوچک قهوه‌ای ظاهر شده که خیلی نامشخص است وبه تدریج گسترش یافته وجهت پخش آن به طرف بالا است وبه صورت بیضی در می‌آید وآوندهای آبکش را از بین می‌برد. در محل آلودگی مرکبات ترشح صمغ دارد از جمله موارد دیگر مورد حمله ریشه است؛ که اغلب لهیدگی وسیاه شدن ریشه را در پی دارد. در بارندگی شدید میوه نیز بر اثر حمله قارچ دچار آسیب می‌شود.

کنترل: شامل پیشگیری ومعالجه می‌باشد.

پیشگیری :

1- انتخاب پایه مقاوم : انواع پرتقال، انواع نارنگی، لیموترش، لیموشیرین، بکرائی و ترنج از جمله ارقام حساس می‌باشد. نارنج (به تریستیزا حساس) ونارنج پونسیروس تریفولیاتا (به اگزوکورتیس حساس) به بیماری گموز مقاومند.

2- محل پیوندک باید 30-15 سانتیمتر از خاک فاصله داشته باشد.

3- حذف علفهای هرز از دور طوقه

4- خوداری از ایجاد زخم اطراف طوقه

5- جلوگیری از جمع شدن آب دور طوقه درخت

6- ضدعفونی ریشه توسط محلول بردو 3 درهزار

7- خرید نهال سالم از خزانه

8- باید دقت شود در حین پیوندزنی قطراتی از آب یا ذره‌ای ازخاک باغ بین پایه وپیوندک قرار نگیرد.

9- فواصل بین درختان حفظ شود

10- اگر پوسیدگی بیشتر از نصف دور طوقه را فرا گرفته باشد باید درخت آلوده را قطع کرد.

معالجه:

ابتدا خاک دور طوقه درخت مبتلا را کنار زده واز رسیدن آب به آن جلوگیری به عمل آورد. درخت مبتلا باید جداگانه آبیاری شود. نقطه پوسیده اگر توسعه نداشته ‌باشد ودر مراحل اولیه پیشرفته است با یک چاقوی تیز پوست محل را تراشیده تا به بافت زنده برسیم آنگاه به وسیله محلول یک درصد پرمنگنات پتاسیم و یا مخلوط بردو و یا ارتوساید و کوپراویت به میزان یک در هزار ضدعفونی سطحی می‌کنیم وپس از دو هفته محل را با چسب باغبانی می‌پوشانیم.

طرز تهیه محلول بردو یک درصد:

کات کبود یا( سولفات مس) 200 گرم، آهک زنده200 گرم، آب20 لیتر

طرز تهیه محلول بردو برای ضدعفونی ریشه‌ها قبل از کاشت:



کات‌کبود 70 گرم، آهک زنده 70 گرم، آب 20 لیتر

لکه سبز مرکبات Citrus greening

بیماری ناشی از باکتریهای سخت کشت Liberobacter asiaticum (عامل لکه سبز آسیایی) و L.africanum (عامل لکه سبز آفریقایی) در مرکبات که نشانه‌های آن موزائیک در برگها، زردی شاخه‌ها، باقی ماندن لکه‌های سبز روی میوه و زوال درختان است. باکتریهای مزبور در بافت آبکشی درختان آلوده استقرار دارند و هر یک با گونه‌ای پسیل انتقال می‌یابند. یکی از پرخسارت ترین بیماریهای مرکبات درجنوب شرقی آسیا، شبه قاره هند، آفریقای جنوبی و شبه جزیره عربستان است.

پســـوروز مرکبات(ویروس پوسه‌ی مرکبات) citrus psorosis virus

به گروهی از بیماریهای ویروسی گفته می‌شود که از نظر ظاهری کاملاً متفاوت می‌باشند. ولی یک صفت مشترک در نقوش کردن برگهای تازه روئیده دارند. این نقشها به دو صورت 1- Flecking pattern یا نقش میخی که بصورت خطوط کمرنگ و لکه‌های روشن بین رگبرگ‌ها و موازی با آنها می‌باشد. 2- Oak leaf pattern یا نقش برگ بلوطی ،لکه‌ها یا خطوط روشن که حاشیه مجموع آنها نقشی مانند برگ بلوط ایجاد می‌کند. از دیگر علائم پوسته پوسته شدن پوست درخت در ناحیه طوقه، گلدهی خارج فصل،فرورفتگی‌های عمودی باریک روی چوب و زیر پوست، تولید صمغ و زوال است که دراغلب نواحی مرکبات خیز به ویژه نواحی خنکتر وجود دارد. برای این ویروس و ویروس لکه حلقوی مرکبات نامهای جنس spirovirus و ophiovirus پیشنهاد شده است.

براثر عواملی چون حمله تریپسها، کنه‌ها، عنکبوت قرمز، دانه‌های تگرگ یا وزش بادهای شنی به سطح برگها علائمی شبیه پسوروز ایجاد می‌نمایند.

انتقال پسوروزها:

1- پیوند(بیماری پسوروز بوسیله پیوندک آلوده از درختان بیمار به درختان سالم منتقل می‌شود.)

2- بذر(چند مورد از بیماری crinkly leaf توسط بذر منتقل شده است)

3- مکانیکی(تنها ابلقی شدن برگها و میوه‌ها و برگ موجی crinkly leafبا عصاره منتقل شده است)

4- پیوند ریشه

5- سس cuscuta

کنترل:

1- انتخاب پیوندک سالم

2- انتخاب نهال‌ها و پیوندکهای جدید

3- تراشیدن پوسته‌ها قبل از توسعه شدید آنها

4- ترموتراپی: سه ماه نگهداری در درجه حرارت c40 به مدت 16 ساعت در روز وc30 به مدت 8 ساعت در شب موجب حذف پسوروز concave gum، in factions variegation، A تریستیزا، vein Enation شده است.

5- از بین بردن درختان آلوده

بیماری فوماژین مرکبات(دوده‌ی مرکبات) citrus sooty mold

بیماری در اثر وجود مواد قندی(عسلک) حاصل از حشرات مکنده بروی مرکبات در نواحی گرم و مرطوب عارض می‌شود.در طی این شرایط قارچهای ساپروفیت تکثیر و رشد پیدا می‌کنند. این قارچهای ساپروفیت به هیچوجه حالت انگلی نداشته و در نهایت باعث تجزیه عسلک می‌شود. بیماری از لحظه‌ای که عسلک حشرات درخت را خیس می‌کند شروع می‌شود. معمولا قارچ Capnodium citri روی شاخ و برگ و میوه مرکبات ایجاد کپک می‌کند.

مبارزه با این بیماری فقط از طریق کنترل حشرات ایجاد کننده عسلک(شته‌ها و شپشکها) می‌باشد

تریستیزای مرکبات(بیماری غم) Citruc Tristeza

Trieste به معنی غم و اندوه است. این بیماری اولین بار در اواخر سال 1890 در آفریقای جنوبی مشاهده شده است. در ابتدا تصور می‌شد که علت ناسازگاری بین پایه و پیوندک است. در ایرن بیماری در سال 1355 در ساری روی نارنگی ساتسوما satsuma مشاهده شده است. تریستیزا به انواع مرکبات حمله می‌کند. پایه‌های نارنگی و پرتقال حساسند و پایه‌های نارنج و لمون بسیار حساسند. روی پایه سلطانی مرکبات، توسرخ، توسبز مرگ ناگهانی ایجاد می‌کند.
عامل ویروس رشته‌ای به ابعاد 2000×12 نانومتر از گروه Closterovirus که با شته انتقال می‌یابد و دارای گسترش جهانی است. علائم تیپیک در درختان پیوند خورده با پایه‌های حساس بصورت زوال(decline) سریع یا مزمن بروز می‌نماید. اما در درختان پیوند نخورده زردی ظاهر می‌شود. در درختان جوان گل دهی به میزان بالایی است. در درختان مسن درخت میوه زیاد و ریزی تولید می‌کند. ازعلائم دیگر بیماری آبله‌ای شدن (stem pitting) ساقه‌های کمتر از یک سال است. بر اثر فعالیت ویروس در بافت آبکش مواد غذایی به ریشه نمی‌رسد و درخت دچار زوال می‌شود. در حالتهای شدید باعث زرد شدن برگهای انتهایی و توقف رشد آنها می‌شود. متداولترین روش تشخیص بیماری تریستیزا روش تست Elisa است.
تنها راه مبارزه و پیشگیری بیماری تهیه پیوندک عاری از ویروس و پیوند آن روی یک پایه مقاوم است. البته باید با ناقلین نیز به شدت مبارزه کرد. ازپایه‌های مقاوم نارنج poncirus trifoliata و راف لمون است. پایه‌های متحمل پرتقال، لیمو خارکی، نارنگی کلئوپاترا و ترنج است.

سبزردی ابلق مرکبات Citrus variegated chlorosis

بیماری ناشی از باکتری سخت کشت Xylella fastidiosa در مرکبات که نشانه‌های آن بطورعمده شبیه کمبود روی است. سبزردی (chlorosis) بیشتر دربرگهای مسن دیده می‌شود. در محل لکه‌ها ممکن است آسیبهای صمغ آلود درسطح زیرین برگ به وجود آید. از بیماریهای جدید و مهم مرکبات در امریکای جنوبی بشمار می‌آید.

بلاست مرکبات Citrus blast

بیماری ناشی ازباکتری Pseudomonas syringae pv. Syringae است که در مرکبات ایجاد لکه‌های نکروتیک در برگها، دمبرگها و میوه می‌نماید. لکه‌های تیره رنگ روی میوه black pit نیز نامیده شده‌اند. نشانه‌های بیماری در شاخ و برگ جوان شبیه نشانه‌های سرمازدگی است.
کنترل: سمپاشی با ترکیب بردو 0.5درصد و اکسی کلرور 1 درهزار. هرس شاخه‌های آلوده واقدامات قرنطینه‌ای

بیماری آنتراکنوز مرکبات Citrus anthracnose

عبارت آنتراکنوز به معنای شبه زغال Like-coal واولین بار توسط Faber و Dunal در سال 1853 روی انگور گزارش شده‌است. بیماری در سال 1326 توسط اسفندیاری از مناطق شمالی کشور جمع‌آوری وگزارش شده وسپس در سال 1333 از مناطق جنوب توسط شریف گزارش گردیده‌است.

آنتراکنوز مرکبات انتشار جهانی دارد. بیماری ناشی از گونه‌ Colletotrichum gloeosporiodes در انواع مرکبات که نشانه‌های آن لکه‌های نکروتیک در برگ و خشکیدن سرشاخه‌هاست. در میوه نشانه بیماری به صورت لکه‌های قهوه‌ای تا سیاه ظاهر می‌شود. آنتراکنوز میوه در میوه‌های رسیده مخصوصاً واریته‌های میان‌رس و زودرس گریپ‌فروت دیده می‌شود.

کنترل شیمیایی :

1- استفاده از قارچ‌کشهای فربام، زینب، کاپتان به نسبت 2- 1.5 درهزار

2- در پاییز موقع خواب سمپاشی با دو کیلوگرم سولفات مس، یک کیلوگرم سولفات روی و دو کیلو گرم آهک وصد لیتر آب

توصیه‌ها: 1- تقویت گیاه 2- حذف شاخه‌های خشکیده در پاییز 3- کنترل آفات وسایر بیماریها

شاخه میری مرکبات Citrus blight

زوال درختان مرکبات با نشانه‌های پژمردگی و مرگ شاخه‌ها، تاخیر در رشد بهاره و نشانه‌های کمبود عنصر روی در برگها، این بیماری با بسته شدن راه آوندهای چوبی و تمرکز روی در شاخه‌ها همراه است. شاخه میری مرکبات درفلوریدا(امریکا) شایع است و عامل آن به درستی معلوم نیست
شانکر باکتریایی مرکبات citrus canker

نوعی بیماری در مرکبات که در مناطق جنوبی کشور از جمله هرمزگان جیرفت، کرمان، سیستان و بلوچستان باعث بروز مشکلاتی برای باغداران گردیده است.

عامل آن باکتری Xanthomonas axonopodis pv.citri است وروی میوه وبرگ لکه‌های ابتدا آبگز وبعد چوب پنبه‌ای کمی برجسته وروی شاخه‌های جوان زخمهای جرب مانند ایجاد می‌کند. از این باکتری پنج سویه به نامهای A،B،C،DوE گزارش شده است سویه‌A نسبت به سویه‌های دیگر قدرت بیماری‌زایی بیشتر ودامنه میزبانی وسیع‌تری دارد

ویروئید کاکسیای مرکبات Citrus cachexia viroid

ویروئیدی متشکل از حدود 300 نوکلئوتید که در بیشتر گونه‌های مرکبات به ویژه بعضی از انواع نارنگی تولید آلودگی می‌کند و نشانه‌های آن عبارت است از تولید صمغ در پوست، تشکیل حفره‌هایی در چوب و مقابل آنها برجستگیهایی در سطح داخلی پوست و کوتولگی

لکه سیاه مرکبات Citrus black spot

این بیماری در آفریقای جنوبی، استرالیا و تایوان اهمیت بالایی دارد و دارای خسارات اقتصادی است. بیماری ناشی از Guignardia citricarpa است که شکل غیر جنسی قارچ Phyllosticta citricarpa است . تمام واریتهای تجارتی مرکبات به این بیماری حساس هستند وبیشتر بیماری روی درختان مسن وضعیف است. قارچ روی درختان دیگری مثل بادام و رز دیده شده است. برگهای آلوده بیشتر حالتLatent دارند. این برگها پس از افتادن اندام باردهی قارچ بر روی آنها تشکیل می‌شود. پس از رسیدن آسکها آسکوسپورها آزاد شده وبه وسیله باد منتشر می‌شود پیکنیدیوسپورها نیز به وسیله باران پخش می‌شوند ولی نقش آسکوسپورها مهمتر است. نشانه اصلی بیماری وجود لکه‌های تیره در برگ ومیوه است کنترل بیماری از طریق سمپاشی با ترکیب بردو یا زینب.

نماتد مرکبات citrus nematode

نماتد مرکبات Tylenchulus semipenetrans اولین بار در سال1912 توسط یک بازرس اداره باغبانی کالیفرنیا به نامR.Hdges در یکی از باغات لس‌آنجلس مشاهده شد. اولین نمونه‌برداری در ایران درشیراز انجام شد. نماتد درفسا، جهرم، کازرون، برازجان، اندیمشک، اهواز، آبادان نیزنمونه‌برداری شده است.

مرفولوژی و بیولوژی

دارای دو شکل جنسی بوده و ماده‌ها تخم‌مرغی شکل و درخارج ریشه روی آن قرار می‌گیرد.نرها باریک می‌باشند. Bursa دیده نمی‌شود. ماده‌ها بروی ریشه‌های فرعی ضخیم که رشدشان متوقف شده ویک لایه از خاک روی آنها را پوشانده است قرار می‌گیرند.این توده خاک در اثر ترشح مخاطی ریشه باقی می‌ماند و نماتد را در مقابل شکارچی‌ها و دشمنان طبیعی محافظت می‌نماید.

طول بدن ماده‌ها بین 0.35 تا 0.40میلیمترمتغیر بوده و دارای بدنی کیسه‌ای شکل است،که معمولابه سمت شکم در ناحیه vulva درست در سمت جلو ودر فاصله کوتاهی از دم خم شده است. حفره دفعی خوب رشد یافته ودر جلو vulva قرار گرفته است. Ovary معمولا دارای دو خمیدگی بوده و به ناحیه مری می‌رسد.

اولین پوست اندازی درون تخم انجام می‌شود. از مجموع پوره‌ها در حدود26% تبدیل به نماتد نر می‌شود.مرحله دوم پورگی قبل ازتوده تخم خارج شوند بوجود می‌آید و طول آنها بین 0.28 تا0.34 میکرون تغییر می‌کند. مرحله دوم پورگی نرها 48ساعت مرحله سوم 108 ساعت ومرحله چهارم پورگی180 ساعت طول می‌کشد.معمولا نرها یک هفته پس از تفریخ به سن بلوغ می‌رسند. درسن چهارم طول بدن به0.26 تا 0.33 میلیمتر می‌رسد و Testis و Spicule قابل رویت می‌باشد،اما stylet نامشخص باقی می‌ماند و مری باقی می‌ماند.

مرحله دوم پورگی ماده در حدود 14 روز وقت لازم دارد تا ظاهر شود واز سلولهای ریشه تغذیه نماید و خود را برای پوست اندازی آماده نماید. در این مرحله وقتی خاک مورد مطاله قرارمی‌گیرد نماتد مشاهده می‌شود و در صورت نبود گیاه میزبان می‌تواند به زندگی خود ادامه دهد.

Vulva بصورت یک شکاف عمیق وحفره‌ی دفعی خیلی برآمده است. دم نسبتا مخروطی و به سمت پشت برگشته است و به یک نوک کلفت خاتمه می‌یابد.anus و rectum مشاهده نمی‌شود.ماده‌های جوان وماده‌های سن چهارم 21 روز بعد از ورود نماتد به داخل ریشه گیاه ظاهر می‌شوند. پس از یک هفته ماده‌های جوان به لایه pericycle ریشه نفوذ کرده و در حدودسه چهارم طویلتر می‌شوند.

برای تکمیل دوره‌ی ز‌ندگی از مرحله تخم تا خاتمه دوره بلوغ8-6 هفته طول می‌کشد. در اثر حمله این نماتد برگها وشاخه‌های مرکبات زرد شده و محصول کاهش می‌یابد. تعداد تخمی که یک ماده می‌گذارد75-100 عدد می‌باشد. درجه حرارت مناسب برای آلودگی میزبان31-25 می‌باشد. تحت شرایط خشک لاروها ونرها پس از 9 روز که در آب فرو برده شوند مجددا به زندگی خود ادامه می‌دهند.

علائم و نشانه‌های خسارت :

براثر حمله نماتد به ریشه مرکبات،درختان به تدریج روبه زوال می‌روند. برگها کم پشت وسبز مایل به خاکستری وکدر می‌شوند. سرشاخه‌ها خشک شده میوه‌ها کوچک و کم بوده و اغلب می‌ریزند.ریشه‌هارشد طبیعی نداشته، ضخیم به نظر می‌رسند. و یک لایه خاک روی آنها فرا گرفته است که به آسانی شسته نمی شود. این علائم موید آن است که نماتد ریشه مرکبات را آلوده کرده است. هیچگونه تورم یا گال روی ریشه‌ها دیده نمی‌شود. ولی ریشه‌های آلوده کلفتر هستند.

نرهای بالغ نماتد مرکبات انگل نبوده وتغذیه و خسارت به ماده‌ها ولاروهای نر وماده محدود می‌شود.تغذیه لاروها بطور پارازیت خارجی روی بافتهای پوست است. ماده‌های جوان از ناحیه سر تا گردن در پوست فرورفته است. سرآنها داخل حفره‌ای که دریک ناحیه گیاهی ساخته شده به اطراف حرکت می‌کند. تغذیه از6-10 سلول مجاور این حفره که بنام یاخته‌های پرستار معروفند صورت می‌گیرد. درگیاهان مقاوم پس ازنفوذ لاروها به یاخته‌های پوستی این سلولها نکروز شده و درنتیجه تغذیه صورت نگرفته و نماتد از بین می‌رود. درشیره گیاهان مقاوم و غیر میزبان مواد مسموم کننده نماتد نیزدیده شده است. معمولا تاوقتی که جمعیت نماتد روی ریشه درخت به حد نصاب (40000 لارو ) نرسد درخت کاملاً از بین نمی‌رود. ازطرفی نشانه‌های بیماری روی اندامهای فوقانی 3-5 سال بعد از آلودگی ریشه ظاهر نخواهد شد. وسرانجام براثر فساد ریشه و عدم جریان شیره گیاهی به بالای درخت از بین خواهد رفت.

کنترل :

1- شناسایی باغهای آلوده و جلوگیری از انتقال خاک و نهال آلوده

2- استفاده از پایه های مقاوم از جمله نارنج سه برگ

3- فومیگاسیون خاک به صورت موضعی

4 - سم دایتراپکس SL100% قبل از کشت، ضدعفونی خاک

توصیه‌ها:
ین سم دارای گیاه سوزی شدید می‌باشد و در ضد غفونی خاک کاربرد دارد. برای جلوگیری از گسترش بیشتر نماتد مرکبات باید اقداماتی در جهت تهیه نهالهای سالم و جلوگیری از کاشتن نهالهای آلوده انجام گیرد. استفاده از پایه‌های مقاوم از قبیل نارنج سه برگی نیز موثر است. برای ضد عفونی از متیل بروماید نیز استفاده می‌شود. اینکار بوسیله اپلیکاتور و در زیر پوشش پلاستیکی انجام می‌شود.



   



نظرات() 



جمعه 5 آذر 1389

پیچیدگی برگ هلو

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

 

پیچیدگی برگ هلو Peach Leaf Curl


                        


 


بیماری پیچیدگی برگ هلو که به فارسی بیماری لب شتری و یا بیماری باد سرخ هلو نامیده می شود ، اولین بار در اوایل قرن نوزدهم در اروپا شناخته شده است و در آمریکا نیز بیماری مزبور زودتر از سایر بیماری های هلو مشخص گردیده است و در سال 1845 از ایالات شرقی آمریکا و در سال 1855 از ایالت کالیفرنیا گزارش شده است . در ایران نیز احتمالاً بیماری از قدیم الایام وجود داشته است ولی اولین گزارش کتبی مربوط به سال 1325 از اسفندیاری می باشد . بیماری پیچیدگی برگ هلو با آنکه در بعضی از مناطق جهان به علت نا مساعد بودن شرایط محیطی وجود ندارد ولی خسارت آن در اروپا و قسمت هایی از چین ، افریقا ، استرالیا ، آمریکای جنوبی، آمریکای شمالی و زلاند نو شدید می باشد . در ایران بیماری از نواحی آذربایجان ، سواحل دریای خزر ، استان های مرکزی ، اصفهان ، خراسان و زنجان گزارش شده و احتمال می رود که در بعضی مناطق هلو کاری دیگر نیز وجود داشته باشد .
علائم بیماری
خسارت بیماری شامل پیچیدگی ، تورم و تغییر رنگ و ریزش برگ ها و آلودگی جوانه ها و سر شاخه ها و سرانجام ضعف کلی درخت می باشد . درختان جوان بیش از درختان پیر در برابر این بیماری حساس هستند و به طور کلی بیماری در مناطق گرم وخشک اهمیت اقتصادی ندارد . مشخص ترین علائم بیماری روی برگ ها ظاهر می شود ، به این که در بهار برگ ها پیچیده و پهنک در بعضی از قسمت ها متورم ، کلفت و به رنگ سفید ، زرد یا قرمز در می آید . به همین جهت در اصطلاح زبان فارسی بیماری لب شتری نامیده می شود . میوه ها نیز ممکن است آلوده شود و قبل از موعد مقرر بریزند . برگ های آلوده به بیماری زود ریخته و برگ هائی که بعداً تشکیل می گردند سالم باقی می مانند . نشانه های بیماری ممکن است فقط روی تعدادی از برگ های هر درخت ظاهر شود ولی عملاًتمام برگ ها را مبتلا می گرداند . موقعی که برگ های آلوده به رنگ قرمز یا ارغوانی در آمدند تشکیل اسپورهای قارچ عامل بیماری در سطح فوقانی شروع می شود . بارقارچ به صورت گرد خاکستری رنگی سطح برگ را می پوشاند و در همین موقع برگ ها به رنگ قهوه ای روشن درآمده و خزان می کند. این ریزش برگ بستگی به شرایط آب وهوائی دارد . به طوری که در هوای گرم وخشک برگ ها زودتر و معمولاً در اوایل تیر ماه یا در مرداد ماه می ریزد و اگر مقدار زیادی از برگ ها خزان کند برگ های جدیدی از جوانه های خواب تشکیل و ظاهر می شود . شاخه های جوان مبتلا نیز کمی متورم شده و رشدشان متوقف می گردد و یا اینکه به رشد خود ادامه داده و لکه ها به صورت شانکر باقی می مانند .
شکوفه ها و میوه های جوان آلوده نیز اغلب قبل از موعد می ریزد . روی پوست میوه های بزرگتر ، قسمت های تغییر رنگ یافته و چروکیده ای ظاهر می شود .


 


Peach Leaf Curl



عامل بیماری
قارچ عامل پیچیدگی برگ هلو اولین بار در سال 1875 توسط برکلی به نام
Ascomyces deformans مشخص گردیده اما این نام با آنکه بعداً در سال 1869 توسط فوکل به Exoascus deformans تغییر یافت ، تولازنه درسال 1866نام این قارچ را
Taphrina deformansکه در واقع همنام دو گونه فوق الذکراست می داند میسیلیوم و هیف های رویشی این قارچ با قارچ های دیگر متفاوت و مشخص می باشد . هیف های نسبتاً کوتاه ، خمیده ، پیچیده و طویل آنها بسیار متغیر و بندهای هیف نیز نامنظم می باشد و این نوع هیف ها را معمولاً در بافت پارانشیم برگ می توان یافت . هیف های زایشی یا آسک زای قارچ روی هیف های رویشی تکامل یافته تشکیل می گردد . هیف های رویشی زیر اپیدرم سطح فوقانی و ندرتاً سطح تحتانی برگ می رویند . این هیف ها در بین سلول های اپیدرمی نفوذ کرده و آزادانه بین اپیدرم و کوتیکول در جهات مختلف رشد و نمو می نمایند . سپس بزودی لایه هیمنیوم بین بافت اپیدرم و کوتیکول تشکیل می گردد . آنگاه هیمنیوم در بافت آلوده شکل گرفته و سرانجامتشکیل آسکوسپورهای قارچ را می دهد . آسک ها معمولاً اندازه شان متغیر و به طول 17-36 میکرون و عرض 7-15 میکرون می باشند . در داخل هر آسک معمولاً هشت آسکوسپورکروی که قطر آن بین 3-7 میکرون است تشکیل می شود . آسکوسپورها عموماً به طریق جوانه زدن تندش می یابند و تولید کنیدی می کنند .
چرخه بیماری
گلمیک می نویسد که قارچ عامل بیماری پیچیدگی برگ هلو زمستان را به صورت میسلیوم روی شاخه ها و بدون اینکه داخل بافت شوند به سر می برد . در بهار همزمان با بارندگی های فصلی کنیدی هائی توسط میسلیوم روی برگ های جوان تشکیل می شود . در بهار های پر باران آلودگی وشیوع بیماری شدت دارد . موقعی که قارچ مدتی در برگ گسترش یافت در بین بافت اپیدرم و کوکتیکول لایه قارچی متراکم و سفیدی به نام هیمنیوم تشکیل می دهد که در آن آسک و در داخل آسک آسکوسپور ایجادمی گردد. آسکوسپورها تقریباً اوائل خردادماه از داخل آسک خارج شده و توسط باد روی شاخه و یا درختان مجاور انتقال می یابند و در آنجا جوانه زده و تولید میسلیوم هائی را که زمستان گذرانی قارچ را به عهده دارند می کند . بعضی ها گفته اند که زمستان گذرانی این قارچ به وسیله اسپورهائی که در اواخرتابستان و قبل از خزان برگ ها تشکیل می گردد انجام می شود . این اسپورها روی فلس های جوانه ها یا در سطح شاخه های جوان بسر برده و در بهار با بارش باران شسته شده و روی جوانه های برگ قرار می گیرند و با فراهم شدن شرایط محیطی مساعد جوانه زده و آلودگی شروع می شود . اندرسون می نویسد به طور کلی در مناطقی که فصل بهار در آنجا شبنم و بارندگی کم وهوا نسبتاً گرم باشد عموماً شرایط برای شیوع بیماری پیچیدگی برگ هلو نامساعد است .
مبارزه
1 ــ برای کنترل بیماری پیچیدگی برگ هلو دو نوبت سمپاشی با ترکیب بوردو 1% ،
اولی در پائیز پس از ریزش 50% برگ ها و دومی در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصیه می شود .
Plant Disease Control , Oregan State University , U.S.A
2 ــ سمپاشی با ترکیب بوردو یک نوبت دراواخر پائیز پس از ریزش برگ ها و یا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصیه می شود . باید توجه شود که پس از باز شدن جوانه سمپاشی اثر ندارد .
Paul C. Pecknold , Extension Plant Pathologist , U.S.A.
3 ــ پس از آلودگی برگ ها دیگر مبارزه ممکن نخواهد بود چون آلودگی زمان تورم جوانه ها روی می دهد . سمپاشی با ترکیب بوردو پس از ریزش برگ ها و یا در اواخر زمستان قبل از تورم جوانه ها توصیه می شود .
Paula Flynn , Department of Plant Pathology , Iowa State University , Ames
, Iowa, U.S.A
4 ــ دو نوبت سمپاشی با ترکیب بوردو توصیه می شود . سمپاشی اولی در دوره خواب درخت و سمپاشی دومی قبل از تورم جوانه ها و زمانی که هنوز رنگ جوانه ها عوض نشده می باشد .
University of California , Agriculture and Natural Resources , U.S.A.
5 ــ با یک نوبت سمپاشی با ترکیب بوردو در پائیز قبل از برگ ریزان و یا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها بیماری کنترل می شود . اگر خطر بیماری شدید باشد سمپاشی در هر دو زمان توصیه می شود .
Bruce Watt , Plant Pathologist , Pest Management Office , Orano , U.S.A.
6 ــ سمپاشی با ترکیب بوردو در دوره خواب توصیه می شود . سمپاشی ممکن است در پائیز پس از ریزش برگ ها یا در اوایل بهار 3 تا4 هفته قبل از متورم شدن جوانه ها انجام شود . سمپاشی پس از باز شدن جوانه ها بی اثر است .
The Plant Disease Diagnostic Clinic , at Cornell University , NY , U.S.A.
7 ــ سمپاشی با ترکیب بوردو توصیه می شود .
University of Connecticut , Integrated Pest Management , U.S.A.
8 ــ سمپاشی با ترکیب بوردو در پائیز و یا در بهار قبل از متورم شدن جوانه ها توصیه می شود . اگر در بهار قارچ بیماری وارد برگ یا میوه بشود کنترل بیماری دیگر امکان ندارد .
Illinois Fruit and Vegetable News , U.S.A.

9 ــ برای مبارزه با بیماری پیچیدگی برگ هلو سمپاشی با ترکیب بوردو توصیه می شود .


نظرات() 



پنجشنبه 13 آبان 1389

آیین نامه آزمون‌های نیمه متمرکز ورودی دوره دکتری

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

 آیین نامه آزمون‌های نیمه متمرکز ورودی دوره دکتری


آیین نامه آزمون‌های نیمه متمرکز ورودی دوره دکتری که شامل سنجش عملی، پذیرش دانشجو، ملاکهای سنجش و ارزیابی علمی، مواد امتحانی آزمون عمومی، روش پذیرش دانشجو و اجرای آزمون می شود به تصویب رسید که این آیین نامه به طور کامل در سایت حسابکده منتشر می شود.

به گزارش خبرنگار مهر، دکتر کامران دانشجو وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با توجه به اهداف و سیاست های کلان این وزارتخانه و در جهت بهبود سنجش علمی داوطلبان آزمونهای دوره دکتری تخصصی و با توجه به افزایش ظرفیت دانشگاهها در مقطع دکتری آیین نامه کنکور نیمه متمرکز دکتری را در 8 ماده و 6 تبصره تصویب کرد که جزئیات کامل این آیین نامه در زیر می آید.

برای مطالعه آیین نامه به ادامه مطلب مراجعه کنید:



مقدمه

با توجه به اهداف و سیاست‌های کلان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در جهت بهبود سنجش علمی داوطلبان آزمون‌های دوره دکتری تخصصی و با توجه به افزایش ظرفیت دانشگاه‌ها در مقطع دکتری و افزایش چشمگیر فارغ‌التحصیلان مقطع کارشناسی ارشد در رشته‌های مختلف از دانشگاه‌های گوناگون و همچنین تقاضای روزافزون آنها برای ورود به دوره دکتری، سازمان سنجش آموز کشور آزمون‌هایی مشابه GRE (عمومی و تخصصی) طراحی و اجرا می‌کند.

ماده 1- تعاریف: در آیین نامه تعاریف زیر به کار گرفته شده است:

الف- وزارت: وزارت علوم،‌ تحقیقات و فناوری؛
ب- سازمان: سازمان سنجش آموزش کشور؛
ج- شورا: شورای برنامه‌ریزی آموزش عالی؛
د- دانشگاه: دانشگاه یا موسسه آموزش عالی پذیرنده دانشجوی دوره دکتری که دارای مجوز اجرای دوره از شورای گسترش آموزش عالی است؛
هـ- داوطلب: متقاضی شرکت در آزمون دکتری که دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد مورد تایید وزارتین می‌باشد؛
و- آزمون: آزمون ورودی دوره دکتری؛
ز- گروه آموزشی: گروه‌های نه گانه، علوم انسانی، علوم پایه، فنی و مهندسی، کشاورزی، هنر، دامپزشکی، پزشکی، زبانهای خارجی و تربیت بدنی و علوم ورزشی؛

ماده 2- اهداف:

آزمون به منظور تامین اهداف زیر برگزار می شود:
- عدالت آموزشی و فرصت برابر برای متقاضیان ورودی به دوره دکتری؛
- سنجش علمی داوطلبان ورود به دوره دکتری؛
- ایجاد وحدت رویه و هماهنگی دانشگاه با سیاست‌های وزارت علوم در پذیرش دانشجو؛
- کمک به دانشگاه برای پذیرش دانشجویان مستعد در دوره دکتری؛
- کمک به موسسات و وزارتخانه‌ها جهت ارزشیابی متقاضیان استخدام آنها؛
- کاهش هزینه اجرای آزمون‌‌های موازی و جلوگیری از اتلاف منابع؛
- جلوگیری از شرکت متعدد داوطلب در آزمون‌های مختلف؛

ماده 3- با رعایت سیاست ها و روشهای زیر، سنجش علمی و پذیرش دانشجو برای دوره دکتری صورت می‌گیرد:

ماده 1-3- سیاست‌ها:
الف) تفکیک فرایند سنجش عملی از فرایند پذیرش دانشجو؛
ب) ارتقای سطح بهداشت روانی و کاهش اضطراب و تنش داوطلبان؛
ج) تنوع بخشی به روشهای سنجش علمی و استفاده از روشهای جدید سنجش براساس موازین علمی و تجربیات جهانی؛
د) انطباق استعداد تحصیلی و توانایی‌های ویژه داوطلبان با رشته‌های دانشگاهی مورد تقاضا؛
هـ) کاهش فاصله بین تقاضای اجتماعی برای ورود به دوره تحصیلات تکمیلی و ظرفیت پذیرش و نیز نوع تقاضا و نوع رشته با توجه به نیازهای اجتماعی به دانش‌آموختگان این دوره‌ها؛
و) پذیرش و گسترش ظرفیت‌ها براساس طرح جامع آموزش عالی مبتنی بر آمایش؛

ماده 2- 3- سنجش عملی:
الف) انجام سنجش عملی یا آزمون‌های معیار کشوری طی دو نوبت در سال (آذرماه و فروردین ماه) توسط سازمان؛
ب) ارزشیابی سوابق آموزشی، پژوهشی و فناوری داوطلبان و احتساب نتایج آن برای پذیرش توسط دانشگاه؛

ماده 3-3- پذیرش دانشجو:
الف) انعطاف پذیری فرایند پذیرش در جهت پاسخگویی به نیازهای کشور و شرایط ویژه استانها و مناطق مختلف؛
ب) مشارکت دانشگاه‌ها در پذیرش دانشجوی خود و لحاظ نمودن شرایط علمی آنها؛
ج) توجه به ماموریت‌های منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی دانشگاه‌ها در پذیرش دانشجو؛
د) لحاظ نمودن علایق، استعدادها و توانایی‌های علمی داوطلبان در پذیرش؛

ماده 4- ملاک‌های سنجش و ارزیابی علمی:
سنجش و ارزیابی علمی داوطلبان ورود به دوره دکتری دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، اعم از دولتی و غیردولتی، با رعایت اصول مندرج در ماده دو، بر مبنای معیارهای زیر انجام می‌گیرد:
الف) نمرات کسب شده در آزمون عمومی توسط سازمان؛
ب) سوابق تحصیلی دوره‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد (معدل) توسط سازمان؛
ج) سوابق آموزشی، علمی، پژوهشی و فناوری به عهده دانشگاه؛

ماده 5- مواد امتحانی آزمون عمومی:
الف- زبان عمومی در سطح (آزمون‌های عمومی بین‌المللی زبان) و تخصصی گروه آموزشی مربوط
تبصره: معرفی شدگان اولیه می‌بایست حد نصاب نمره تعیین شده را دارا باشند و حد نصاب با پیشنهاد کمیته تخصصی مرکب از نمایندگانی از معاونت آموزشی وزارت، سازمان سنجش آموزش و یک نفر متخصص و تایید معاون آموزشی وزارت تعیین خواهد شد.
ب- استعداد تحصیلی

تبصره: سئوالات استعداد تحصیلی براساس استعداد توانایی‌ها و مهارت‌های ویژه گروه امتحانی طراحی می‌شود.
ج- دروس در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد (حداکثر 3 درس)
تبصره: این دروس براساس پیشنهادهای کمیته‌های تخصصی در هر یک از گروه‌های آموزشی شورا تعیین خواهد شد.
د- سوابق تحصیلی (معدل تراز شده) دوره‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد داوطلب
تبصره: معدل براساس سطح علمی دانشگاه رشته تحصیلی و سطح علمی داوطلب تراز خواهد شد.

ماده 6- روش پذیرش دانشجو:
الف- داوطلبان واجد شرایط چند برابر براساس نسبت 80 درصد آزمون عمومی که توسط سازمان برگزار می‌شود و 20 درصد سوابق تحصیلی (معدل) به دانشگاه‌ها معرفی می‌شوند.
ب- دانشگاه‌ها برای کلیه افراد معرفی شده نمره‌ای براساس ملاک‌های خود (سوابق عملی، آموزشی، پژوهشی، فناوری و ....) تعیین و جهت گزینش نهایی به سازمان ارسال خواهند کرد.

ج- سازمان براساس نمره ارسالی دانشگاه‌ها و انتخاب داوطلبان گزینش نهایی را انجام و اسامی پذیرفته شدگان را اعلام خواهد نمود.
د- سهمیه‌های مصوب مراجع قانونی (مجلس شورای اسلامی و یا شورای عالی انقلاب فرهنگی و مصوبه کمیته مطالعه و برنامه ریزی کنکور در تخصیص ظرفیت برای سهمیه فوق‌الذکر) در پذیرش دانشجو برای دوره دکتری رعایت خواهد شد.

ماده 7- اجرای آزمون:
الف- مسئولیت برنامه ریزی و اجرای کلیه مراحل آزمون عمومی اعم از ثبت نام، طرح سئوال، برگزاری آزمون عمومی و اعلام نتایج و نیز پاسخگویی به عهده سازمان است.
ب- کلیه هزینه‌های برگزاری آزمون توسط سازمان برآورد و پس از تایید و تصویب وزیر علوم، تحقیقات و فناوری به عنوان حق ثبت نام از داوطلبان اخذ می گردد.

ماده 8- نظارت:
نظارت بر حسن اجرای آیین نامه بر عهده معاونت آموزشی است.
تبصره 1: گزارش کمی و کیفی برگزاری آزمون‌های مختلف و نحوه پذیرش دانشجو هر ساله توسط سازمان تهیه و به معاونت آموزشی وزارت ارائه می‌شود.
تبصره 2: این آیین نامه به صورت آزمایشی دو سال اجرا خواهد شد و مورد ارزیابی مجدد قرار خواهد گرفت.

به گزارش مهر، این آیین نامه در 8 ماده و 6 تبصره تنظیم و در تاریخ 8/8/89 به تصویب وزیر علوم، تحقیقات و فناوری رسید و از تاریخ ابلاغ قابل اجرا است.




نظرات() 



چهارشنبه 12 آبان 1389

سفیدک دروغین آفتابگردان

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

سفیدک کرکی (دروغین) آفتاب گردان



سفیدک کرکی (دروغین) آفتاب گردان sunflower downy mildew


 

عامل بیماری قارچ p.helianth ) Plasmopra halstedii )می باشد که ازگروه Oomycetes است. یکی از بیماری های مهم آفتاب گردان است که از کشورهای زیادی از جمله ایران گزارش شده است. حدود سال 1343 برای اولین بار در آذربایجان دیده وگزارش گردید. در آذربایجان،گیلان و کردستان بیماری مهمی است. درفارس هم دیده شده است. این بیماری بذرزاد است. خسارت این بیماری خیلی زیاد است زیرا ممکن است اصلاً بذر تشکیل نشود. ویا اینکه میزان روغن آن پایین بیا ید و گاهی اوقات تا 50%محصول راازبین ببرد. قارچ عامل بیماری روی جوانه زنی بذر هم اثر دارد،چراکه بذرها کوچک مانده وقدرت جوانه زنی آنها کاهش می یابد ویا اینکه تولید گیاهان غیرنرمال(کوتوله) می کند .

 
سفیدک کرکی (دروغین) آفتاب گردان sunflower downy mildew




عامل بیماری قارچ p.helianth ) Plasmopra halstedii )می باشد که ازگروه Oomycetes است. یکی از بیماری های مهم آفتاب گردان است که از کشورهای زیادی از جمله ایران گزارش شده است. حدود سال 1343 برای اولین بار در آذربایجان دیده وگزارش گردید. در آذربایجان،گیلان و کردستان بیماری مهمی است. درفارس هم دیده شده است. این بیماری بذرزاد است. خسارت این بیماری خیلی زیاد است زیرا ممکن است اصلاً بذر تشکیل نشود. ویا اینکه میزان روغن آن پایین بیا ید و گاهی اوقات تا 50%محصول راازبین ببرد. قارچ عامل بیماری روی جوانه زنی بذر هم اثر دارد،چراکه بذرها کوچک مانده وقدرت جوانه زنی آنها کاهش می یابد ویا اینکه تولید گیاهان غیرنرمال(کوتوله) می کند .

علائم بیماری:

علائم بیماری بصورت کوتولگی با لکه های کلروتیک در اطراف رگبرگها وایجاد حالت موزائیکی می باشد(شبیه علائم بیماری های ویروسی ). این علائم هم دربرگهای اولیه ودر برگهای بزرگتر دیده می شود.درزیر برگ پوشش کرکی دیده می شود که به شناسایی سفیدک کرکی کمک می کند. اگردرگیاه آ لوده طبق تشکیل شود روبه بالا ست که علامت خوبی برای تشخیص بیماری است. این قا رچ درگیاه سیستمیک می شود بنابراین به اندام گل وارد شده و باعث تغییر شکل آن می گردد وحتی پوسته بذر هم سبز می شود. این بیماری تولید مرگ گیاهچه هم می کند. قارچ عامل بیماری یک Oomycetes است که اسپورانجیوفور و اسپورانجیومهای خود را درسطح زیرین برگ ودر شرایط مرطوب تشکیل می دهد.انشعابات اسپورانجیوفور دو شاخه وعمود بر هم هستند ودرانتها به استریگمای سه شاخه(صلیبی) ختم می شود ودرروی آنها اسپورانجیوم تولید می شود. این قارچ تولید Oospore می کند که می تواند جوانه زده و تولید ریسه یا زئوسپور نماید. Oospore عامل بقای قارچ می باشد و اگر وارد خاک شد ریشه کن کردن آن مشکل است. بیماری بیشترخاکزاد است تا هوا زاد واهمیتش بیشتر ازطریق آلودگی ریشه است تا اندامهای هوایی. اگراسپور درخاک باشد وتولید زئوسپور کند این زئوسپورها به راحتی جذب منطقه رشد طولی ریشه شده و وارد ریشه می شوند و آلودگی ایجاد می نمایند.

قارچ درگیاه جوان (مرحله8-6 برگی) به راحتی ایجاد آلودگی سیستمیک کرده و وارد قسمتهای هوای میشود . برگهای جوان نیز ممکن است بصورت موضعی آلوده شوند و قارچ از طریق روزنه ها وارد برگ شود. برای ایجاد آلودگی اولیه از طریق خاک لازم است که رطوبت خاک اشباع وحساسیت گیاه بالا وحرارت خاک پایین(15 درجه سانتیگراد) باشد. اگر حرارت خاک بالا باشد(20درجه سانتیگراد وبالا تر) زئوسپور تولید نمی شود. قارچ عامل بیماری از طریق هیپوکوتیل هم وارد گیاهچه های اولیه می شود وبصورت ریسه درگیاه حرکت کرده و در نهایت داخل بذر شده وقسمتهای داخلی آن یعنی گیاهچه را آلوده می کند. دربرگ های ریخته شده اُاُسپور فراوان است. Over wintering دربذر و دربقایا بصورتOospre می باشد.

کنترل بیماری:

1- تناوب طولانی 10-4ساله.

2- حذف گیاهان آلوده در اویل فصل وسوزاندن آنها.

3- ضد عفونی بذر با قارچ کشهای سیستمیک مثل متالاکسیل (ریدومیل).

4- ارقام مقاوم و بذر سالم استفاده شود (بهترین روشها).




نظرات() 



چهارشنبه 12 آبان 1389

آتشک سیب

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

 بیماری آتشک



بیماری  درختان میوه


آتشک Fire Blight

 

یکی از بیماری‌های مهم و خطرناک درختان میوه دانه‌دار در جهان و نیز ایران است.این بیماری حتی اگر در برخی مناطق، انتشار کمی هم داشته باشد، خسارات سنگینی را به درختان تحمیل می‌کند. بنابراین لازم است برنامه کنترلی دقیقی برای مهار بیماری در مناطق انتشار آن به اجرا درآید.




مشاهده کامل موضوع در ادامه مطلب



آتشک (Fire Blight)


 

یکی از بیماری‌های مهم و خطرناک درختان میوه دانه‌دار در جهان و نیز ایران است.این بیماری حتی اگر در برخی مناطق، انتشار کمی هم داشته باشد، خسارات سنگینی را به درختان تحمیل می‌کند. بنابراین لازم است برنامه کنترلی دقیقی برای مهار بیماری در مناطق انتشار آن به اجرا درآید.

این بیماری اولین بار از نیویورک گزارش شده و تا ۲۰۰ سال محدود به آمریکای‌شمالی بود. با ورود مهاجران به آمریکای شمال غربی، این بیماری نیز در این مناطق گسترش پیدا کرد به ‌طوری که تا اوایل سال‌های دهه ۱۹۰۰ به تمام مناطقی که سیب و گلابی در آن کشت می‌شد، سرایت پیدا کرد.
در خارج از ایالات متحده، بیماری اولین بار در سال ۱۹۱۹ از کشور نیوزلند گزارش شد و بعد از آن در اواخر دهه ۱۹۵۰ در انگلستان شیوع پیدا کرد.

پس از آن، بیماری در تمام اروپا و مدیترانه گسترش یافت و خسارات زیادی به درختان میوه وارد کرد. امروزه در کشورهایی که بیماری در آنها گزارش نشده، مقررات سخت قرنطینه‌ای برقرار است.

در ایران، بعد از سال‌ها قرنطینه اولین بار در بهار ۱۳۶۸ از کرج گزارش شد و در حال حاضر از بیماری‌های مهم قرنطینه داخلی است در حالیکه به سرعت مرزهای قرنطینه را در هم شکسته و در حال پیشروی است. این بیماری اکنون در استآنهای تهران، آذربایجان، قزوین، زنجان و... خساراتی در ‌پی دارد.

خسارت این بیماری اصولا متوجه خانواده گیاهان Rosaceae (درختان به، سیب، گلابی، گل‌سرخ و سایر گیاهان زیتنی این تیره و به تازگی گیاه خاکشیر) بوده و عامل بیماری باکتری Erwinia amylovora از خانواده‌ Entrobacteriaceae است. جنس‌های مهمی از باکتری‌ها از جمله جنس مشهور سالمونلا که از باکتری‌های بیماری‌زای انسانی و جانوری است در این خانواده جای می‌گیرند.

● علائم بیماری

درختان مبتلا به آتشک مجموعه‌ای از علائم را نشان می‌دهند. به‌طور کلی سه نوع علائم قابل تشخیص است و زمان آلوده‌شدن درخت و اندامی که آلوده شده تعیین‌کننده نوع نشانه بیماری است. اولین نشانه‌ای که آشکار می‌شود، سوختگی شکوفه‌هاست که بلافاصله پس از باز شدن گل‌ها صورت می‌گیرد.
در مراحل اولیه آلودگی، گل‌ها ظاهری آبسوخته پیدا کرده و به سرعت سیاه می‌شوند. عموما کل شکوفه‌های یک خوشه دچار سوختگی شده و می‌میرند.

سوختگی شاخه‌ها بارزترین نشانه این بیماری است که یک تا چند هفته بعد از ریختن گلبرگ‌ها قابل مشاهده است. در این مرحله برگ‌ها و شاخه‌های آب‌دار نیز به‌ قهوه‌ای تا سیاه تغییر رنگ داده و سر‌شاخه‌ها به سمت عقب خم شده، حالت سر عصایی به خود می‌گیرند.

در ادامه فصل با گرم شدن هوا، روی همین شاخه‌ها می‌توان تراوشات باکتریایی (Ooz) را دید که به‌صورت قطرات ریز چسبناکی ترشح می‌شوند. در شرایط مساعد، آلودگی به شکل شانکر به سمت پایین (تنه درخت) توسعه یافته و در کل، درخت ظاهری سوخته در آتش پیدا می‌کند.

نشانه‌ها روی میوه هم قابل مشاهده است به‌ طوری‌که میوه‌های درختان بیمار- اگر در مراحل اولیه آلوده شوند- کوچک، تیره رنگ و چروکیده می‌مانند و - اگر دیرتر آلوده شوند- زخم‌های قرمز قهوه‌ای تا سیاه رنگ را روی سطح آن می‌توان دید.

روی این میوه‌ها هم می‌توان تراوشات باکتری را دید؛ به‌خصوص اگر هوا گرم و مرطوب باشد. اگر پایه درخت به بیماری حساس باشد(مانند درخت به)، کل درخت پژمرده شده و خواهد مرد. نشانه‌های بیماری را حتی در زمستان به صورت برگ‌های خشکیده روی درخت می‌توان دید.


آتشک سیب



● چرخه بیماری

ر فصل زمستان باکتری عامل بیماری را در شانکرهای ایجاد شده در شاخه‌ها می‌گذراند و در بهار با گرم شدن هوا دوباره فعال شده و خود را همراه تراوشاتی به سطح درخت می‌رساند. حشراتی مانند زنبور‌عسل که جذب این تراوشات می‌شوند و نیز قطرات باران عامل مهمی در انتقال باکتری‌ها به گیاه و ایجاد بیماری جدید هستند.
این انتقال از راه گل‌ها و نیز زخم‌های ناشی از نیش حشرات یا تگرگ و... صورت می‌گیرد و برای همین است که اولین نشانه‌های بیماری در شکوفه‌ها خود را نمایان می‌کند.

سپس باکتری پس از استقرار و تکثیر، راه خود را داخل درخت یافته و به طور سیستمیک در درخت منتشر می‌شود. در حرکت به سمت سرشاخه‌ها، آنها را خشکانده و در حرکت به‌ سمت تنه با ایجاد شانکر در آخر فصل خود را برای زمستان‌گذرانی آماده می‌کند.

گاهی این شانکرها به حدی توسعه می‌یابند که درخت مجالی برای ادامه زندگی نمی‌یابد و از پای در‌ می‌آید؛ این زمانی است که پاتوژن تمام درخت را آلوده کرده باشد.

● راه‌های مبارزه

بهترین راه برای کنترل آتشک، راهکارهای تلفیقی است که شامل عملیات باغبانی (که باعث کاهش حساسیت درختان و جلوگیری از انتشار بیماری در باغ شود)، تلاش برای کاهش میزان اینوکولوم اولیه در باغ و سمپاشی در زمان مناسب با باکتری‌کش‌ها برای پیشگیری از بیماری در زمانی که شرایط برای ایجاد بیماری مهیاست.
موثرترین کار در این مورد برای کاهش گسترش بیماری، اجتناب از کاشت پایه‌ها و ارقام حساس است. رقم‌های خیلی حساس سیب شامل موتسو، جوناتان و رم بیوتی، فیجی،‌ با حساسیت زیاد خود به بیماری، ترکیب خطرناکی را در باغ در زمانی که بیم اپیدمی بیماری می‌رود، می‌سازد چراکه اینچنین درختانی در اثر بیماری خواهند مرد. بیشتر ارقام مردم‌پسند گلابی نیز حساسیت بالایی به آتشک دارند.

سوختگی شاخه‌ها یکی از نشانه‌های معمول روی شاخه‌های جوان و آبدار است. بنابراین شیوه‌های هرس و استفاده کمتر از کودهای نیتروژنی که به کاهش رشد شاخه‌ها می‌انجامد، برای جلوگیری از این مرحله‌ بیماری اهمیت دارد. پیشرفت بیماری در داخل پیکره‌ درخت با هرس شاخه‌های آلوده در اوایل تابستان؛ یعنی درست زمانی که تازه آلوده شده‌اند به حداقل می‌رسد.

این‌کار به‌خصوص در مورد درختان جوان و کوتاه مهم است زیرا در این حالت فاصله شاخه‌های آلوده با تنه بسیار کم است. قطع شاخه‌ها باید از فاصله ۲۰ تا۳۰ سانتی‌متری زیر حاشیه محل آلودگی باشد. ضدعفونی وسایل هرس با الکل یا هیپوکلرید سدیم (وایتکس) بعد و قبل از بریدن هر شاخه نباید فراموش شود.

کنترل موثر حشرات با قطعات دهانی زننده- مکنده مثل شته‌ها، زنجره‌ها و پسیل گلابی به کاهش روند توسعه بیماری در مرحله سوختگی شاخه‌ها کمک می‌کند.

● کاهش اینوکولوم

منبع اینوکولوم اولیه باید با هرس و جدا کردن شاخه‌های آلوده و نیز قسمتی از تنه که نشانه‌های شانکر را بروز می‌دهد در طول فصل زمستان کاهش یابد.
سمپاشی با باکتری‌کش‌های سمی در زمان باز شدن غنچه‌های گل یا کمی بعد از آن به کاهش باکتری‌های تولید شده در شانکرهای زمستانه کمک می‌کند.

در باغی که سابقه بیماری آتشک را دارد شاخه‌هایی که رنگ آنها زرد نارنجی است باید یک تا دو هفته بعد از ریزش گلبرگ‌ها از درخت جدا شوند. این کار به‌خصوص زمانی مفید است که بیماری در مرحله سوختگی شکوفه‌ها کنترل شده و بنابراین شانکرها منبع اصلی آلودگی برای گسترش بیماری در تابستان محسوب می‌شوند.
جدا کردن شاخه‌های گوشتی و آبدار به محض ظهور اولین نشانه‌ها در آنها به محدود شدن انتشار و گسترش بیماری کمک خواهد کرد. اما این اقدام زمانی موثر است که با دقت در چند هفته اول بعد از گلدهی دنبال شود.

درمان به وسیله آنتی‌بیوتیک (Bacteriocide Spray):

بیشتر اپیدمی‌های خطرناک و جدی آتشک زمانی اتفاق می‌افتد که گل‌ها آلوده شوند. آنتی‌بیوتیک‌های مشخصی وجود دارند که می‌توانند در محافظت از گل‌ها در برابر آلودگی نقش داشته باشند. این مواد باید درست زمانی که گل‌ها ظاهر می‌شوند به کار روند.



سیستم‌های مختلفی برای تعیین زمان مناسب استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها طراحی شده است. بیشتر این سیستم‌ها براساس دما (معمولا بیش از ۳/۱۸ درجه سانتیگراد که در این حالت تجمع باکتری هنوز به حد آستانه عفونت نرسیده است) کار می‌کنند.



بعد از این مرحله بارش باران لازم است تا باکتری را به محل‌هایی که بتواند از آنجا وارد گیاه شود، برساند. بنابراین آنتی‌بیوتیک باید قبل یا بعد از بارش صورت گیرد تا در زمان بارندگی جمعیت باکتری زیر آستانه آلودگی باشد. آنتی‌بیوتیک‌ها در مرحله سوختگی شاخه‌ها در طول تابستان تاثیری ندارند و به‌کارگیری آنها برای محافظت توصیه نشده است.

آنتی بیوتیک‌هایی که برای درمان این بیماری مورد استفاده هستند شامل Streptomycin و Terramycin می‌شود. مورد اخیر به‌خصوص روی گلابی مصرف دارد. در مناطقی که مصرف استرپتومایسین مجاز نیست، می‌توان از Tetracyclin و Flumequin استفاده کرد.

البته گفتنی است مصرف آنتی‌بیوتیک در گیاه‌پزشکی و درمان بیماری‌های گیاهی، محدودیت‌هایی دارد. یکی از این محدودیت‌ها، مقاوم شدن باکتری‌ها به آنتی‌بیوتیک‌هاست که این مقاومت شامل باکتری‌های بیماری‌زای انسان نیز می‌شود که این امر خود منجر به اختلال در کنترل بیماری‌های انسان و حیوانات به دلیل حضور مداوم آنتی‌بیوتیک در طبیعت می‌شود. برای همین مصرف این مواد در گیاه‌پزشکی باید درنهایت دقت و با لحاظ کردن احتیاط فراوان همراه باشد.

نهایت اینکه بیماری آتشک اکنون در ایران، به یکی از مهم‌ترین بیماری‌های گیاهی کشور تبدیل شده و ریشه‌کنی و جلوگیری از گ سترش این بیماری خطرناک باید مورد توجه مراکز تحقیقاتی و دانشگاه‌های کشور قرار گیرد.
انجام تحقیقات در زمینه بیماری‌زایی پاتوژن عامل بیماری، اپیدمیولوژی، شیوه‌های پیشگیری و درمان بیماری نیازمند صرف وقت و هزینه از سوی مراکز تحقیقات کشور است و امید که روندی که برای مطالعه جنبه‌های مختلف بیماری در کشور وجود دارد، ادامه یافته و بلکه با سرعت بیشتری پیگیری شده و با کمک صاحب‌نظران و متخصصان بیماری‌شناسی گیاهی این بیماری در کشور ریشه‌کن شده و درختان از آتش بیماری نجات یابند.






نظرات() 



جمعه 7 آبان 1389

سفیدک های سطحی

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

قارچهای خانواده  Erysiphaceaeانـگل اجبـاری گیاهان هستند و ایجاد بیماریهای مهمی به نام سفیـدك پودری یا سفیدك حقیقی و یا سفیدك سطحی (Powdery mildew) در گیاهان می كنند. سفیدكهای پودری بیشتر در منـاطق گرم ومرطوب شایع هستند، هر چند كه در شـمال كشور نـیز گسترش دارند تشكیل میسیلیوم و تـعداد فراوانی كنید یوم سفید رنگ در هر دو سطح برگ گیا هان بخصوص در سطح فوقانی  یك حالت پودری را بوجود می آورد. در اواخر فصل رشد در روی پوشش سفید رنگ میسلیومی، نقاط ریزسیاه رنگی كه همان اندامهای جنسی قارچ یا آسكوكارپ ها می باشند تشكیل می‏گردد.قارچهای این خانواده اكثراً سطحی(Ectoparasite)  هستند و میسلیومها در سطح  سلولها ی میزبان مستقربوده وتولید مكینه‌هائی می‌كند كه مستقیماً وارد سلولهای اپیدرم می‌شود. یکی از جنس این خانواده spp. Leveillula  كه فرم غیر جنسی آنOidiopsis  می‌باشد، عامل سفیدك سطحی یونجه و قارچ پارازیت داخلی(Endophyte) می‌باشد و مسیلیومها وارد پارانـشیم می‏شوند و در فضای زیر روزنـه مستـقر شده و مكینه را به داخل سلول های گیاه می‌فرستد.گیاهان جوان و آبدار بیشتر در معرض آلودگی به قارچهای سفیدک قرار دارند. این قارچها از طریق مشخصات زواید اطراف آسكوكارپ، تعداد آسك در آسكوكارپ و از فرم غیر جنسی آنها از یكدیگر متمایز می‌شوند.

سفیدك حقیقی(پودری) سیب                                                                              

1. بیماری ناشی از قارچ   podosphaera leucotricha    است. این قارچ به شاخ وبرگ جوان،   گل ومیوه میزند  واغلب باعث خشكیدن شاخه های جوان میشود. بروی برگ نیزایجاد پیچیدگی مینماید. گلهای آلوده چروكیده وحالت گوشتی پیدا میكند. اغلب آلودگی روی پاجوشها دیده میشود. بیماری در  تمام مناطق كشت سیب دیده میشود ولی اهمیت آن در خزانه است .    روی میوه ایجاد زنگار میكند . عامل انگل اجباری است پس از سلول زنده تغذیه می نماید و ریسه های قارچ درجوانه های درحال خواب زمستانگذرانی میكند.

كنترل شیمیایی:

1.دینوكاپ           wp18.25%           یك درهزار

2.دینوكاپ            Ec35  %              یك درهزار

3.بنومیل               wp50 %            نیم در هزار

4.سولفور           wp80-90%     و     3-4 درهزار

5.نوآریمول             Ec 9%      و        0.75 درهزار

 

توصیه : مبارزه شیمیایی رابه محض مشاهده بیماری با توجه به پیش آگاهی شروع می‌كنیم. درصورتی كه سابقه آلودگی داشته باشیم هرس شاخه های آلوده در اواخر پاییز انجام داده و آنها رامی‌سوزانیم.

 


نظرات() 



  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic