پنجشنبه 25 آذر 1389

گیاهچه میری

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری گیاهچه میری گسترش جهانی دارد و به گیاهچه های جوان از هر نوع حمله می کند .

نشانه های بیماری

نشانه ی تیپ گیاهچه میری ، بر اثر نفوذ عوامل قارچی در بالای سطح خاک به وجود می آید . با این همه ، قارچ های مولد گیاهچه میری ممکن است موجب پوسیدگی بذر یا پوسیدگی پیش از رویش گیاه شود که در این حالت تعداد کمی گیاهچه سبز می شود که نتیجه ی آن کچلی خزانه است . گیاهچه میری همچنین ممکن است در بن گیاهچه های جوان شانکر ایجاد کند ولی نهال ها به محض بلوغ اولین برگ حقیقی خود ، به بیماری مقاوم می شوند .

           


عوامل بیماری

در بیشتر موارد گونه های Rhizoctonia گیاهچه میری ایجاد می کند . گونه های Phytorhthora نیز از جمله عوامل گیاهچه میری به شمار می روند .

چرخه بیماری و اپیدمیولوژی

گیاهچه هایی که بر اثر قارچ های عامل بیماری به گیاهچه میری مبتلا می شوند ، به ویژه اگر رطوبت زیاد باشد ، به سرعت خشک می شوند . عوامل این بیماری خاکزی هستند و به مدت طولانی با رشد پوده رستی یا از راه تولید ساختارهای مقاوم در خاک باقی می مانند . بالا بودن دما برای گسترش بیماری مطلوب است اما همچنین می تواند برای گیاهچه ها مفید باشد به این صورت که خودشان را به سرعت به مرحله ی مقاوم برسانند .

گاهی قارچ های گیاهچه میری موجب پوسیدگی ریشه ی گیاهچه های بزرگتر مرکبات می شوند ، اما این امر معمولاً مسئله ی مهمی به شمار نمی آید مگر آنکه گیاهچه میری بر اثر گونه های Phytophthora باشد .

مبارزه

برای مبارزه با گیاهچه میری نباید از خاک های آلوده استفاده کرد ، عوامل بیماری زا را باید از بستر کشت حذف کرد . به این منظور ، می توان بذر سالم را در محیط های بدون خاک که معمولاً عاری از عوامل بیماری زاست یا در بستر هایی کاشت که با قارچ کش های گازی ضد عفونی شده اند . بعد از ضد عفونی خاک باید مراقبت های لازم بشود تا بستر کاشت ضد عفونی شده مجددا به عوامل قارچی آلوده نشود .
 گیاهچه میری در خاک هایی شدیدتر بروز می کند که بعد از ضد عفونی شدن مجدداً آلوده شده باشند زیرا در این خاک ها ، هیپرپارازیتها و بیمارگرهای رقیب نیز بر اثر ضد عفونی از بین رفته اند . بذر را باید قبل از کاشت به منظور عاری ساختن آن ها از گونه های بیماری زا با آب داغ تیمار کرد . همچنین در خزانه ها یا اطراف بستر های کشت نباید از خاک یا وسایل آلوده یا آب آبیاری آلوده استفاده شود . خزانه ی بذری را نباید زیاد آبیاری کرد .
.

نظرات() 


برچسب ها: گیاهچه میری ، مرکبات ،
پنجشنبه 25 آذر 1389

تاکسونومی سفیدک های سطحی

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

فیلوژنی و تاکسونومی سفیدک های سطحی

اولین نام گذاری علمی منتسب به سفیدک های سطحی توسط لینه در سال 1753 انجام گرفت و اولین سفیدک سطحیMucor Erysiphe  نام گرفت (نقل از براون، 1987). پس از آن پرسون در سال 1766 قارچ معرفی شده لینه را در جنس Sclerotium قرار داد. اولین مطالعات وسیع سفیدکهای سطحی توسط دکاندول در سال1815 صورت گرفت وی تمام عوامل مولد سفیدک سطحی را در یک جنس به نام Erysiphe  قرار داد و 25 گونه برای آن معرفی کرد که بسیاری از آن اسامی امروزه معتبر هستند.

تاکسونومی پیشرفتهErysiphaceae  در سال1851 با کارهای اساسی لویه آغاز گردید. لویه یک سیستم تاکسونومیک منسجم برای این قارچها ایجاد کرد، به طوریکه همه سفیدک­های پودری را در یک تیره قرار داد و بر اساس تعداد آسک در هر آسکوکارپ این تیره را به دو بخش تقسیم و هفت جنس را معرفی کرد. وی سپس همه این جنس­ها را در یک خانواده به نامErysiphaceae   طبقه بندی نمود. به تدریج  صفات مورفولوژیک بیشتری در این قارچها شناسایی شد و رده­بندی آنها را تحت تأثیر قرار داد. اولین مونوگراف سفیدک­های سطحی توسط سالمون در سال 1900 ارایه شد که شامل شش جنس، 49 گونه و 11 واریته بود.

بلومر در سال 1933 مونوگراف سفیدک­های اروپا را نوشت. در سال 1958 گلوین گونه Erysiphe graminis را از بقیه گونه­­های Erysiphe جدا کرد و با نامGolovin  Blumeria معرفی نمود. ساوادا در سال 1959 محقق دیگری بود که جنس Ischnochaeta Saw. را انتشار داد. ولی این جنس به لحاظ قوانین نامگذاری فاقد اعتبار بود و از طرف قارچ­شناسان پذیرفته نشد (نقل از خداپرست، 1386).

در سال 1987 براون با نوشتن مونوگراف جامع سفیدک­های سطحی تحولات عظیمی را در تاکسونومی سفیدک­های سطحی  ایجاد کرد. براون در مونوگراف خود  18 جنس و 435 گونه را معرفی کرد و از خصوصیات آنامورف مثل (زنجیری بودن یا نبودن کنیدیوم ها، شکل و اندازه کنیدیو مها، وجود یا عدم وجود اجسام فیبروزین، ساختمان و شکل زواید آسکوکارپ، تعداد آسک در آسکوکارپ) برای تفکیک و تمایز جنس­ها استفاده کرد.

در سال 1995 براون مونوگراف سفیدک­های اروپا را منتشر کرد. وی در این مونوگراف تعداد جنس­هایErysiphaceae  را به 16 جنس تقلیل داد و دو جنس را مترادف جنس­های دیگر قرار داد.

کوک و همکاران(1997) با بررسی سطح کنیدیوم ها به وسیله میکروسکوپ الکترونی سه بعدی  (SEM) فضای جدیدی را در  تاکسونومی سفیدک­های سطحی گشودند. بر اساس این مطالعه و بر اساس نقوش روی سطوح خارجی کنیدیوم­ها تیره

Eryshiphaceae به پنج قبیله شاملBlumerieae, Cystotheceae, Sawadaeae, Erysiphaeae, Phyllactinieae  طبقه بندی کردند.

مطالعات روی فیلوژنی مولکولی نشان داده است که قارچهای مولد سفیدكهای پودری یا  Erysiphales فاقد ارتباط نزدیکی با اعضای پیرنومیست­ها یا پلکتومیست­ها می­باشند  و به گروه موسوم به دیسکومیست­ها ارتباط نزدیکتری دارند (تاکاماتسو و همکاران 2004).

از اینرو هایبت و همکاران در سال 2007 این قارچ­ها را به عنوان یک راسته مستقل در کنار چند راسته از گروه دیسکومیست­ها در رده Leotiomycetes  (دیسکومیست­های بدون اوپرکول) قرار داده­اند.

اولین گزارش در ارتباط با سفیدک­های پودری ایران به رابنهوست (1871) بر می­گردد که در مقاله خود دو گونه سفیدک پودری از ایران نام برده است (نقل از خداپرست، 1386).

نوشته­های محدودی توسط قارچ­شناسان ایرانی در زمینه سفیدک­های سطحی منتشر شده است که از آن جمله می توان به مقاله های اسفندیاری (1348)، محمدی دوستدار (1348)، تاجیک قنبری (1375)، تاجیک قنبری و همکاران (1375)،   ارشاد (1350 و 1374)،  شریف بنی ونکویی (1375)، نیکنام وگویا (1375)، توانایی و خداپرست (1383)، عباسی و همکاران (1383)، خداپرست و همکاران (1379 و 1384) اشاره کرد. به استثنای مطالعه فلور سفیدک­های پودری پارک ملی گلستان(تاجیک قنبری، 1374) و استان گیلان (خداپرست، 1381) این گروه از قارچها هرگز به صورت متمرکز در سطح کشور و یا مناطق خاصی جمع­آوری و مورد بررسی قرار نگرفته­اند.

همچنین با توجه به اینکه طی سالهای اخیر رده بندی و تاکسونومی سفیدک های سطحی  دستخوش تغییرات زیادی شده است ولی نمونه­های ایرانی با توجه به رده­بندی جدید کمتر بررسی و ارزیابی شده اند.

 

 


نظرات() 


برچسب ها: تاکسونومی سفیدک های سطحی ، فیلوژنی ، تاکسونومی ، سفیدک سطحی ،
پنجشنبه 25 آذر 1389

سفیدک سطحی گوجه فرنگی و بادمجان

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری سفیدک سطحی توسط گونه های مختلف خانواده erysiphaceae ایجاد می شود . در ایران قارچ leveillula solanacearum اولین بار در سال ۱۳۴۹ توسط ارشاد از منطقه قصر شیرین گزارش شده است . قارچ leveillula taurica علاوه بر بادمجان روی گوجه فرنگی و سیب زمینی خسارت وارد می کند .

FREE photo hosting by Shamiz Image Hosting

نشانه های بیماری

علائم بیماری مربوط به قارچ erysiphe polyphaga بدین صورت است که در روی برگ ها لکه های سفید کثیف که همان میسلیوم ها و اسپرهای قارچ هستند به وجود می آید . این لکه ها ابتدا کوچک و گرد بوده سپس زاویه دار می‌شود . در روی سطح زیری و روئی برگ گسترش می یابد و تمام برگ ، دمبرگ و ساقه را فرا می گیرد . برگ های پایین زودتر مورد بیماری قرار می گیرد برگ های سفیدک زده ممکن است زرد شده ،ممکن است بمیرند .

قارچ leveillula taurica که مرحله غیر جنسی آن oidiopsis taurica می باشد . در روی بادمجان علائم در سطح روئی برگ به صورت لکه های زرد کم رنگ در اندازه های مختلف ظاهر می شوند . در سطح زیرین برگ این لکه ها با یک پوشش سفید رنگ پوشیده می گردند. سرانجام این لکه ها به هم متصل و سپس برگها خم می شوند ، اما نمی‌افتند.

قارچ leveillula taurica با سایر سفیدک های سطحی متفاوت است زیرا رشته های این قارچ مستقیماً به داخل بافت نفوذ می کند . و حدود ۴ کنیدیوفر از یک روزنه خارج می شوند . در روی هر کدام از این کنیدیوفرها فقط یک کنیدی تولید می شود . بعد از مدتی که کلیستوتس ها حاوی آسکوسپور هستند که می توانند زمستان را بگذرانند . کنیدی های تولید شده در سطح زیرین برگها به وسیله باد گسترش می یابند .


نظرات() 


برچسب ها: سفیدک سطحی گوجه فرنگی و بادمجان ، سفیدک ، گوجه فرنگی ،
پنجشنبه 25 آذر 1389

بیماری سفیدک سطحی یونجه

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

عوامل بیماری سفیدک سطحی یونجه

 عوامل بیماری سفیدک سطحی یونجه تاکنون دو گونه Leveillula taurica و Erysiphe pisi معرفی شده است. دامنه میزبانی Leveillula  و  Erysiphe  اغلب شامل گیاهان علفی می باشد. در میزبانهایی که با بیش از یک عامل سفیدک سطحی آلوده می شوند ترکیب  Leveillula و Erysiphe از همه بیشتر دیده می شود .

 بیولوژی Erysiphe  pisi، علایم و نحوه ایجاد خسارت

این پاتوژن پارازیت اجباری گیاهان است و اولین بار توسط نورنبرگ در سال 1817 از روی میزبان  Vicia sativaگزارش شده است. تاکنون از روی 19 میزبان از تیره Fabaceae  نظیر: (Arachis, Astragalus, Baptisia, Delicho Dorycnium, Hymenocarpus, Lathyrus, Lens, Lepedez, Lotus, Lopinus, Medicago, Melilotus, Phaseolus, Pisum, Sophora, Thermopsis, Trifolium, Vicia ) گزارش شده است.

این گونه از نواحی سردسیر جهان نظیر ایسلند و آمریکای جنوبی نیز گزارش شده است و دامنه میزبانی آن اغلب محدود به گیاهان علفی می باشد.

اولین گزارش از این بیماری در ایران در سال 1326 توسط شریف در خرم آباد  صورت گرفته است و تاکنون از دماوند، اصفهان، سقز و زنجان گزارش شده است. در ایران گزارشات محدودی از پیدایش این قارچ روی یونجه وجود دارد و تاکنون از روی( Medicago, Melilotus, Trigonella, Vicia) گزارش شده است.

این بیماری در اوایل بهار ظاهر می­شود و باعث ایجاد پوشش پودری سفید رنگی در روی برگ­ها و ساقه گیاه میزبان می شود. این پوشش همان میسلیوم ها، کنیدیوفورها و کنیدیوم های قارچ می باشد که به صورت یک لایه بسیار نازک و لکه­ای هم سطح پشتی و هم سطح رویی برگ را می­پوشاند و به تدریج تمام سطح برگ و ساقه را پوشش می­دهد و باعث کلروز شدید برگها می­شود. شدت بیماری در آب و هوای خشک و خنک دیده می­شود. در اواخر فصل زراعی روی این پوشش سفید رنگ نقاط نارنجی رنگی تشکیل می­شود که به تدریج سیاه رنگ می­شوند این نقاط آسکوکارپ­های قارچ هستند که در داخل آنها آسکوسپور تولید می­شود و باعث بقا قارچ در زمستان می­شوند. آسکوکارپ با جذب رطوبت در اویل بهار پاره  شده آسکوسپورهای خارج شده به وسیله باد یا عوامل دیگر در روی میزبان قرار می گیرد و پس از استقرار در روی برگ در صورت وجود شرایط مساید جوی جوانه زده و آلودگیهای جدید به وجود می آورد. عامل پراکنش و انتشار بیماری در طول فصل زراعی کنیدیوم های قارچ می باشند. زمستانگذرانی در مناطق گرمسیر به صورت مسیلیوم و آسکوکارپ و در نواحی با آب و هوای سرد به صورت آسکوکارپ می باشداین پاتوژن در بسیاری از مناطق دنیا از جمله آمریکا یکی از مشکلات اساسی در تولید بذر یونجه به شمار میرود و سالانه خسارت زیادی را از نظر اقتصادی به این محصول زراعی وارد می کند و باعث کاهش کیفیت و مقدار محصول به میزان قابل توجهی می شود.

 مورفولوژی Erysiphe pisi

کنیدیوفور راست و مستقیم، اپرسوریوم پستانک مانند، سلول پایه کنیدیوفور انحنادار است. کنیدیوم­ها منفرد، بیضوی تا استوانه­ای می­باشند. جوانه زنی کنیدیو مها انتهایی است. کاسموتسیوم­ها پراکنده تا مجتمع در هر دو سطح برگ و گاهی در پوشش میسلیومی قارچ فرو رفته­اند

 

پراکندگی  Erysiphe  pisi

بسیاری از اعضای خانواده Erysiphaceae دارای دامنه وسیعی از الگوهای پراکندگی می­باشند و عامل اصلی پراکندگی آنها کنیدیوم ها وآسکوسپورهای آنها می باشند که به وسیله عوامل زنده و غیر زنده جابجا می شوند. برخی از آنها پراکندگی     بسیار بالایی داشته و در همه جهان گسترش دارند ولی برخی فقط مختص یک ناحیه و آب و هوای مخصوص هستند.

این گونه تاکنون از ساحل بالتیک، اوکراین، ارمنستان، آسیای مرکزی، تاجیکستان، قرقیزستان، ایالات متحده آمریکا، ایران و بسیاری دیگر از کشورهای جهان از روی یونجه گزارش شده است.

 بیولوژی Leveillula taurica ، علایم و نحوه ایجاد خسارت

این قارچ متعلق به خانواده Erysiphaceae، راسته Erysiphales و رده Ascomycetes  می باشد. این گونه مهم ترین و شایع­ترین گونه بیماریزا روی یونجه به شمار می­آید و در شرایط آب و هوایی گرم و خشک زیاد دیده می­شود. تاکنون از روی 57 تیره گیاهی گزارش شده است و در ایران از روی 147 میزبان گزارش شده است (خداپرست و عباسی 2000). ژاکوفسکی1 در سال 1927 فرم اختصاصی L. taurica روی یونجه را معرفی کرده است.

علایم این بیماری به طور معمول در اوایل تابستان ظاهر می­شود و مسیلیوم به صورت یک لایه نمدی مانند و پرپشت یکنواخت هر دو سطح پشتی و رویی برگ (بیشتر سطح پشتی) و تمام طول ساقه را می­پوشاند. این قارچ پارازیت داخلی می باشد و مسیلیوم این قارچ زیراپیدرمی بوده و در فواصل بین سلولی پیشروی کرده و به صورت اندوفیتی رشد می کند و این

میسلیوم­ها بیشتر نقش تثبیت قارچ را بر عهده دارند. کنیدیوفورها از طریق روزنه گیاه خارج می­شوند و تولید کنیدیوم­ها را می­کنند. این کنیدیوم­ها عامل انتشار این بیماری هستند. در اواخر فصل زراعی نقاط سیاه رنگی در روی مسیلیوم تشکیل می شود که همان آسکوکارپ قارچ است و باعث بقا قارچ در زمستان می شود

 .

 


نظرات() 


برچسب ها: یونجه ، سفیدک سطحی ، بیماری ،
چهارشنبه 17 آذر 1389

کنترل بیماریهای سفیدک های پودری

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

کنترل بیماریهای سفیدک های پودری


استراتژی های مختلفی برای کنترل سفیدک‌های پودری در محصولات مختلف مورد استفاده قرار می گیرند. کنترل شیمیایی و اصلاح برای مقاومت مهمترین روش‌های تجاری مورد استفاده‌اند.


1- اصلاح برای مقاومت: گندم و جو از جمله اولین گیاهانی هستند که برنامه های اصلاح مقاومت از یک قرن پیش در مورد آنها اجرا شده است و این بعد از کار برجسته بیفن(Biffen,1905  ) بر روی مقاومت ژنتیکی گندم به زنگ زرد گندم (Puccinia striiformis) بود. تلاش های اولیه برای اصلاح مقاومت بر علیه B. graminis و دیگر پاتوژن های بیوتروف گیاهی از مقاومت ژن اصلی (عمودی) بر اساس معرفی تک ژنهای مقاومت به درون ارقام مورد نظر استفاده نموده اند. تعداد زیادی از چنین ژنهای اصلی مقاومت که ارقام غلات اهلی و باریک برگهای وحشی خویشاوند گندم و جو منشأ گرفته اند، امروزه برای اهداف اصلاحی در دسترس می باشند. اصلاح برای مقاومت عمودی در تعداد زیادی از دیگر گیاهان حساس به بیماریهای سفیدک پودری از جمله خربزه و خیار (Podosphaera xanthii و Golovinomyces cichoracearum)، شبدر (Erysiphe trifolii)، رازک (Sphaerotheca maculais) استفاده شده است. اصلاح برای مقاومت در گیاهان چند ساله کند رشد مانند سیب یا مو مشخصاً مشکلتر است.


 مقاومت عمودی اصولاً بر اساس مکانیسم های شناسایی که در بردارنده واکنش فوق حساسیت است روی می‌دهد. خطر ذاتی مقاومت ژن اصلی این است که بیمارگر می تواند با جهش در آلل غیرویرولنس متناظر به ژن ویرولنس بر مقاومت غلبه نماید. این حالت به فراوانی دیده شده است مثلاً در B. graminis امکان دارد که چندین ژن مقاومت را در یک واریته گیاهی در کنار هم قرار داد و به این حالت هرمی سازی ژن ها (gene pyramiding) می گویند. البته هنوز خطر ایجاد ابر نژادهای مقاوم ( Super race) B. graminis و دیگر سفیدکهای پودری وجود دارد. یک نوع جالب مقاومت در جو به واسطه ژنهای mlo مشخص می شود که تشکیل پاپیلای بسیار ضخیم را سبب می شود که آلودگی به تمام نژادهای B. graminis. f.sp. hordei را محدود می‌کند. این مقاومت غیر عادی است زیرا که مقاومت در سطح وسیع بوده و باعث کنترل کامل می شود و در مورد مقاومت های تک ژنی حالت استثناء دارد چرا که در ارقام جو حدود بیست سال پیش پایدار باقی مانده است. بطور معمول تر مقاومت در سطح وسیع بر اساس اثرات مشترک چندین ژن جزئی بوده و خود مقاومت جزئی است یعنی آن باعث به تأخیر انداختن آلودگی و اسپورزایی پاتوژن می شود اما باعث بازداری از بیماری نمی شوداین مقاومت، مقاومت افقی نامیده شده است چون نژادهای مختلف پاتوژن را به طور محدودی کنترل می کند، بر خلاف مقاومت عمودی که توسط ژنهای مقاومت اصلی عمل می کند که در آن تک نژادها به طور کامل کنترل می شوند ولی بقیه کنترل نمی شوند. اگر چه اساس مولکولی بسیاری از ژنهای مقاومت هنوز مشخص نشده است قابل توجه این است که برخی از ژنهای مسئول در مقاومت افقی در گیاهان بالغ مؤثرترند. این پدیده مقاومت، مقاومت گیاه بالغ نامیده می شود. بنابراین می توان احتمال داد که تولیدات ژنهای مقاومت افقی ممکن است در این عمل مسئول باشند مانند تولید کوتیکول ضخیم تر، دیواره سلولی یا پاپیل ضخیم‌تر. اصلاح مقاومت بطور مطمئن یکی از روش های کلیدی برای کنترل سفیدک های سطحی خواهد بود و احتمالاً ژنهای اصلی و فرعی با هم همراه شده تا ارقام با مقاومت پایدار تر و موثرتر در برابر سفیدک های پودری تولید شود. مهندسی ژنتیک ممکن است اصلاح گران را قادر به تولید ارقامی نماید که ژن‌های PR ( فوق حساسیت) آنها بیان فوق العاده‌ای داشته باشند.


کنترل شیمیایی: قدیمی ترین مانع در برابر سفیدک های پودری گوگرد عنصری پودر شده بود که توسط هومر در 1000 سال قبل از میلاد ذکر شده است و در قرن 19 مجدداً استفاده و با آهک برای افزودن کارایی مخلوط گردید. مخلوط های لایم سولفور صنعت انگور فرانسویان را در اواسط قرن 19 زمانی که U. necator در اروپا ظاهر شد، نجات داد. درست همانند حالتی که مخلوط بوردو (سولفات مس + آهک) نقش مهمی در حفاظت انگورها در برابرPlasmopara viticola  ایفا نمود. در اوایل قرن 20 تلاشها در جهت کنترل سفیدک پودری غلات به سمت اصلاح برای مقاومت تغییر یافت. دی تیوکاربامات در سال 1934 آزاد شد و مانند گوگرد فعالیت کاملاً محافظت کننده داشت.


اولین قارچکش سیستمیک بر علیه سفیدک های سطحی بنومیل (از گروه بنزیمیدازول ها) بود که در داخل گیاه به مولکول کاربندازیم تغییر می یابد.


کاربندازیم به پروتئین توبولین متصل شده و از مونتاژ آنها به صورت میکروتوبول ها جلوگیری می کند بویژه با دوک هسته ای در طی تقسیم میوز. مقاومت بر علیه بنومیل در قارچهای بیماریزای گیاهی متداول بوده و معمولاً به دلیل جهش در ژن بتاتوبولین در محلی است که کاربندازیم متصل می شود و باعث کم شدن اتصال می گردد.


دو گروه مهم از قارچکشهای سیستمیک که بر علیه بیماریهای سفیدک پودری آزاد شده اند، ترکیبات مورفولین و 2- آمینو پیریمیدین‌ها بودند که در دهه 1960 آزاد شدند. هر دو کم و بیش بر علیه سفیدک‌های پودری انحصاری هستند.


مورفولین‌ها (تریدمورف) اولین بازدارنده بیو سنتز استرول است که از دو آنزیم تغییر دهنده استرول در قارچها بازداری می‌کند در حالی که در گیاهان بیوسنتز استرول ها تغییر نمی‌یابد. قارچکش جدید فن پروپیمورف که از تریدمورف گرفته شده و نحوه اثر مشابهی دارد اما بر علیه قارچهای دیگر هم استفاده می شود. بر خلاف آن، 2- آمینوپیریمیدین ها از الحاق آدنین به نوکلئیک اسیدها بازداری می‌کند و بنابراین سنتز DNA مختل می‌شود. اثرات آن زود دیده می‌شود و معمولاً در مرحله تشکیل اولین مکینه است.


تریازول‌ها که قبلاً به عنوان دارو در تیمار آلودگی‌های Candida استفاده می‌شدند بدلیل عمل انتخابی آنها در بیوسنتز آسترول به طور گسترده‌ای در کشاورزی استفاده شده‌اند. تفاوت زیادی در ساختمان آنها وجود دارد اما همگی به نظر می‌رسد که به عنوان بازدارنده‌های سیتوکروم P450 مسئول در غیر متیله شدن استرول‌ها در موقعیت کربن14C  می‌باشند. این ترکیبات در مجموع DMI (بازدارنده های غیرمتیله شدن) نامیده شده‌اند. موجودات هدف در تولید یک غشاء غیر فعال ناتوان هستند. تریازول‌ها در برابر تعداد زیادی پاتوژن‌های قارچی موثر بوده و قارچکشهای سیستمیک با اثرات مداوا کنندگی هستند. یکی از مهمترین مثالها بر علیه سفیدکهای پودری و دیگر پاتوژنهای بیوتروف بیماریزای گیاهی تری‌آدیمفون است که در گیاهان و قارچها احیا شده و به فرم فعال الکل تبدیل می‌شوند. البته مقاومت در چند مورد گزارش شده است و مکانیسم‌های مختلف مقاومت ذکر شده‌اند از جمله جلوگیری یا کاهش جذب قارچکش‌ها، تغییر ترکیب غشاء لایه لیپیدی یا کاهش مقدار استرول و یا جهش در محل اتصال قارچکش روی آنزیم سیتوکروم P-450.


یکی از گروههای مهم و جدیداً معرفی شده قارچکش‌ها، استروبیلورین‌ها هستند که بر اساس استروبیلورین A یک فراورده طبیعی از بازیدیومیست Strobilorus tenacellus است و یکی از مواد ضد قارچی قوی و انتخابی است. این منجر به تولید Kresoxim – methyle گردید. اولین قارچکش تجاری تیپ استروبیلورین و نحوه اثر آن بر اساس بازداری از کمپلکس ? زنجیر تنفس میتوکندریایی است. مقاومت Strobilorus tenacellus در برابر فرآورده خودش بر اساس موتاسیون سه آمینواسید در پلی پتپید هدف است و مقاومت براساس همان مکانیسم ها در چندین پاتوژن بیماریزای قارچی گیاهی دیده شده است. به این دلیل استروبیلورین‌ها در حال حاظر برای کنترل سفیدک های پودری روی غلات و کدوئیان / خربزه پیشنهاد نمی‌گردند.


ترکیب تازه آزاد شده با فعالیت اختصاصی بر علیه سفیدک پودری کوئینوکسی فن quinoxyfen است. نحوه عمل آن جالب بوده زیرا که این ترکیب به طور انتخابی از رویدادهای مورفوژنتیک (morphogenetic) مرتبط با آلودگی از قبیل جوانه زنی یا تشکیل اپرسوریم بازداری می‌کند اما روی رشد رویشی تأثیر ندارد و برای قارچهای دیگر سمی نیست. کوئینوکسی فن سیستمیک نبوده ولی در مرحله بخار پخش شده و به مواد مومی در سطح اپیدرم متصل می شود، بنابراین بطور ایده‌ال برای فعالیت در برابر جوانه زنی کنیدیومهای سفیدک‌های پودری عمل می‌کند. ترکیبات غیر قارچکش با چنین نحوه تأثیر اختصاصی بالا اثرات جانبی کمتری بر علیه موجودات غیر هدف مانند ساپروفیت‌ها و یا میکوریزها دارند و احتمالاً در آینده مهم خواهند بود.


فعال کننده‌های مقاومت اکتسابی سیستمیک (SAR) بویژه اسید سالیسیلیک و مشتقات بنزوتیادیازول اسید سالیسیلیک (Banzothiadiazole) ممکن است ارزش خود را در بازداری از آلودگی به سفیدک پودری و بسیاری از بیماریهای دیگر نشان دهند اگر چه آنها موجب مداوای آلودگی های قبلی نخواهند شد. چون فعال کننده‌های SAR بیان تعدادی از پروتئین‌های مرتبط با دفاع و دیگر مکانیسم‌های موجود در گیاهان را تحریک می‌کنند. بعید به نظر می‌رسد که سفیدک‌های پودری در مقابل آنها مقاومت نشان دهند.


- کنترل بیولوژیکی: محل آشکار سفیدکها در سطح برگها باعث حساس بودن بالقوه سفیدک‌های پودری به پارازیتیسم توسط قارچهای فیلوپلین (Phylloplane) میگردد. شاید بهترین و شناخته شده‌ترین آنها Ampelomyces quisqualis باشد که کیندیومها را در داخل پیکیندیومهای مرتبط با ریسه‌ها، کیندیومها و با فراوانی کمتر در کاسموتسیومهای سفیدک پودری تولید می‌کند. تلاش‌ها در جهت توسعه آن بعنوان عامل بیوکنترل انجام شده اما موفقیت‌های کمی داشته است بدلیل اینکه سفیدک‌های پودری در رطوبت‌هایی کمتر از رطوبت مورد نیاز A. q. رشد می‌کنند. یک صفت جالب عامل بیوکنترل این است که می تواند در برابر تعدادی از قارچکشهای مورد استفاده برای کنترل سفیدک های پودری متحمل باشد و بنابراین کنترل تلفیقی آن اصولاً ممکن است. البته کنترل بیولوژیکی سفیدک های پودری مانند بسیاری از پاتوژن های هوازاد دیگر محدود به گلخانه است چون محیط را می‌توان تا حدودی کنترل نمود. در مورد سفیدک‌های پودری، به نظر می‌رسد که رطوبت نه تنها در تعامل با A. quisqualis بلکه در مورد دیگر قارچهای بالقوه کنترل مانند Verticillium lecanii یا مخمر های بازیدیومیست مثل Tilletopsis و Pseudozyma است. در هر سه مورد اخیر، کنترل سفیدک های پودری از طریق تولید مواد فعال بیولوژیکی است تا پارازیتیسم مستقیم. مشتقات اسیدهای چرب به نظر می‌رسند که ترکیبات فعال اصلی باشند و اینها ممکن است با الحاق خود به غشاء پلاسمایی سفیدک‌های پودری عمل کرده و تندرستی ساختمان غشاء را تخریب نمایند و خاصیت ضد سفیدک پودری برای شیر گاو توسط (Beltitol, 1999) توصیف شده می‌تواند براساس اسیدهای چرب غیر اشباع باشد.


نظرات() 


برچسب ها: سفیدک ، سطحی ، کنترل ،
چهارشنبه 17 آذر 1389

بیماری سفیدک سطحی چغندر

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

مقدمه

این بیماری به برگهای چغندرقند Beta Vulgarist حمله می‌کند و در نتیجه وزن ریشه و میزان قند در ریشه گیاه بیمار پایین می‌آید. این بیماری در اروپا و آمریکا در درجه دوم یا سوم اهمیت قرار گرفته است، ولی در ایران به علت مساعد بودن شرایط رشد برای این قارچ ، خسارت آن خیلی زیاد و جزء بیماریهای درجه اول چغندر قند می‌باشد. این بیماری در تمام مناطقی که کشت و کار چغندرقند انجام می‌گیرد دیده می‌شود، شدت و ضعف بیماری نسبت به تغییرات درجه حرارت ، رطوبت منطقه فرق می‌کند.




 

عامل بیماری img/daneshnameh_up/9/98/erysiphe-polygoni1.JPG

عامل بیماری سفیدک چغندر قارچی از رده Ascomycetes و از راسته Erysiphales و خانواده Erysiphaceae است. طبق مطالعات و بررسیهایی که انجام گرفته عامل بیماری سفیدک سطحی چغندر قند در ایران Erysiphe polygoni DC است که Blumer آن را Synonyme با Erysiphe betae (Vanha) Weltzien می‌داند.

بیولوژی قارچ

کنیدی‌ها توسط باد و باران بر روی برگ بوته‌های جوان می‌افتد در صورت مساعد بودن شرایط پس از 3 تا 5 ساعت کنیدی تندش می‌یابد و رشته‌ای به نام Tube germinatif از آن خارج می‌شود که از راه روزنه‌های برگی یا به طریقه مکانیکی دارد نسج میزبان می‌شود. در این حال اندام رویش قارچ که شامل رشته‌های میسلیوم است در سطح میزبان ظاهر گشته و بطور پراکنده سطح برگ را می‌پوشاند، بر روی همین رشته‌های میسلیوم کنیدیوفورها و کنیدی‌های زنجیره‌ای شکل ظاهر می‌گردند. در صورت وجود شرایط مناسب بیماری تمام مزرعه را فرا می‌گیرد.

این قارچ در حرارت زیاد نمی‌تواند فعالیت داشته باشد، چنانکه در مرداد ماه پیشروی این قارچ کم بوده و در شهریور ماه که رطوبت نسبی بالا و درجه حرارت کم می‌شود از نو فعالیت می‌کند از اواسط همین ماه است که نقاط قهوه‌ای مایل به سیاه که همان پرتیس‌ها یا فرم جنسی قارچ می‌باشند ظاهر می‌گردند. به ظاهر این پرتیس‌ها عامل انتقال بیماری از سالی به سال دیگر می‌باشند. این بیماری روی میزبان‌های متعددی از خانواده‌های Leguminoseae , chenopodiaceae و گیاهان علوفه‌ای دیگر فعالیت می‌کند، روی هم رفته قارچی پلی‌فاژ می‌باشد.



img/daneshnameh_up/c/c0/erysiphe-polygoni2.JPG

علایم بیماری

از اواخر خرداد اولین علایم بیماری در سطح زیرین برگها و بعد در سطح فوقانی ظاهر می‌شود. این علائم عبارت است از ظهور پوشش سفید گردمانندی در سطح زیر برگ که در اثر زیاد شدن رطوبت هوا قارچ به سرعت رشد کرده و ازدیاد می‌یابد و سطح فوقاتی برگها و ساقه‌ها و تکمه‌های گل را می‌پوشاند، به تدریج که بیماری پیشروی می‌کند پوشش سفید گرد مانند کمی تغییر رنگ یافته و متمایل به رنگ قهوه‌ای می‌گردد.

در اثر حمله این قارچ برگها تقریبا شادابی خود را از دست داده و برگهای جوان کمی چروک‌دار و برگهای مسن‌تر به طرف پایین بوته کمی خم شده و زرد رنگ می‌شوند. معمولا بهترین درجه حرارت برای رشد قارچ 20 - 18 درجه سانتیگراد می باشد، در خرداد ماه به علت بالا رفتن درجه حرارت از شدت حمله پیشروی بیماری کاسته می‌شود، آخر فصل (از اویل شهریور ماه) به علت بالا رفتن رطوبت نسبی و مساعد شدن درجه حرارت بیماری شدت می‌یابد. تمام سطح مزرعه بطور یکنواخت مورد حمله بیماری قرار نمی‌گیرد، اگر خوب دقت شود در بعضی از خطوط شدت حمله بیماری زیاد و در برخی دیگر بوته‌های آلوده کمتر است.

ظهور قارچ را در اوایل ابتلا در سطح زیر برگها می‌توان اینطور توجیه کرد که قارچ در اوایل حمله خود نسبت به نور زیاد کمی حساس بوده و همچنین احتیاج آن به رطوبت و سایه بیشتر است. پوشش سفید سطح برگ در حقیقت اندامهای بیرونی قارچ می‌باشد که شامل رشته‌های میسیلیوم و اندامهای تولید مثل غیرجنسی و نقاط سیاه رنگ که در آخر فصل ظاهر می‌شوند اندامهای جنسی قارچ است.

خسارت بیماری

در اثر حمله بیمار سطح زیرین و فوقانی برگ از پوشش سفید گردمانندی پوشیده می‌شود. این پوشش به منزله قشر یا صفحه‌ای است که بین سطح برگ و محیط خارج قرار می‌گیرد و مانع رسیدن نور خورشید بطور کامل به سطح برگ می‌گردد. در این حال برگها به خوبی عمل فتوسنتز را انجام نداده و از قسمت بیرونی شروع به زرد شدن کرده و بعدا خشک می‌شوند.

گیاه برای ادامه حیات و رشد تکمیلی و ایجاد تعادل بین دو بخش بیرونی و درونی مجبور است برگهای جدیدی را تولید کند که خود این عمل موجب کم‌شدن رشد و تقلیل وزن ریشه‌ها می‌شود. طبیعی است که این نوع ریشه‌ها دارای قند کمتری خواهند بود. رشته‌های میسیلیوم برای تغذیه و ادامه زندگی اندامهایی به نام مکه به داخل سلولهای اپیدرم میزبان می‌فرستند و مواد غذایی مورد نیاز خود را بدست می‌آورند. همین عمل موجب تخریب و ظهور اختلالاتی در فعالیت سلولهای مزبور می‌شود.

مبارزه

بیماری سفیدک چغندر در اغلب نقاط دنیا که چغندرقند کشت و کار می‌شود از نظر اقتصادی اهمیت قابل ملاحظه‌ای نداشته و خسارت حاصله از حمله بیماری بسیار ناچیز و قابل اغماض می‌باشد، ولی در ایران به علت مساعد بودن شرایط محیطی و وجود میزبانهای متعدد توسعه یافته ، زیرا قارچ زمستان را در روی علفهای هرز مجاور در مزارع می‌گذراند و در اواخر بهار موجب آلودگی مزارع چغندرقند می‌شود برای مبارزه با این بیماری روشهای زیر قابل توصیه می‌باشند.

مبارزه زراعی

  • تمیز کردن و پاک نگاهداشتن مزارع چغندرقند از علفهای هرز
  • تمیز کردن اطراف مزارع چغندرقند از علفهای هرز
  • پس از برداشت محصول مزرعه را از بقایای چغندر قند پاک کرد.
  • بذری که برای کاشت چغندرقند استفاده می‌شود باید حتی‌الامکان عاری از بذور علفهای هرز باشد
  • تهیه ارقام مقاوم به سفیدک

مبارزه شیمیایی

در مورد مبارزه شیمیایی با این بیماری آزمایشهای متعددی در اطراف کرج انجام گرفته و زمان مبارزه با این بیماری به محض ظهور پوشش سفید گردمانندی در روی برگها می‌باشد و سمومی را که می‌توان توصیه کرد عبارتند از:


  • گل گوگرد به میزان 20-25 گیلوگرم در هکتار گردپاشی شود.
  • کاراتان 1 گرم در لیتر و معمولا 600 تا 800 لیتر در هکتار کافی به نظر می‌رسد.
  • سولفورن به نسبت 1 کیلوگرم در 100 - 75 لیتر آب مصرف می‌شود.

نظرات() 


برچسب ها: بیماری سفیدک سطحی چغندر ،
چهارشنبه 17 آذر 1389

سفیدک سطحی

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری سفیدک سطحی توسط گونه های مختلف خانواده erysiphaceae ایجاد می شود . در ایران قارچ leveillula solanacearum اولین بار در سال ۱۳۴۹ توسط ارشاد از منطقه قصر شیرین گزارش شده است . قارچ leveillula taurica علاوه بر بادمجان روی گوجه فرنگی و سیب زمینی خسارت وارد می کند .

FREE photo hosting by Shamiz Image Hosting

نشانه های بیماری

علائم بیماری مربوط به قارچ erysiphe polyphaga بدین صورت است که در روی برگ ها لکه های سفید کثیف که همان میسلیوم ها و اسپرهای قارچ هستند به وجود می آید . این لکه ها ابتدا کوچک و گرد بوده سپس زاویه دار می‌شود . در روی سطح زیری و روئی برگ گسترش می یابد و تمام برگ ، دمبرگ و ساقه را فرا می گیرد . برگ های پایین زودتر مورد بیماری قرار می گیرد برگ های سفیدک زده ممکن است زرد شده ،ممکن است بمیرند .

قارچ leveillula taurica که مرحله غیر جنسی آن oidiopsis taurica می باشد . در روی بادمجان علائم در سطح روئی برگ به صورت لکه های زرد کم رنگ در اندازه های مختلف ظاهر می شوند . در سطح زیرین برگ این لکه ها با یک پوشش سفید رنگ پوشیده می گردند. سرانجام این لکه ها به هم متصل و سپس برگها خم می شوند ، اما نمی‌افتند.

قارچ leveillula taurica با سایر سفیدک های سطحی متفاوت است زیرا رشته های این قارچ مستقیماً به داخل بافت نفوذ می کند . و حدود ۴ کنیدیوفر از یک روزنه خارج می شوند . در روی هر کدام از این کنیدیوفرها فقط یک کنیدی تولید می شود . بعد از مدتی که کلیستوتس ها حاوی آسکوسپور هستند که می توانند زمستان را بگذرانند . کنیدی های تولید شده در سطح زیرین برگها به وسیله باد گسترش می یابند .


نظرات() 


برچسب ها: leveillula taurica ، سفیدک سطحی ،
چهارشنبه 17 آذر 1389

آنترکتوز سبزی - جالیز

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماریهای گیاهان جالیزی
آنترکتوز سبزی - جالیز

عامل بیماری : در کدوئیان colletotrichun oligochaetum = c.lagenarium

درگوجه فرنگی gloesporium lycopersici

در فلفل g.piperatum

علایم بیماری : برروی تمام گیاهان خانوادة کدوئیان از قبیل خیار، هندوانه، کدو، خربزه فعالیت داشته و آنها را از مرحلة گیاهچه تا زمانی که گیاه به میوه می نشیند مورد حمله قرار می دهد. درمرحلة گیاهچه برروی ساقه زخمهای قهوه ای رنگ مایل به سیاه به وجود می آیند که به سرعت شکاف برداشته و باعث مرگ گیاهچه می شوند.

علایم برگی به صورت لکه های گردی است که در ابتدا سبز روشن و رنگ پریده با ظاهری روغنی بوده و بتدریج در وسط رنگ قرمز وسپس قهوه ای به خود می گیرند. برگهای آلوده خشک و شکننده شده و اگرمقدار لکه ها زیاد باشد سطح پهنک برگ کاملاً پومرده می شود. برروی ساقة گیاه رشد یافته نیز بریدگیهای عمیقی دیده می شود. برروی میوه به خصوص درمناطق مجاور رطوبت لکه های سطحی به رنگ مایل به سبز ظاهر می شوند که بتدریج به عمق گوشت میوه نیز نفوذ می کنند و در نهایت درصورت وجود رطوبت میوه پوسیدگی نرم و درغیراینصورت خشک پیدا می کند.

در میوة گوجه فرنگی لکه های دایره مانند کمی فرورفته به رنگ تیره و در اطراف بافتهای سالم به صورت جدا یادرهم قابل مشاهده است.

درفلفل این لکه ها برروی ساقه، برگ ومیوه به صورت گرد به قطر cm 2-1 و در ابتدا به رنگ زرد و سپس قهوه ای قابل مشاهده می باشند که باعث پوسیدگی در میوة رسیده می شوند.

• زیست شناسی : این قارچ دربقایای گیاهان آلوده، خک و بذرهای آلوده حاصل از گیاه بیمار زمستانگذرانی
می کند. پیشرفت این بیماری در رطوبت بالا و دمای مناسبcº 24 شدت می یابد.

• پیشگیری : 1- ضدعفونی بذر 2- استفاده ازارقام مقاوم 3- آیش زمین

• کنترل : استفاده از دکوئیل 2787 به میزان gr 150 در 1000 لیترآب با مشاهده اولین علایم بیماری با رعایت دورة کارنس 7 روز.

خیساندن بذر در محلول 5/0 درهزار بونیل به مدت یک دقیقه.


نظرات() 


برچسب ها: بیماری جالیز ، بیماری ،
چهارشنبه 17 آذر 1389

بیماری دیپلودیای ذرت

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

مقدمه

بیماری دیپلودیای ذرت گسترش جهانی داشته و از شایع‌ترین بیماریهای پوسیدگی خوشه ذرت در ایالات متحده است. بعد از کاکل رفتن خوشه‌ها در دوره رسیدن آنها ، اگر هوای سرد و مرطوب حکم‌فرما باشد بیماری بیشترین خسارت را خواهد زد. بیماری دیپلودیا ابتدا به عنوان یک بیماری پوسیدگی خوشه توصیف شده است.


img/daneshnameh_up/6/6f/diplodia4.JPG



ولی مطالعات بعدی نشان داد، در مواقعی که شرایط آب و هوایی برای توسعه بیماری مناسب باشد عامل بیماری می‌تواند پوسیدگی ساقه و سوختگی گیاهچه را نیز ایجاد نماید. این بیماری اغلب جزئی از یک مجموعه است که قارچهای دیگر مخصوص گونه‌های جنس Gibberellaنیز در آن دخالت دارند. خسارت ناشی از پوسیدگی ساقه و خوشه در ایالت ایلی‌نوئیس در سال حدود 8.6 درصد محصول می‌باشد که متجاوز از 70 میلیون دلار تخمین زده شده است.

علائم بیماری

پوسیدگی ساقه

آلودگی ساقه قبل از مرحله خمیری شدن دانه‌های خوشه بندرت دیده می‌شود. هنگامی که آلودگی قبل از رشد کامل گیاه صورت گیرد، برگها بطور ناگهانی سبز مایل به خاکستری شده و قسمتهای پایین ساقه از رنگ سبز به رنگ خرمایی یا متمایل به قهوه‌ای درآمده و مغز ساقه نیز نرم می‌شود. اگر ساقه‌های مریض را از وسط دو نیم کرده و باز نمائیم، قسمت مغز را متلاشی شده و تغییر رنگ یافته خواهیم دید و تنها سیستم آوندهای هادی آب دست نخورده می‌مانند.

ساقه‌های آلوده نیز ضعیف گشته و در اثر باد و باران به آسانی شکسته می‌شوند. خوشه‌هایی که روی ساقه آلوده تشکیل می‌شوند، پوک و سبک هستند گاهی پیکنیدیوم‌های ریز سیاه رنگی که اندامهای باروری قارچ هستند در پاییز در زیر سطح اپیدرم در ناحیه میان‌گره‌های قسمت پایین ساقه تشکیل می‌شوند. پیکینیدیوم‌های ریز سیاه رنگی که اندامهای باروری قارچ هستند در پاییز در زیر سطح اپیدرم در ناحیه میان‌گره‌های قسمت پایین ساقه تشکیل می‌شوند.

پیکنیدیوم‌های کوزه‌ای شکل در بهار نیز روی ساقه‌های آلوده بوجود می‌آید. آلودگی اغلب از محل تماس ساقه با سطح خاک شروع شده و به داخل ریشه و ساقه منتشر می‌گردد. بعضی مواقع آلودگی در محل گره‌هایی که بین طوقه و خوشه قرار دارند بوجود می‌آید. با وجودی که قارچ تا فاصله‌ای در ساقه پیشروی می‌نماید، ولی تمام گیاه را مورد حمله قرار نمی‌دهد.



img/daneshnameh_up/b/ba/diplodia1.JPG

پوسیدگی خوشه

پوسیدگی ممکن است از آلودگی جزئی دانه‌ها تا پوسیدگی کامل خوشه و غلاف روی آن باشد. پوسیدگی بطور مشخص از قاعده خوشه شروع شده و به طرف بالا توسعه می‌یابد. در خوشه‌های پوسیده رشته‌های میسلیوم سفید تا قهوه‌ای مایل به خاکستری رنگ بین دانه‌ها رشد می‌نماید. رشته‌های میسلیوم ممکن است به داخل غلاف نفوذ نموده غلاف و خوشه را بهم بچسبانند. در اواخر فصل پیکنیدیوم‌هایی به رنگ قهوه‌ای تیره روی غلافها ، براکته‌های گل و پوست دانه‌های پوسیده بوجود می‌آید.

بسیاری از خوشه‌ها آلودگی قابل رویتی در موقع برداشت نشان نداده ولی بیماری ممکن است در انبار توسعه یابد. بذرهایی که آلودگی خفیفی دارند منبع آلودگی گیاهچه‌ها می‌باشند. بیشتر پوسیدگی‌های خوشه نتیجه آلودگیهای موضعی بوده و عملا توسط اسپورهایی است که بوسیله باد پراکنده شده و اغلب از طریق ساق خوشه ایجاد آلودگی می‌نمایند.

سوختگی گیاهچه

این مرحله بیماری ممکن است نتیجه آلوده بودن بذر ، یا بوسیله ماده مولد آلودگی در بقایای گیاهی بوجود آید. هنگامی که بذور آلوده کاشته شوند، رشته‌های میسلیوم قارچ به سرعت توسعه یافته و آنها را از بین می‌برد مخصوصا اگر این بذور در خاکهای سرد با حرارت 10 درجه سانتیگراد یا کمتر کاشته شوند. آلودگی گیاهچه‌ها ممکن است از ماده آلودگی تولید شده در خاک روی بقایای آلوده‌ای که از سال قبل در زمین مانده‌اند باشد. مرحله سوختگی گیاهچه سبب کم شدن تعداد بوته‌ها ، رشد نامساوی آنها و بوجود آمدن گیاهان ضعیفی می‌باشد که در مراحل بعد در اثر آلودگی‌های ریشه و ساقه ممکن است از بین بروند.



img/daneshnameh_up/8/8d/diplodia3.JPG

عامل بیماری

Diplodia maydis (Berk).sacco متعلق به رده قارچهای ناقص و راسته sphacropsidales است. گونه D.maydis تولید پیکنیدیوم‌های کوزه‌ای‌شکل یا نامنظمی روی ساقه یا سایر قسمتهای آلوده می‌نماید. پیکنیدیوم‌ها در زیر اپیدرم و مخصوصا در محل گره‌ها تشکیل شده و بعد از رسیدن ، انتهای آنها از زیر اپیدرم بیرون می‌زند. کنیدی‌ها دوسلولی ، منقسم یا کمی خمیده و تیز می‌باشند.

هنگامی که کنیدی‌ها می‌رسند، در مواقعی که هوا گرم و مرطوب است از دهانه پیکنیدیوم‌ها به خارج تراوش نموده که بوسیله باد به گیاهان سالم منتقل شده و آلودگی‌های ساقه و یا خوشه را بوجود می‌آورند. مرحله جنسی این قارچ شناخته نشده است. قارچ فقط برای مدت یکی دو سال می‌تواند در بقایای آلوده و خاک زنده بماند.

سیکل بیماری

عامل بیماری زمستان را در ساقه‌ها ، خاک و بذور آلوده می‌گذراند. سوختگی گیاهچه معمولا موقعی که بذر در خاکهای سرد کاشته می‌شود شدیدتر است. در فصول سرد و مرطوب آلودگی‌های ریشه و طوقه در هر مرحله از رشد گیاهان ممکن است صورت گیرد. بعد از گرده افشانی حساسیت بافتهای ساقه به آلودگی افزایش می‌یابد.

زمانی که گیاه میزبان به رشد کامل خود می‌رسد، آلودگی به سرعت پیشروی می‌نماید، مخصوصا اگر گیاه بر اثر عوامل گوناگون مثل نامساعد بودن وضع حاصلخیزی خاک ، خشکی و حمله حشرات یا بیماریها ضعیف شده باشد. مرحله پوسیدگی خوشه به ندرت قبل از خمیری شدن دانه‌ها صورت می‌گیرد. به نظر می‌رسد که آب و هوای مرطوب از موقع به کاکل رفتن خوشه تا 3 - 2 هفته بعد از آلودگی خوشه مناسب باشد، مخصوصا اگر در اوایل تابستان هوا نسبتا خشک باشد بطوری که اسپورهای قارچ قبل از تشکیل خوشه‌ها پراکنده نشوند.



img/daneshnameh_up/6/63/diplodia2.JPG

کنترل

برای کنترل موثر بیماری ، رعایت برخی از عملیاتهای زراعی لازم است.

بذور دورگه

استفاده از واریته‌های دیررس (110 تا 120 روزه) تا دورگه‌هایی که مدت کمتری بالغ می‌شوند. ارقام زودرس معمولا حساسیت بیشتری دارند.

حاصلخیزی خاک

در خاکهایی که مقدار ازت و پتاس آنها کمتر است وقوع بیماری بیشتر است تا خاکهایی که حاصلخیزی متعادلی دارند.

دورگه‌های مقاوم

برخی از ارقام حساسیت بیشتری به بیماری دیپلودیای ذرات داشته و در مواقعی که بیماری شیوع دارد از هیبریدهایی که از این ارقام بوجود می‌آیند نباید استفاده نمود.

تناوب و بهداشت زراعی

تناوب و از بین بردن بقایای آلوده گیاهی ، عامل بیماری را در خاک کاهش می‌دهد.

ضدعفونی بذر

محافظت بذور در مقابل سوختگی گیاهچه در بیماری دیپلودیا و سایر بیماریهای خاکی ضروری است. ضدعفونی بذور با ترکیبات شیمیایی در حال حاضر راه عملی و متداول در تهیه بذرهای هیبرید است.

بذر عاری از بیماری

با استفاده از بذر هیبرید در مناطق تحت کشت ذرت مساله آلودگی بذر کاهش می‌یابد. زارعینی که خود بذر تهیه می‌کنند باید مخصوصا متوجه بذور مزارع آلوده باشند

نظرات() 


برچسب ها: بیماری دیپلودیای ذرت ،
چهارشنبه 17 آذر 1389

بیماری لکه قهوه‌ای کاهو

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری لکه قهوه‌ای کاهو


ادامه مطلب

نظرات() 


برچسب ها: بیماری لکه قهوه‌ای کاهو ،
دوشنبه 15 آذر 1389

سفیدك پودری انگور

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری در مناطق مختلف ایران نامهای متفاوتی چون كفك (در رشت)، سیاه‌ بور (اصفهان)، سفیدك (شیراز)، شته (كاشان) دارد. طبق بعضی ازشواهد و مدارك، اصلِ بیماری ازسرزمین ژاپن است. اولین بار قارچ عامل در سال 1834از امریكای شمالی گزارش شده است ولی بیماری درامریكا از اهمیت چندانی برخوردار نبود. بیماری برای اولین بار درسال 1845 درناحیه بریتانیای كبیر در گلخانه‌های Margate توسط باغبان انگلیسی به نام Tucker مشاهده شده است. شدیدترین اپیدمیهای آن مربوط به كشورهای اروپایی به خصوص كشور فرانسه، اسپانیا وایتالیا است كه دربعضی ازسالها محصول تاكستانها را به كمتر از یك چهارم كاهش داده است. بیماری در ایران برای اولین بار درسالهای 51- 1250 در رضائیه مشاهده شده است. اكنون بیماری در تمام نقاط انگورخیز كشور دیده می‌شود.

عامل بیماری قارچ Uncinula necator است كه میسلیوم قارچ كاملاً سطحی است و مواد غذایی خود را بوسیله هاستوریم(مكه) تأمین می‌نماید؛ همچنین این مكه‌ها برای تثبیت قارچ درسطح نبات بكار می‌رود. زمستانگذرانی قارچ به صورت میسیلیوم درداخل جوانه‌هاست. البته در مناطق سرد زمستانگذرانی بصورت پریتسیوم نیز می‌باشد.

شدت بیماری موقعی كه جوانه‌ها متراكمند یا رطوبت بالاست و جاهای كه سایه‌دار است بیشتر است. در اثر حمله قارچ كیفیت و كمیت میوه كاهش یافته، همچنین باعث حساسیت درخت به سرما می‌شود. قارچ به میوه، برگ، خوشه، جوانه، پیچكها، دم میوه و شاخه‌های جوان حمله می‌كند. در اثر حمله پوششهای سفید و خاكستری روی اندامهای گیاه دیده می‌شود. در روی برگ لكه‌هایی محدود را ایجاد می‌كند كه در آخر فصل این لكه‌ها نكروزه می‌گردند. حمله قارچ به غوره‌ها به علت عدم تعادل فشار در قسمت داخلی و خارجی باعث تركیدن میوه می‌گردد وپیش از آنكه غوره‌ها به نصف اندازه حقیقی برسند می‌ریزند. میوه‌های رسیده مورد حمله قارچ قرار نمی‌گیرند. خوشه‌های سفیدك زده كمی سیاه و سبك هستند. اگر بیماری هنگام گل و قبل از آن شدید شود گلها می ریزند و دانه تشكیل نمی‌شود. حبه‌ها كوچك مانده و رشد نمی‌كنند و آبدار نمی‌شوند غالباً حبه‌ها ترك خورده و می پوسند. سفیدك مو درشرایط خشك بدون ترك خوردن باعث زودرسی انگور می‌شود. درهوای مرطوب شكافها روی انگور یا غوره زود پیدا می‌شود.





كنترل:

1- گوگرد میكرونیزه ---------- kg90- 60 در هكتار

مبارزه با گوگرد در 3 نوبت انجام می‌شود. نوبت اول در 7- 6 برگی جوانه‌ها به میزان 15-10 كیلوگرم. نوبت دوم بعد از ریختن گلبرگها و بسته شدن دانه به میزان 30-20 كیلوگرم و نوبت سوم 20-15 روز بعد به میزان 40-30 كیلو، در صورت انبوهی تاكستان تا 60 كیلوگرم قابل افزایش است.

2- سولفور(الوزان- كوزان) wp80-90 % و 4-3 درهزار

3- دینوكاپ(كاراتان) FN-57 wp 18.25 % و 1 درهزار

4- پنكونازول(توپاز) EW 20 % و 0.125 درهزار

5- هگزاكونازول(انویل) SC 5 % و0.25 درهزار

6- نوآریمول(تریمیدال) EC 9 % 2/0 درهزار

توصیه‌ها: دینوكاپ در نوبت اول كه هوا خنكتر است مصرف شود و سولفور در نوبتهای بعدی كه هوا گرمتر است. هرس سبز درختان مو و از بین بردن علفهای هرز ، جهت كاهش رطوبت و تهویه باغ در كاهش بیماری موثر است.


نظرات() 


برچسب ها: سفیدك پودری انگور ،
دوشنبه 15 آذر 1389

سفیدك پودری هلو و شلیل Peach powdery mildew

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

 

بیماری سفیدك سطحی یا سفیدك پودری هلو اولین بار در ایران دراطراف تهران درسال 1326 توسط اسفندیاری گزارش شده است. معمولا درهرجا كه هلو كشت می‌شود بیماری نیز دیده می‌شود. علاوه بر هلو به شلیل نیز حمله می‌كند. عامل بیماری قارچ Sphaerotheca pannosa var. Persica است. علت نامگذاری آن به پانوزا بواسطه تولید حالت نمدی است. قارچ انگل اجباری است و نمی توان آن را روی محیط كشت پرورش داد. این قارچ زمستان را به دو صورت ریسه درجوانه و بصورت كلیستوتیسیم می‌گذراند.



نشانه‌های بیماری روی برگ در ابتدا بصورت ایجاد لكه‌های سبز كمرنگ و یا مایل به قهوه‌ای ودرنهایت تشكیل بافت نمدی است. برگهای پیر بندرت مورد حمله قارچ قرار می‌گیرند و مقاومند. خسارت بیماری در حالتی كه به میوه حمله می‌كند فوق‌الاده زیاد است زیرا ارزش و بازار پسندی میوه بطور محسوس تقلیل می‌یابد. روی میوه لكه‌ها گرد هستند. اگر میوه سبز باشد لكه سفیدرنگ و اگر میوه متمایل به قرمز رنگ باشد لكه زرد چركین به نظر می رسد. قسمتهای لكه‌دار میوه سفت و سخت شده و از رشد طبیعی باز می‌ماند. سرشاخه‌های مبتلا به قارچ باریك و ضعیف مانده وجوانه‌های آنها كوچك می‌شود.



كنترل بیماری:

· كنترل مكانیكی: آبپاشی، باران، آب سردوگرم ، ازبین بردن غشای نمدی ازجمله اقداماتی است كه دركاهش بیماری موثر است.

· كنترل بیولوژیكی: قارچ عامل بیماری در مناطق مرطوب بوسیله تعدادی قارچهای هیپرپارازیت كه مهمترین آنها Cicinobolus cesatii می‌باشد پارازیته شده‌اند و ازبین می روند ویا لااقل كاهش می‌یابد.

· كنترل زراعی: حفظ حاصلخیزی خاك، هرس و واریته‌های مقاوم(ارقام هلو مخملی، كاردی و حاج كاظمی نسبت به بیماری حساس و ارقام پائیزه مقاومند.)

· كنترل شیمیایی:

1- دینوكاپ(كاراتان) LC EC 35% و 1 درهزار

2- دینوكاپ(كاراتان) FN-57 WP18.25% و 1 درهزار

3- سولفور(الوزان- كوزان) WP80-90% و 4-3 درهزار

4- بنومیل(بنلیت) WP 50% و 0.5 درهزار

توصیه‌ها: بهترین زمان سمپاشی بعد از ریختن گلبرگها و تشكیل میوه است. درصورت لزوم 7-3 نوبت سمپاشی انجام می‌گیرد. نوبت اول سمپاشی مهم است و سمپاشی‌های بعدی به فاصله 10 روز انجام می‌پذیرد.

Jaafar is offline    

نظرات() 


برچسب ها: سفیدك پودری هلو و شلیل Peach powdery mildew ،
دوشنبه 15 آذر 1389

Apple chlorotic leaf spot virus

• نوشته شده توسط: حاتم زاده



بیماری گسترش جهانی دارد. در ایران نیز وجود دارد.علائم بیماری دیر ظاهر می‌شود. گاهی دو تا سه سال بعد از آلودگی علائم ظاهر می‌شود و به همین دلیل به آنApple larent virus هم می‌گویند.حالت كلروز روی برگها ایجاد می‌شود در نهایت درخت دچار زوال می‌شود.

عامل ویروسی رشته ای از جنس Trichovirus است ،كه در بسیاری از ارقام تجاری سیب بدون علائم است. اما در بعضی از ارقام تولید لكه های روشن می‌كند ونیز با بیماری سرشاخه كاری سیب (Apple top working disease)همراه است . بیماری سرشاخه كاری سیب در ژاپن دیده شده است. ویروس از گروه Closterovirus می‌باشدكه فقط با پیوند منتقل می‌شود.




نظرات() 


برچسب ها: Apple chlorotic leaf spot virus ،
جمعه 5 آذر 1389

پا خوره غلات Take _ all

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

پا خوره غلات  Take _ all
عامل بیماری :
عامل بیماری قارچی است به نامGaeumanomyces  graminis  از رده آسکومیست ها و رسته DIAPORTHALES می باشد که VAR. TRISICI برای گندم تا حدودی اختصاصی است. اما ممکن است به علف پشمکی (BROMWS  SPP) ، علف گندمی و مرغ نیز حمله می کند اسکوسپورهای این قارچ رشته ای است .
علائم بیماری :
بیشتر گیاهان به آلودگی های خفیف ریشه مقاومت نشان می دهند و فاقد علامت هستند در گیاهان آلوده علائم بیماری عمدتاً در زمان خوشه دهی ظاهر می شوند بوته ها ارتفاع نا برابر دارند و خوشه های آلوده به طور معمول کوچکتر وسفید هستند مقدار پنجه زنی نسبت به بوته های سالم کاهش می یابد. مرگ قبل از بلوغ منجر به تولید خوشه های سفید و بلوغ زودرس منجر به چروکیده شدن بذرهای داخل خوشه شده و آنها را مستعد پذیرش کپک های دوره ای می کند . ریشه های بوته آلوده کم پشت ، تنک ، ترد و شکننده  میشود و گیاهان بیمار به راحتی از خاک خارج می شوند و یا در نزدیکی سطح خاک می شوند . علائم بیماری در ریشه بارز ترند . در صورت وجود رطوبت کافی در خاک درطول فصل رویشی گیاه پوسیدگی ریشه به طوقه و قسمت های پایین ساقه توسعه پیدا می کند با گسترش بیماری میسلیوم تار عنکبوتی و تیره رنگ قارچ در سطح ریشه تا پای ساقه ظاهر می شود که صفت تشخیص این بیماری است . به تدریج بافت های پای ساقه تغییر رنگ داده و بالاخره به رنگ تیره در می آید. سیستم ریشه بوته گیاه آلوده محدود و تیره رنگ بوده و به دلیل چسبیدن ذرات خاک به آنها ، ریشه ضخیم تر به نظر می رسد .
شرایط مناسب برای بیماری :
معمولاً در خاکهای با اسیدیته خنثی یا قلیایی و مرطوب همراه هوای گرم این بیماری مسئله ساز است و عمدتاً در گندم پاییزه دیده می شود .
 
مناطق انتشار :
این بیماری در سالهای اخیر از بیشتر استانهای کشور گزارش شده و انتشار آن در مزارع گرگان ، مازندران بسیار چشمگیر است در استان فارس این بیماری در مزارع شهرستان اقلیدنیز مشاهده شده است.
زیست شناسی :
قارچ عامل بیماری به صورت پرتیس در گیاهان آلوده و در بقایای محصول و در خاک زمستانگذرانی می کند هم هیف و هم آسکوسپورها قارچ به عنوان منبع اولیه آلودگی محسوب می شود ریشه گندم اولین نقطه ای است که توسط قارچ مورد حمله قرار می گیرد وقتی ریشه گندم در مجاورت بقایای آلوده گیاهی در خاک شروع به رشد می کند آلودگی شروع می شود . درجه حرارت 12 تا 18 درجه سانتی گراد همراه با رطوبت شرایط مناسبی را برای گسترش آلودگی فراهم می کند توسعه آلودگی از ریشه به طرف طوقه موجب پوسیدگی بافت های پای ساقه تا اولین گره می گردد . آلودگی از یک بوته به بوته دیگر توسط هیف های رونده در ناحیه ریشه گیاه صورت می گیرد بخشی از‌ قارچ عامل بیماری از طریق انتقال خاک و بقای میزبان آلوده صورت می‌گیرد.
  مدبریت تلفیق بیماری :
1-تناوب زراعی :بهترین راه کنترل پا خوره است . معمولاً کشت گندم بعد از یونجه شدت بیماری را در اثر کاهش میکرواورگانیسم های آنتاگونیست قارچ افزایش می دهد.
تناوب گندم با یولاف ، ذرت و گیاهان خانواده بقولات در خاک های مرطوب به منظور کاهش بیماری مناسب است .
2-آیش : معمولاً یک یا دو سال نکاشت گندم  یا جو ، جمعیت قارچ را در خاک پایین می آورد .
3- عدم جابجایی بوته های آلوده: با توجه به اینکه عامل بیماری قادر است به فرم جنسی (پرتیس)در خاک و بقایای گیاهی آلوده باقی بماند از جابه جایی بوته های آلوده باید خودداری شود. 
4- شخم :به علت اینکه تراکم عامل تحت تاثیر فعالیت میکرو بیولوژیکی خاک به سرعت کاهش می یابد . انجام شخم بلافاصله بعد از برداشت گندم در جلوگیری از توسعه بیماری موثر است .
5- حذف علفهای هرز گرامینه و بقایای آلوده گیاه
6- تنظیم زمان کشت :کشت دیر در کاهش آلودگی موثر است .
7-استفاده بهینه از کود های ازته : کود اوره نیترات به افزایش شدت بیماری کمک می کند .
8- کنترل بیولوژیکی به دو صورت :
1 -تلقیح  بذر گندم با باکتری  PSEUDOMONAS FLUORESENS2-79 در کاهش بیماری و افزایش محصول موثر است .
2- زوال پا خوره غلات :عبارت است از کشت پیاپی گندم در خاکهی کمی اسیدی که باعت تجمع میکرو ارگانیسم هایی که آنگونیست عامل پا خوره هستند می شود .
9-تنظیم دوره آبیاری
10-  اصلاح بافت خاک


نظرات() 


برچسب ها: پاخوره ،
جمعه 5 آذر 1389

سفیدک سطحی غلات

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری سفیدك پودری غلات
 
 
سفیدك حقیقی یكی از بیماریهای مهم غلات در مناطق مرطوب است . عامل بیماری قارچ Erysiphe graminis (Blumeria graminis)  است كه یك انگل اجباری است و روی جو بیشتر از سایرغلات خسارت وارد می كند .
 
علائم بیماری بصورت لكه های سفید رنگ است كه توسط توده میسلیومی سفید مایل به خاكستری در سطح برگ و سنبله ها نیز آلوده شوند . اندامهای باردهی قارچ به رنگ خاكستری مایل به زرد تا تیره در سطح میسلیومهای پیر تشكیل می شود . در سطح زیرین برگ ؛ در محل آلودگی ، نقاط زرد ریز با بافت مرده دیده می شود . در سطح میسلیومهای كنیدی برها به وجود می‌آیند كه كنیدیهای پودری زیادی تولید می‌كنند .
 
در اواخر فصل رویش ، اندامهای باردهی جنسی قارچ ( كلیستوتیشیوم ) ، به رنگ تیره در سطح توده میسلیوم ، به صورت پراكنده قابل تشخیص است . میسلیومهای قارچ معمولاً به صورت سطحی توسعه می یابند . و تناه در قسمتهای كه هوستوریوم تولید می شود ، میسلیوم به داخل سلولهای اپیدرمی نفوذ می كند . در سطح میسلیوم كنیدی برهای زیادی تشكیل می شود كه حامل كنیدی های تخم مرغی ، شفاف و تك سلولی به ابعاد 8- 10* 20-35 میكرون است . اندامهای تولید مثل جنسی (كلیستوتیشیوم ) قارچ كروی ، سیاهرنگ با دیواره سخت و به قطر 150-300  میكرون است . این اندامها برای تولید آسكوسپور رسیده و به شرایط آب و هوایی و یا زمستانگذرانی نیاز دارند و كلیستوتیشیومهایی كه روی گیاهان در حال رشد دیده می شود ، معمولاً دارای آسكوسپورهای نارس هستند. قارچ E.graminis  از حالت تخصصی بالایی در مقابل میزبان برخوردار است ، به طوری كه برای هر یك از میزبانها ، فرمهای اختصاصی مخصوص به آن میزبان وجود دارد. مثلاً ترتیكاله نسبت به فرمهای مربوط به جو و گندم مقاومت بیشتری از خود نشان می دهد . هر یك از فرمهای اختصاصی نیز نژادهای فیزیولوژیك مختلفی را شامل می شود .
 
 عكس العمل ارقام مختلف میزبان متفاوت است وجود لكه های زرد و قهوه ای همراه با رشد توده میسلیوم و اسپور زایی زیاد ، از مختصات ارقام حساس محسوب می‌شود : در حالیكه در ارقام مقام لكه ها روشن بوده ، توده میسلیومی دیده نمی شود .كلیستوتیشیوم قارچ بوفور در روی بافت آلوده میزبن تشكیل می شود ؛ اما آسكوسپور رسیده در آنها بندرت یافت می شود . ظاهراً آسكوسپورها در ایجاد آلودگی اولیه نقش زیادی ندارند . توسعه قارچ بیشتر توسط میسلیومهایی كه در روی بقایای گیاهی آلوده یا سایر گیاهان زنده زمستانگذرانی می‌كنند صورت می‌گیرد .
 
کنترل:
 
 بهترین روش كنترل قارچ انگل ، استفاده از ارقام مقاوم است . هر چند سمپاشی اندامهای هوایی گیاه توسط قارچكشها(آلتو، فولیکور، تیلت) نیز در بعضی از مناطق متداول است.

نظرات() 


برچسب ها: سفیدک سطحی ، غلات ، سفیدک پودری ،
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic