پنجشنبه 25 آذر 1389

تاکسونومی سفیدک های سطحی

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

فیلوژنی و تاکسونومی سفیدک های سطحی

اولین نام گذاری علمی منتسب به سفیدک های سطحی توسط لینه در سال 1753 انجام گرفت و اولین سفیدک سطحیMucor Erysiphe  نام گرفت (نقل از براون، 1987). پس از آن پرسون در سال 1766 قارچ معرفی شده لینه را در جنس Sclerotium قرار داد. اولین مطالعات وسیع سفیدکهای سطحی توسط دکاندول در سال1815 صورت گرفت وی تمام عوامل مولد سفیدک سطحی را در یک جنس به نام Erysiphe  قرار داد و 25 گونه برای آن معرفی کرد که بسیاری از آن اسامی امروزه معتبر هستند.

تاکسونومی پیشرفتهErysiphaceae  در سال1851 با کارهای اساسی لویه آغاز گردید. لویه یک سیستم تاکسونومیک منسجم برای این قارچها ایجاد کرد، به طوریکه همه سفیدک­های پودری را در یک تیره قرار داد و بر اساس تعداد آسک در هر آسکوکارپ این تیره را به دو بخش تقسیم و هفت جنس را معرفی کرد. وی سپس همه این جنس­ها را در یک خانواده به نامErysiphaceae   طبقه بندی نمود. به تدریج  صفات مورفولوژیک بیشتری در این قارچها شناسایی شد و رده­بندی آنها را تحت تأثیر قرار داد. اولین مونوگراف سفیدک­های سطحی توسط سالمون در سال 1900 ارایه شد که شامل شش جنس، 49 گونه و 11 واریته بود.

بلومر در سال 1933 مونوگراف سفیدک­های اروپا را نوشت. در سال 1958 گلوین گونه Erysiphe graminis را از بقیه گونه­­های Erysiphe جدا کرد و با نامGolovin  Blumeria معرفی نمود. ساوادا در سال 1959 محقق دیگری بود که جنس Ischnochaeta Saw. را انتشار داد. ولی این جنس به لحاظ قوانین نامگذاری فاقد اعتبار بود و از طرف قارچ­شناسان پذیرفته نشد (نقل از خداپرست، 1386).

در سال 1987 براون با نوشتن مونوگراف جامع سفیدک­های سطحی تحولات عظیمی را در تاکسونومی سفیدک­های سطحی  ایجاد کرد. براون در مونوگراف خود  18 جنس و 435 گونه را معرفی کرد و از خصوصیات آنامورف مثل (زنجیری بودن یا نبودن کنیدیوم ها، شکل و اندازه کنیدیو مها، وجود یا عدم وجود اجسام فیبروزین، ساختمان و شکل زواید آسکوکارپ، تعداد آسک در آسکوکارپ) برای تفکیک و تمایز جنس­ها استفاده کرد.

در سال 1995 براون مونوگراف سفیدک­های اروپا را منتشر کرد. وی در این مونوگراف تعداد جنس­هایErysiphaceae  را به 16 جنس تقلیل داد و دو جنس را مترادف جنس­های دیگر قرار داد.

کوک و همکاران(1997) با بررسی سطح کنیدیوم ها به وسیله میکروسکوپ الکترونی سه بعدی  (SEM) فضای جدیدی را در  تاکسونومی سفیدک­های سطحی گشودند. بر اساس این مطالعه و بر اساس نقوش روی سطوح خارجی کنیدیوم­ها تیره

Eryshiphaceae به پنج قبیله شاملBlumerieae, Cystotheceae, Sawadaeae, Erysiphaeae, Phyllactinieae  طبقه بندی کردند.

مطالعات روی فیلوژنی مولکولی نشان داده است که قارچهای مولد سفیدكهای پودری یا  Erysiphales فاقد ارتباط نزدیکی با اعضای پیرنومیست­ها یا پلکتومیست­ها می­باشند  و به گروه موسوم به دیسکومیست­ها ارتباط نزدیکتری دارند (تاکاماتسو و همکاران 2004).

از اینرو هایبت و همکاران در سال 2007 این قارچ­ها را به عنوان یک راسته مستقل در کنار چند راسته از گروه دیسکومیست­ها در رده Leotiomycetes  (دیسکومیست­های بدون اوپرکول) قرار داده­اند.

اولین گزارش در ارتباط با سفیدک­های پودری ایران به رابنهوست (1871) بر می­گردد که در مقاله خود دو گونه سفیدک پودری از ایران نام برده است (نقل از خداپرست، 1386).

نوشته­های محدودی توسط قارچ­شناسان ایرانی در زمینه سفیدک­های سطحی منتشر شده است که از آن جمله می توان به مقاله های اسفندیاری (1348)، محمدی دوستدار (1348)، تاجیک قنبری (1375)، تاجیک قنبری و همکاران (1375)،   ارشاد (1350 و 1374)،  شریف بنی ونکویی (1375)، نیکنام وگویا (1375)، توانایی و خداپرست (1383)، عباسی و همکاران (1383)، خداپرست و همکاران (1379 و 1384) اشاره کرد. به استثنای مطالعه فلور سفیدک­های پودری پارک ملی گلستان(تاجیک قنبری، 1374) و استان گیلان (خداپرست، 1381) این گروه از قارچها هرگز به صورت متمرکز در سطح کشور و یا مناطق خاصی جمع­آوری و مورد بررسی قرار نگرفته­اند.

همچنین با توجه به اینکه طی سالهای اخیر رده بندی و تاکسونومی سفیدک های سطحی  دستخوش تغییرات زیادی شده است ولی نمونه­های ایرانی با توجه به رده­بندی جدید کمتر بررسی و ارزیابی شده اند.

 

 


نظرات() 


برچسب ها: تاکسونومی سفیدک های سطحی ، فیلوژنی ، تاکسونومی ، سفیدک سطحی ،
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic