جمعه 1 بهمن 1389

سیاهك‌‌ها (Cereal Smuts or Bunts)

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

سیاهك‌‌ها (Cereal Smuts or Bunts)

بیش از دو قرن است كه سیاهك‌های غلات شناخته شده‌اند. هر چند كه در حال حاضر به دلیل استفاده از ارقام مقاوم و كنترل شیمیایی و زراعی خسارت آنها كم شده است، ولی هنوز در سراسر دنیا دیده شده و موجب خسارت قابل توجهی به كیفیت و كمیت محصول می‌گردند. بسیاری از قارچ‌های مولد سیاهك تنها دو نوع اسپور (تلیوسپور و بازیدیوسپور) تولید می‌كنند. بازیدیوسپور‌ها در سیاهك‌ها روی استریگما تشكیل نمی‌شوند. سیاهكهای گندم توسط 6 قارچ كاملا اختصاصی ایجاد می‌شوند كه دارای نژاد‌های فراوانی هستند كه بر اساس تفاوت در بیماریزایی از هم تفكیك می‌شوند. تنوع در داخل گونه و نسل قارچ در اثر ایجاد نوتركیبی‌های ژنتیكی در طی تولید مثل جنسی است. نتاج حاصل از یك نسل می‌توانند از یكدیگر و نیز والدین به دلیل ویرولنس، تخصص یافتگی میزبانی و دیگر صفات تفاوت نمایند. میزبانها به ندرت كشته می‌شوند. ریسه‌ها بین و داخل سلولها تشكیل شده و بدون مكینه هستند.

سیاهك معمولی گندم (Wheat Common Bunt)

سیاهك معمولی گندم كه گاهی سیاهك بدبو (stinking smut) و یا سیاهك پنهان (covered smut) هم نامیده شده است، در تمام نواحی گندم خیز دنیا وجود داشته و میزان خسارت تا 30 درصد نیز گزارش شده است. با توجه به اینكه بیماری نیازمند شرایط خاك مرطوب و خنك است، وقوع و میزان خسارت در گندم‌های بهاره كمتر از گندم‌های پاییزه است. سیاهك معمولی كمیت و كیفیت دانه را كاهش داده و دانه‌های گندم آلوده به سیاهك دارای بوی تند شبیه به بوی ماهی گندیده داشته (به دلیل وجود ماده تری متیل آمین) و ظاهری سیاه دارند. این بذر‌ها ارزش كمی داشته و بازارپسند نیستند و به علت قابلیت اشتعال بالای تلیوسپور‌ها، ممكن است در موارد شدید بیماری به دلیل آزاد شدن تراكم بالایی از تلیوسپورها، موجب انفجار در ماشین‌های كمباین شوند. علاوه بر گندم، چاودار، تریتیكاله و تعدادی از گندمیان مانند گونه‌های Aegilops, Lolium, Elymus, Agropyron و Hordeum به هر دو قارچ عامل سیاهك معمولی آلوده می‌شوند.

نشانه‌های بیماری

گیاهان آلوده به سیاهك معمولی، اندكی كوتاه‌تر از گیاهان سالم بوده و تا زمان ظاهر شدن خوشه‌ها تفاوت قابل توجهی بین بوته‌های سالم و بیمار دیده نمی‌شود. گیاهان آلوده ممكن است سبز مایل به آبی یا خاكستری بوده ولی این تغییر رنگ چندان واضح نیست. سنبله‌های آلوده به جای اینكه سبز مایل به زرد باشند، سبز مایل به آبی رنگ بوده و نسبت به خوشه‌های سالم باریكتر هستند. پوشه‌های تعدادی و یا تمام سنبلچه‌ها از محور سنبله بازتر شده و زاویه بزرگتری با محور اصلی سنبله تشكیل می‌دهند. دانه‌های آلوده كوتاهتر و ضخیم‌تر از دانه‌های سالم بوده و به نام توپ‌های سیاهكی (bunt balls) نامیده شده‌اند كه رنگ آنها قهوه‌ای مایل به خاكستری (نه زرد طلایی یا قرمز) است. پریكارپ شكننده دانه‌های آلوده، در ابتدا سالم است ولی به هنگام برداشت، پاره شده و توده‌های سیاه ‌رنگ پودری كه همان تلیوسپور‌ها هستند را آزاد می‌كند.

عامل بیماری

سیاهك پنهان توسط دو گونه Tilletia laevis (T. foetida) و Tilletia caries (T. tritici) ایجاد می‌شود. در ایران، گونه T. laevis غالب بوده و گونه T. caries كمتر است. هر دو پاتوژن می‌توانند در چاودار، تریتیكاله و گندمیانی مانند Aegilops, Lolium, Elymus, Agropyron و گونه‌های Hordeum ایجاد آلودگی نمایند. تلیوسپور‌ها در گونه Tilletia laevis با دیواره صاف و در گونه Tilletia caries با دیواره مشبك هستند.

بیولوژی

زمستانگذرانی قارچ‌های عامل بیماری به صورت تلیوسپور‌ها در سطح بذر یا خاك است كه تا 5 سال هم قابلیت زنده ماندن دارند. با كشت بذر‌های گندم و تولید گیاهچه‌های جوان، تلیوسپورها هم جوانه می‌زنند. شرایط دمایی خاك بین 15-5 درجه سانتیگراد و خاك مرطوب برای جوانه زنی تلیوسپورها مناسب هستند. تلیوسپور‌ها در ابتدا دو هسته‌ای هستند. با آغاز جوانه زنی، عمل كاریوگامی در آنها انجام شده و تبدیل به تلیوسپور (زیگوت) دیپلوئید می‌شوند. جوانه زنی تلیوسپور منجر به تولید پرومیسیلیوم (بازیدیوم) می‌شود. هسته دیپلوئید تلیوسپور وارد پرومیسیلیوم شده و بعد از تقسیم میوز، 4 هسته هاپلوئید را تولید می‌كند كه این هسته‌ها هم با تقسیمات میتوزی تكثیر می‌یابند. اغلب 16-8 اسپوریدیوم (بازیدیوسپور) اولیه نخی شكل در نوك بازیدیوم تشكیل می‌شود. اسپوریدیوم‌های اولیه سازگار دو به دو با هم جفت شده (به شكل H) و در روی این اندام اسپوریدیوم ثانویه داسی شكل و دو هسته‌ای تولید می‌شود. اسپوریدیوم ثانویه با فشار آزاد شده (بالیستوسپور) و بعد از جوانه زنی، ریسه دو هسته‌ای بیماریزا را تولید می‌كند كه به طور مستقیم از منطقه كولئوپتیل به گیاه حمله كرده و به صورت بین سلولی در گیاه رشد می‌كند (در مواردی جوانه زنی اسپوریدیوم ثانویه منجر به تولید اسپوریدیومهای ثانویه دیگری می‌شود). این میسیلیوم‌ها در بافت‌های مریستمی انتهایی مخصوصا سلول‌های جنینی گل در سنبله مستقر می‌شوند و زمستان را در حال خواب در گیاهچه بقا می‌یابند. با شروع رشد مجدد گیاه، میسیلیوم همراه با جوانه انتهایی رشد كرده و به هنگام خوشه دهی میزبان، تمام قسمت‌های خوشه را، حتی قبل از خروج خوشه از غلاف آلوده می‌كند. با بلوغ گیاه میسیلیوم‌ها افزایش یافته و تمام محتویات سلول‌های دانه را مصرف می‌كنند، ولی به پریكارپ دانه صدمه‌ای وارد نكرده و پریكارپ به عنوان پوشش محافظتی برای توده اسپور‌های سیاهك عمل می‌كند. در همین هنگام بسیاری از سلول‌های ریسه به تلیوسپور‌ها تبدیل می‌شوند. دانه‌های سیاهك زده در طی برداشت به دلیل پاره شدن پریكارپ، تلیوسپور‌ها را آزاد می‌كنند. تلیوسپورهای خاكزاد در مناطق تحت كشت گندم زمستانه و با تابستانهای خشك، از نظر اپیدمیولوژی بسیار اهمیت دارند. انتشار تلیوسپورها توسط بذر برای پراكنش استرین‌های جدید قارچ عامل سیاهك بسیار مهم است.

كنترل

سیاهك پنهان را می‌توان با استفاده از بذر عاری از عامل بیماریزا، واریته‌های مقاوم و تیمار با مواد شیمیایی مناسب، كنترل نمود. هر چند كه ارقام مقاوم به دلیل ایجاد نژاد‌های بیماریزای جدید، عمر كوتاهی دارند. از نظر تاریخی در مناطقی كه تلیوسپورهای خاكزاد چندان مهم نبودند، تیمار بذر‌های آلوده با قارچ‌كش‌های آلی جیوه‌ای موجب كاهش بیماری تا حد قابل قبولی شده ‌است. اخیرا تیمار بذر‌ها با قارچ‌كش‌هایی مانند هگزا كلرو بنزن (HCB)، پنتا كلرو نیترو بنزن (PCNB)، كربوكسین، تیرام، كلرانیل، تیابندازول و بنومیل پیشنهاد شده است. در استرالیا و یونان، استفاده از HCB موجب تولید نژادهای مقاوم از T. laevis در برابر قارچكش شده است. كشت زودهنگام گندم‌ در اوایل پاییز و به هنگامی كه دما بالاتر از 15 درجه سانتیگراد است، ممكن است از آلودگی اجتناب نماید.

 

سیاهك پاكوتاه گندم (Wheat Dwarf Bunt)

سیاهك پاكوتاه در بسیاری از مناطق سردسیر و در گندم‌های پاییزه‌ای كه مدت نسبتا طولانی در زیر پوشش برف باقی می‌مانند، دیده می‌شود. آلودگی در گندم‌های بهاره دیده نشده است. عامل بیماری علاوه بر گندم به جو پاییزه، چاودار و تعدادی از گونه‌های اهلی و وحشی گندمیان (مانندAgropyron repens) حمله می‌كند. كاهش خسارت در مزارع شدیدا آلوده تا 50 درصد گزارش شده است. بوی ماهی گندیده از این سیاهك هم متصاعد می‌شود.

نشانه‌های بیماری

گیاهان آلوده به این بیماری معمولا طولی معادل با 4/1 تا 2/1 گیاهان سالم داشته و تعداد پنجه‌های آنها بیشتر است. سنبله‌ها به نظر پهن‌تر و باز‌تر از سنبله‌های سالم هستند. نشانه‌های روی سنبله مانند نشانه‌های سیاهك پنهان گندم است (ولی سنبلچه‌ها مقداری بازتر از سنبلچه‌های گیاهان آلوده به سیاهك پنهان هستند). عامل بیماری Tilletia controversa است. تلیوسپور‌ها مشبك بوده و شبكه‌ها در مقایسه با T. caries پهن‌تر و عمیق‌تر هستند. غلاف ژلاتینی به ضخامت 5-2 میكرومتر در اطراف تلیوسپور‌ها وجود دارد. تلیوسپور‌های سیاهك پاكوتاه به هنگام بررسی در زیر میكروسكوپ فلورسنت روشن‌تر (قهوه‌ای-زرد) از تلیوسپور‌های T. caries هستند. همچنین به هنگام خشك شدن، تلیوسپورهای سیاهك پا كوتاه كمتر از تلیوسپورهای سیاهك پنهان چروكیده می‌شوند. روشهای سرولوژیكی بر مبنای آنتی بادیهای مونوكلونال برای ردیابی سریع، دقیق و اختصاصی سیاهك پا كوتاه مفید هستند.

تلیوسپور‌های خاكزاد مهمترین منبع اینوكولوم اولیه هستند كه تا 10 سال هم در خاك زنده می‌مانند، هر چند كه ممكن است تلیوسپور‌های موجود در سطح بذر‌ها هم به عنوان اینوكولوم عمل نمایند. دمای مناسب برای جوانه زنی تلیوسپور‌ها 8-3 درجه سانتیگراد بوده و عمل جوانه ‌زنی آنها در طی یك دوره 10-3 هفته‌ای انجام می‌شود. این شرایط معمولا در زیر پوشش برفی و در خاك یخ نزده وجود دارد. بعد از جوانه زنی تلیوسپور‌ها میسیلیوم‌های دیكاریوتیك تشكیل شده و به گیاهچه‌ها حمله می‌كنند. آلودگی روی ساقه‌های جوان و در نزدیكی سطح خاك صورت می‌گیرد. بقیه مراحل مانند سیكل زندگی سیاهك پنهان گندم است (حساسیت گیاهان در مراحل 3-2 برگی بیشترین است).

كنترل با استفاده از ارقام مقاوم، تیمار بذر‌ها با قارچ‌كش دیفن ‌كونازول (Difenconazole) كه در سال 1998 در كانادا برای كنترل سیاهك پاكوتاه به ثبت رسیده و مرحله خاكزاد بیماری را كنترل می‌كند. قارچ‌كش سیبوتول (Sibutol) در سوئیس برای كنترل این بیماری موثر تشخیص داده شده است. دیگر تیمار‌های بذری برای كنترل خاكزاد سیاهك كوتولگی موثر نبوده‌اند، چون در خاك به مدت طولانی دوام ندارند تا گیاه را در طول زمستان محافظت كنند. قرنطینه‌های شدید بین المللی هم از انتشار عامل بیماریزا روی بذر گندم جلوگیری می‌كند. (در مواردی كه كشت بذر با مدتی تاخیر انجام می‌شود، استفاده از قارچ‌كش‌های سیستمیك مانند تیابندازول برای تیمار بذر موثر بوده‌اند). كشت كم عمق بذر و كشت در بسترهای فشرده به كاهش بیماری كمك می‌كند.

سیاهك كارنال (Karnal Bunt)

این بیماری كه گاهی سیاهك جزئی (partial bunt) و یا سیاهك هندی نامیده شده است برای اولین بار در منطقه كارنال پنجاب هند (1931) دیده شد و امروزه از ایران، سوریه، نپال، آفریقای جنوبی، پاكستان، افغانستان، مكزیك، آمریكا و عراق گزارش شده است. در ایران برای اولین بار در سال 1375 از مناطق جنوبی كشور گزارش شده است. این سیاهك علاوه بر گندم معمولی (نان) به گندم دوروم و تریتیكاله حمله می‌كند و چاودار هم در مطالعات آزمایشگاهی حساس بوده است. كیفیت بذر در اثر بیماری كم می‌شود، ولی بر كمیت و كاهش عملكرد تاثیر چندانی ندارد و بیشترین خسارت اقتصادی بیماری به دلیل اثرات مربوط به قرنطینه است كه از صادرات گندم‌های آلوده بازداری می‌شود.

نشانه‌های بیماری

دانه‌های در حال تشكیل گندم به طور اتفاقی مورد حمله قرار گرفته و به طور ناقص به سور‌های سیاهك تبدیل می‌شوند. به همین دلیل به آن سیاهك جزئی می‌گویند. آلودگی معمولا در تعداد كمی از دانه‌ها در یك سنبله دیده می‌شود و تمام سنبله‌های یك گیاه آلوده نمی‌شوند. تشخیص سنبله‌های آلوده از سالم مشكل است و دانه‌های آلوده موجب بد شكلی مشخص در پوشه‌ها نمی‌شوند. معمولا دانه‌های آلوده فقط به مقدار جزئی و از انتهای جنینی بذر از بین می‌روند. ممكن است سور‌های بزرگی در امتداد شیار دانه تشكیل شده و حتی در آلودگی‌های شدید و بویژه در ارقام حساس، تمام دانه را احاطه كنند. پریكارپ نازكی كه سور‌های پر از تلیوسپور را احاطه می‌كند به هنگام برداشت به راحتی پاره می‌شود و تلیوسپور‌های قهوه‌ای مایل به سیاه آنها كه بوی ماهی گندیده را متصاعد می‌كنند، آزاد می‌شوند.

عامل بیماری قارچ Tilletia indica (syn: Neovossia indica) است كه تلیوسپور‌های بزرگ، كروی، قهوه‌ای تیره و به قطر 49-22 میكرومتر را تولید می‌كند. تلیوسپور‌ها دارای زائده‌هایی هستند كه انتهای آنها صاف است و توسط غلاف غشایی ظریفی پوشیده شده‌اند. با جوانه زنی تلیوسپور‌ها پرومیسیلیوم (بازیدیوم) ضخیمی خارج می‌شود كه یا بلافاصله اسپوریدی‌ها را تولید می‌كند و یا اینكه طول آن تا 500 میكرومتر هم دراز شده كه در داخل این بازیدیومهای دراز شونده، بطور مرتب دیواره عرضی تشكیل می‌شود و سیتوپلاسم را به سمت جلو هدایت می‌كند. یك حلقه انتهایی از 150-10 اسپوریدیوم اولیه (128-32 عدد و اغلب بیش از 100 عدد) تشكیل می‌شوند كه بی‌رنگ، نخی شكل تا دوكی شكل به ابعاد 80-15×5/2-1 میكرومتر هستند. بر خلاف سیاهك‌های پنهان و پاكوتاه، اسپوریدی‌های اولیه آمیزش نمی‌یابند. اسپوریدی‌های اولیه از پرومیسیلیوم جدا شده و مقداری دراز شده یا خم و یا موجی شكل می‌شوند و با جوانه زنی یا ریسه هاپلوئید تشكیل می‌شود، یا اینكه ساختمانهای شبیه استریگما ایجاد كرده و روی آنها اسپوریدی‌های سوسیسی شكل هاپلوئید و تك هسته‌ای تولید می‌شود كه گاهی بالیستوسپور هم خوانده شده‌اند. این اسپوریدی‌های سوسیسی شكل ممكن است مستقیما جوانه زده و یا مجددا اسپوریدی‌ تشكیل دهند كه به عنوان عوامل اولیه آلودگی عمل می‌كنند. در محیط‌های كشت، اسپوریدی‌های نخی شكل كه به طور غیر پرتاب شونده آزاد می‌شوند، از سلول‌های كوتاه جانبی اسپورزا روی ریسه‌ها تشكیل می‌شوند، اما نقش آنها در بیولوژی بیماری معلوم نیست. رفتار هسته‌ای شبیه به سیاهك‌های معمولی و پا كوتاه است. در تلیوسپور دیپلوئید، قبل از جوانه زنی، عمل میوز انجام شده و چندین بار تقسیم میتوزی تكرار می‌گردد و تعداد زیادی هسته هاپلوئید تشكیل می‌شود. هسته‌ها با تشكیل بازیدیوم وارد آن شده و با تشكیل بازیدیوسپور‌ها، وارد بازیدیوسپور‌ها می‌شوند. در داخل بازیدیوسپور، یك بار تقسیم میتوز انجام شده و یكی از هسته‌ها مجددا به بازیدیوم برمی‌گردد. این قارچ هتروتال دو قطبی 4 آللی است كه بیماریزایی و آمیزش را كنترل می‌كنند.

بیولوژی

تلیوسپور‌ها در سطح بذر و خاك بقا می‌یابند. تلیوسپور‌های خاكزاد منبع اصلی اینوكولوم اولیه هستند و در پاسخ به رطوبت جوانه زده و تولید اسپوریدیوم‌های اولیه و ثانویه را می‌كنند. اسپوریدیوم‌ها توسط جریانات باد پخش می‌شوند. وقتی اسپوریدیومها روی سنبله قرار گرفتند، جوانه زده و لوله تندش از طریق روزنه‌ها نفوذ می‌كند. ریسه‌ها به صورت بین سلولی رشد كرده و از طریق فونیكل وارد پریكارپ می‌شود. در طی نمو دانه، ریسه‌های بین سلولی در لایه‌های میانی سلولهای پریكارپ رشد كرده و یك لایه متراكم شبه هیمنیومی را ایجاد می‌كنند كه از اتصال لایه‌های بیرونی و داخلی پریكارپ و پوشش بذری جلوگیری می‌كند و سلول انتهایی آنها به تلیوسپورها تبدیل می‌شوند (بر خلاف این سیاهك، در سیاهكهای معمولی و پاكوتاه، تلیوسپور‌ها از بزرگ شدن زوائد جانبی و یا بخش میانی ریسه‌های اسپورزا تشكیل می‌شوند). با رشد قارچ، بافتهای پریكارپ شكافته شده و از انتقال مواد غذایی از پریكارپ بازداری می‌كند و از این رو اندوسپرم چروكیده و غضروفی می‌شود. جنین تنها در آلودگی‌های شدید از بین می‌رود. با وجودی كه مكان دیكاریوتیزاسیون معلوم نیست اما برای تشكیل تلیوسپور‌ها باید انجام شود. به نظر می‌رسد كه دو هسته‌ای شدن ریسه‌ها در سطح پوشه‌ها روی می‌دهد. شرایط ایده‌آل برای آلودگی، هوای خنك (22-18 درجه) و بارندگی، آبیاری بارانی و یا رطوبت بالا است (رطوبت نسبی بیشتر از 70 درصد و پوشش ابری با بارش‌های مكرر برای توسعه بیماری بسیار مناسب هستند). آلودگی‌ها منجر به تبدیل بخشی از دانه در حال تشكیل و یا گاهی تمام آن به توده‌های سیاه رنگ تلیوسپور‌ها می‌شود. به هنگام برداشت، پریكارپ پوشاننده تلیوسپور‌ها پاره شده و موجب آزاد شدن تلیوسپور‌ها می‌شود كه در سطح بذر‌های سالم و یا خاك قرار می‌گیرند. تلیوسپورها در فواصل 3000 متری از سطح مزارع آلوده كه آتش زده شده‌اند دیده شده‌اند و این میتواند پخش بالقوه تلیوسپور‌ها را از طریق باد تایید كند. ضمنا تلیوسپور بعد از خروج از دستگاه گوارش حیوانات هم توانایی زنده ماندن خود را حفظ كرده‌اند. بذر‌های آلوده به طور جزئی اغلب قدرت جوانه زنی خود را حفظ نموده و گیاهان سالم تولید می‌كنند. تلیوسپور‌ها تا 4 سال (در شرایط آزمایشگاهی تا 16 سال) هم زنده می‌مانند. كود دهی بالای ازت و آبیاری بارانی هم به افزایش بیماری كمك می‌كند.

كنترل

كنترل سیاهك هندی گندم بسیار مشكل است. ضد عفونی بذر‌ها با مواد شیمیایی برای كنترل آلودگی بذر‌زاد موثر است، ضمن اینكه استفاده از برخی از قارچكش‌ها در زمان خوشه دهی (بنزیمیدازول‌ها و قارچكش‌های آزول‌دار) گیاه را از آلودگی حفظ می‌كند. حساسیت ارقام مختلف گندم در برابر بیماری متفاوت بوده و حساسیت ارقام دوروم و تریتیكاله از گندم معمولی كمتر است. برقراری قرنطینه برای جلوگیری از ورود و یا پخش عامل بیماریزا بسیار موثر است. در بعضی از موارد كه میزان نمونه كم است، اسپور‌های موجود در سطح بذر‌ها را می‌توان با ضدعفونی بذور در محلول 5/1 درصد هیپوكلریت سدیم همراه با Tween 20 و با تكان دادن به مدت 10 دقیقه و شستشوی بعدی آنها حذف نمود. تناوب 2 ساله، مدیریت آبیاری و اجتناب از كود ‌دهی زیاده از حد موجب كاهش بیماری می‌شود. آتش زدن بقایا یا حرارت دهی خاك با پوشاندن خاك توسط پوشش پلاستیكی موجب افزایش دمای خاك در عمق 10 سانتیمتری خاك شده و توان زنده ماندن تلیوسپور‌ها را كم می‌كند.

سیاهك آشكار گندم (Wheat loose smut)

سیاهك آشكار از بیماری‌های مهم در مناطق نسبتا مرطوب دنیا (كه در بهار بارندگی بالا بوده و یا رطوبت بالا است) بوده و در اغلب مناطق ایران هم وجود دارد. كاهش محصول به تعداد خوشه‌ای سیاهك زده بستگی دارد و میزان آن بین 27-1 درصد گزارش شده است. بر خلاف بقیه سیاهك‌ها، سیاهك آشكار روی كیفیت بذر به عنوان غذای انسان و یا حیوانات دیگر تاثیر كم داشته و یا بدون تاثیر است. مزارعی كه دارای خوشه‌های سیاهك زده هستند، بذر‌های حاصله از آن مزارع باید حتما به طریقی تیمار شوند كه موجب حذف عامل بیماریزا از داخل بذر‌های به ظاهر سالم گردد. گندم میزبان اصلی سیاهك آشكار بوده، هر چند كه چاودار و تریتیكاله هم آلوده می‌شوند. همچنین تعدادی از گندمیان از جنس‌های Aegilops, Agropyron, Elymus, Haynaldia و Hordeum میزبان‌های سیاهك آشكار محسوب می‌شوند.

نشانه‌های بیماری

نشانه‌های بیماری بلافاصله بعد از خوشه دهی كاملا مشخص می‌شوند. بوته‌های بیمار در مقایسه با بوته‌های سالم رشد سریعی داشته و مقداری بلند‌تر هستند و زود‌تر به خوشه می‌روند. سنبله‌های آلوده در ابتدا سیاه می‌شوند و در میان خوشه‌های سالم و سبز رنگ تازه ظاهر شده به خوبی مشخص می‌شوند. سنبلك‌های خوشه‌های آلوده به توده‌های اسپور‌های خشك و سیاه رنگی تبدیل می‌شوند و با ظاهر شدن سنبله‌ها، تلیوسپور‌ها توسط جریانات باد پراكنده شده و یا توسط قطرات باران شسته می‌شوند و بعد از چند روز تنها محور لخت خوشه باقی می‌ماند. در مواردی بافت‌های سنبلچه به طور كامل از بین نمی‌روند و از این رو می‌توان بقایای پوشه‌ها و ریشك‌ها را در محور سنبله مشاهده نمود. قبل از خوشه‌دهی گیاهان آلوده ممكن است برگهای ایستاده و به رنگ سبز تیره و گاهی با رگه‌های كلروتیك داشته باشند. آزمونهای میكروسكوپی برای مشخص كردن وجود میسیلیوم در گره‌ها و نوك ساقه‌ها لازم هستند. بذر‌های آلوده توانایی كامل جوانه زنی را داشته و هیچگونه تغییری در آنها دیده نمی‌شود. میسیلیوم داخل جنین موجب اشغال كوتیلدون (لپه) یا اسكوتلوم می‌گردد.

عامل بیماری قارچ Ustilago tritici (Ustilago nuda var. tritici) است. تلیوسپور‌ها خاردار، كروی، قهوه‌ای رنگ و به قطر 9-5 میكرومتر هستند. حرارت مناسب برای جوانه زنی تلیوسپور‌ها 25-20 درجه بوده و با جوانه زنی آنها پرومیسیلیومی (بازیدیوم) تشكیل می‌شود كه چهار سلولی است. اسپوریدیوم در این سیاهك تشكیل نمی‌شود و هر كدام از سلول‌های پرومیسیلیوم جوانه زده و ریسه‌های كوتاه تك هسته‌ای را تولید می‌كند. عمل آمیزش بین ریسه‌های سازگار انجام شده و در نهایت به میسیلیوم‌های عفونت‌زای دو هسته‌ای تبدیل می‌شوند كه بیماریزا هستند.

بیولوژی

عامل بیماری به صورت میسیلیوم دورمانت در داخل جنین بذر گندم بقا می‌یابد. با جوانه زنی بذر آلوده، عامل بیماری هم فعال شده و به طرف نوك ساقه پیشروی می‌كند و در گره‌های ساقه و پریموردیوم‌های بذر پخش می‌شود. معمولا تمام بافت خوشه به جزمحور آن به صورت داخل سلولی مورد حمله قرار می‌گیرند و به سور‌ها تبدیل می‌شوند. میسیلیوم داخل این سور‌ها تمایز یافته و به صورت تلیوسپور‌های قهوه‌ای تیره و خشك تغییر می‌یابد كه بعد از ظهور خوشه‌های بیمار توسط جریانات باد و باران پخش می‌شوند. آزاد شدن تلیوسپور‌ها همزمان با باز شدن گل‌های گیاهان سالم است. تلیوسپور‌هایی كه روی گل‌ها قرار می‌گیرند جوانه زده و تشكیل پرومیسیلیومی‌ را می‌كنند كه توسط 3 دیواره عرضی به چهار سلول تك هسته‌ای تبدیل می‌شوند. هر كدام از این سلول‌ها تولید ریسه‌های هاپلوئید را می‌كنند و بعد از آمیزش ریسه‌های سازگار میسیلیوم آلوده كننده دو هسته‌ای تشكیل می‌شوند كه از طریق كلاله و یا دیواره تخمدان جوان وارد گل‌ها شده و در بافت جنین و پریكارپ قبل از بلوغ دانه مستقر می‌شوند. آنگاه میسیلیوم به حالت غیر فعال باقی مانده (اصولا در اسكوتلوم) تا اینكه دانه جوانه زند. یك هفته بعد از گلدهی دیواره تخمدان در برابر آلودگی مقاوم می‌شود.

كنترل

قارچكش‌های تماسی كه برای تیمار بذری استفاده می‌شوند روی سیاهك آشكار تاثیری ندارند. كنترل آن بیشتر بر استفاده از ارقام مقاوم، موانع محیطی، روش‌های زراعی، تیمار بذرها با آب داغ و یا حرارت و بذرهای گواهی شده متكی است. اخیرا تركیبات قارچكشی سیستمیك مانند كربوكسین توسعه یافته‌اند كه قارچ را در داخل گیاهچه‌ها از بین می‌برند. به دلیل موثر و كم هزینه بودن، آهنا انقلابی را در كنترل سیاهك‌ آشكار پدید آورده‌اند. علیرغم در دسترس بودن قارچكش‌های سیستمیك، استفاده از ارقام مقاوم و بذرهای عاری از عامل بیماری دارای اهمیت است. به دلیل اینكه بسیاری از ارقام حساس هستند می‌توان بیماری را از طریق بازرسی مزارع و برنامه‌های گواهی بذر تحت كنترل قرار داده و در مناطقی كه دسترسی به قارچكش‌ها مشكل باشد، تیمار با آب گرم را بكار برد. این تیمار سشامل خیساندن بذرها در آب با دمای 20 درجه سانتیگراد به مدت 5 ساعت و قرار دادن بعدی بذرها در آب سرد است تا خنك شوند. بذرها را خشك نموده و كشت می‌كنند. ممكن است تعدادی از بذرها به دلیل تیمار حرارتی قوه نامیه خود را از دست بدهند و از این رو مقدار بذر كشت شده باید بیشتر باشد.

سیاهك برگی گندم (Wheat Flag Smut)

این بیماری به نام سیاهك برگ پرچم هم نامیده شده است و برای اولین بار در سال 1868 از استرالیا و بعد از كشورهای گندم خیز جهان مانند آمریكا، ژاپن، هندوستان، اروپا، آفریقای شمالی و جنوبی گزارش شده است و به نظر می‌رسد در اغلب مناطق كشور وجود داشته باشد، ولی میزان خسارت آن دقیقا مشخص نیست. قارچ عامل بیماری دارای نژادهایی است كه از نظر تخصص یافتگی میزبانی تفاوت دارند. بسیاری از ایزوله‌هایی كه گندم را آلوده می‌كنند قادر به آلوده كردن میزبانهای دیگر نیستند. بسیاری از دیگر باریك برگها و به ویژه گونه‌های جنس Poa در برابر استرینهای دیگر عامل بیماریزا حساسیت دارند.

سیاهك برگی در فصل بهار و تابستان روی برگها مشخص می‌شود. ما بین مراحل ساقه‌ رفتن و خوشه دهی، رگه‌های (خطوط) دراز و به رنگ خاكستری مایل به سیاه روی برگها و غلاف ظاهر می‌شوند كه همان سورهای سیاهك هستند كه به طور زیر اپیدرمی و بین رگبرگی توسعه می‌یابند. با گذشت زمان، سورها بزرگ شده و اپیدرم را می‌شكافند و توده‌های تیلیوسپوری خاكستری مایل به سیاه را آزاد می‌كنند. این روند بطور مكانیكی موجب ضعیف شدن برگها شده و موجب نازك شدن و شكافتگی طولی در آنها می‌شود. در مواردی برگها دارای پیچیدگی جانبی بوده و حتی ممكن است خوشه‌ دهی انجام نشود. گیاهان بیمار كم رشد مانده ولی میزان پنجه زنی افزایش می‌یابد. نشانه‌های بیماری ممكن است روی تمام پنجه‌های گیاه آلوده ظاهر نشوند.

عامل بیماری

عامل بیماری قارچ Urocystis agropyri (مترادف با U. tritici) است كه سورهای خطی، شكوفا و سیاه رنگی را روی برگهای میزبان ایجاد می‌كند. در داخل سورها نوك ریسه‌های زاینده منشعب شده و به هم می‌پیچند و به صورت اسپورهای مجتمع (توپهای اسپوری یا spore balls) متمایز می‌شوند. توپهای اسپوری تقریبا كروی بوده و به قطر 50-18 میكرومتر هستند و دارای 4-1 تلیوسپور قهوه‌ای مایل به قرمز، كروی و با سطح صاف هستند كه در یك غلافی از سلولهای كوچكتر، بی رنگ، عقیم و پهن احاطه شده‌اند. قطر تلیوسپور 20-10 میكرومتر است. تلیوسپور در همانجا جوانه زده و تولید پرومیسیلیوم كوتاهی می‌كنند كه در نوك دارای 4-3 عدد اسپوریدیوم استوانه‌ای و بی رنگ است. عمل جوانه زنی در دماهای مختلف صورت می‌گیرد ولی دمای بهینه برای آن 24-18 درجه سانتیگراد است. در دماهای كمتر از 5 و بیشتر از 30 درجه سانتیگراد جوانه زنی صورت نمی‌گیرد. چهار نژاد از این قارچ بر اساس پراكنش جغرافیایی از روی گندم گزارش شده است.

چرخه بیماری

توپهای اسپوری كه از برگهای پاره شده و یا دیگر بخش‌های آلوده گیاه آزاد شده‌اند موجب آلودگی سطحی بذرها و خاك می‌شوند. تلیوسپورها تا مدت 3 سال می‌توانند بقا یابند. با جوانه زنی تلیوسپورها، اسپوریدیومها در نوك پرومیسیلیوم تشكیل می‌شوند و هر دو اسپوریدیوم كه سازگاری جنسی دارند با هم آمیزش كرده (به صورت H) و نهایتا تشكیل میسیلیوم دیكاریوتیك عفونت‌زا را می‌كنند كه كولئوپتیل گیاه را مورد حمله قرار می‌دهند. آلودگی قبل از ظهور گیاهچه‌ها صورت گرفته و دمای 20-10 درجه سانتیگراد برای آن مناسب است. زمستانگذرانی به صورت میسیلیوم در داخل گیاهچه‌ها است كه در فصل بهار همزمان با رشد گیاهچه، آن را به طور سیتمیك مورد حمله قرار داده و در بخش‌های بالایی میزبان اسپور زایی می‌كند.

كنترل

استفاده از ارقام مقاوم و تیمار شیمیایی بذرهای گندم، عملی‌ترین روش كنترل این سیاهك محسوب می‌شود. كشت سطحی بذرها (كمتر از 5/2 سانتیمتر عمق) منجر به آلودگی كم گیاهان در مقایسه با كشت‌های عمیق‌تر می‌شود. تناوب زراعی 2-1 ساله تا حدی در كنترل سیاهك برگی مفید بوده است ولی تعدادی از تلیوسپورها به مدت 3 سال یا بیشتر هم زنده مانده‌اند. تیمار بذرها با قارچكش‌های سیستمیك مانند كربوكسین آلودگی‌های ناشی از اینوكولوم بذر زاد و خاكزاد را كم می‌كند. اقدامات قرنطینه‌ای همچنین موجب محدودیت موثر انتشار دانه‌های آلوده می‌شود.


نظرات() 


برچسب ها: سیاهك معمولی گندم (Wheat Common Bunt) ، سیاهك پاكوتاه گندم (Wheat Dwarf Bunt) ، سیاهك كارنال (Karnal Bunt) ، سیاهك آشكار گندم (Wheat loose smut) ، سیاهك برگی گندم (Wheat Flag Smut) ،
جمعه 1 بهمن 1389

بیماری های غلات

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری‌های غلات

زنگ‌های گندم (Wheat Rusts)

گندم توسط سه زنگ عمده به نام‌های زنگ ساقه (سیاه)، زنگ برگی (قهوه‌ای) و زنگ نواری (زرد) آلوده می‌شود. این زنگ‌ها در تمام نواحی كشت گندم وجود دارند كه اهمیت آنها از یك منطقه به منطقه دیگر متفاوت بوده و بستگی به شرایط آب و هوایی و درجه مقاومت ارقام كشت شده دارد.

زنگ ساقه (Black or Stem Rust)

این زنگ از خسارتزا‌ترین زنگ‌های گندم در جهان است كه می‌تواند تمام اندام‌های هوایی گیاهان (ساقه، برگ، غلاف، ریشك و پوشه‌ها) را مورد حمله قرار ‌دهد، اما ساقه به شدت آلوده می‌شود. در سال‌هایی كه شرایط برای توسعه بیماری و وقوع اپیدمی مناسب است، میزان خسارت وارده بسیار زیاد می‌باشد. خسارت وارده به دلایل: تخریب نواحی فتوسنتز كننده، بازداری از انتقال آب و مواد غذایی، از دست رفتن زیاد آب از گیاه، در زمانی كه آب برای رسیدن دانه‌ها به مقدار زیادی مورد نیاز است، كاهش رشد ریشه و خوابیدن و شكسته شدن ساقه است. عامل بیماری علاوه بر گندم به ارقام زراعی جو، چاودار، تریتیكاله (هیبرید بین گندم و چاودار)، تعدادی از گیاهان خانواده گندمیان مانند جو وحشی (Hordeum jubatum) و گونه‌های Aegilops هم حمله می‌كند. قارچ عامل بیماری بخشی از چرخه زندگی خود را روی گیاهان میزبان واسط (گونه‌های زرشك و ماهونیا) تكمیل می‌كند. زرشك ژاپنی یا Berberis thunbergii به این بیماری مصون گزارش شده است.

نشانه‌های بیماری

در اوایل فصل رشدی، جوش‌های بیضی شكل كشیده و یا دوكی شكل در محور طولی ساقه، برگ یا غلاف و گاهی روی پوشه‌ها و ریشك‌ها تشكیل می‌شوند كه جوش‌های یوریدیومی (uredium) نامیده شده‌اند و به ابعاد 10 × 3-1 میلی‌متر هستند. اپیدرم پوشاننده این جوش‌ها بعد از مدتی پاره شده و گرد قرمز آجری رنگی را آشكار می‌كند كه یوریدیوسپور‌های قارچ هستند (جوش‌های یوریدیومی كاملا شكوفا هستند و بافتهای اپیدرمی در حاشیه‌های آنها به صورت پاره شده دیده می‌شود). جوشها در هر دو سطح برگ تشكیل شده ولی جوشهای سطح زیرین برگ بزرگتر هستند. در اواخر فصل و با بلوغ میزبان، جوش‌ها به رنگ قهوه‌ای تیره یا سیاه تغییر می‌یابند كه جوش‌های تلیومی (telium) نامیده می‌شوند و حاوی تلیوسپور‌های قارچ هستند. تلیوم‌ها یا به طور جدا از یوریدیوم‌ها تشكیل شده و یا جایگزین جوش‌های یوریدیومی می‌شوند. در زرشك (Berberis vulgaris, B. canadensis) نشانه‌ها به صورت نقاط یا لكه‌های زرد تا نارنجی رنگ در سطح بالایی برگ در فصل بهار ظاهر می‌شوند كه در این لكه‌ها اندام‌های ریز و نارنجی ‌رنگ به نام پیكنیوم (pycnium) یا اسپرموگونیوم (spermogonium) تشكیل می‌شود. پیكنیومها در داخل بافت فرو رفته بوده و تنها روزنه آنها در بیرون از میزبان قرار دارد. اسپرماسی‌ها به صورت قطره كوچك مایع از داخل آنها خارج می‌شوند. در سطح زیرین برگ (و زیر اسپرموگونیوم‌ها) گروهی از اندام‌های فنجان مانند یا شاخ مانند تشكیل می‌شوند كه اسیوم (aecium) نامیده شده‌اند. فنجان‌های اسیومی زرد رنگ بوده و گاهی اوقات به حدی دراز می‌شوند كه تا فاصله 5 میلی‌متری از سطح برگ نیز بیرون می‌زنند. بافت آلوده میزبان مقداری متورم است. گیاهان آلوده به زنگ تعداد پنجه كمتری داشته و بذر‌های كمتری در هر سنبله تولید می‌كنند. بذر‌ها معمولا اندازه كوچكتری داشته، چروكیده بوده، كیفیت آردی ضعیفی داشته و ارزش غذایی آنها در مجموع كم است. گیاهان شدیدا آلوده ممكن است بمیرند. آلودگی شدید گیاهچه‌ها در گندم‌های زمستانه ممكن است گیاهان را ضعیف نموده و آنها را به سرمای زمستانه و نیز تهاجم دیگر پاتوژنها حساس كند. در مواردی آلودگی شدید ساقه موجب تضعیف و شكسته شدن ساقه از محل آلودگی (بویژه در زمان وزیدن بادهای شدید و یا بارندگی شدید) می‌شود.

عامل بیماری

قارچ Puccinia graminis f. sp. tritici عامل بیماری است كه یك قارچ ماكروسیكلیك و دگر پایه است. مراحل اسپرموگونیومی و اسیومی روی گیاهان زرشك و ماهونیا و مراحل یوریدیومی و تلیومی روی گندم، جو، چاودار، تریتیكاله و تعدادی از گندمیان دیگر تشكیل می‌شوند. بسیاری از قارچ‌های مولد زنگ، انگل‌های اجباری بسیار تخصص یافته‌ای هستند كه تنها تعدادی از جنس‌ها و یا تنها بعضی از واریته‌های گیاهان را آلوده می‌كنند. قارچ‌های مولد زنگ كه از نظر مورفولوژیكی مشابه بوده ولی به جنس‌های مختلف میزبان حمله می‌كنند به عنوان فرم‌های اختصاصی (formae specialis =f. sp.) شناخته می‌شوند. در داخل هر كدام از این فرم‌های تخصصی، تعداد زیادی نژاد فیزیولوژیك (بیماریزا) وجود دارد كه تنها به برخی از واریته‌ها در یك گونه حمله می‌كنند و می‌توان آنها را از طریق آلوده سازی یك سری از واریته‌های ویژه افتراقی (differential hosts) و بررسی میزان و تیپ آلودگی تشخیص داد. 12 رقم افتراقی بین‌المللی یا استاندارد و 13 رقم افتراقی تكمیلی (supplemental hosts) در جهان وجود دارند. بیش از 300 نژاد از این زنگ در جهان شناسایی شده‌ است كه هر كدام به رقم خاصی حمله می‌كنند. فرم‌های تخصصی P. graminis f. sp. avenae عامل زنگ یولاف و P. graminis f. sp. secalis عامل زنگ چاودار هستند.

یوریدیوسپور‌ها قرمز مایل به نارنجی، بیضی شكل یا تخم‌مرغی، با 4 سوراخ تندشی استوایی و با سطح خار‌دار هستند كه به آسانی از پایه جدا می‌شوند و ابعاد آنها 40-21 × 24-15 میكرومتر است. تلیوسپور‌ها بیضی تا گرزی شكل، قهوه‌ای تیره و دو سلولی بوده، دیواره آنها صاف، ضخیم و با مقداری فرو رفتگی در محل دیواره عرضی می‌باشد. انتهای سلول بالایی بر آمده، نوك تیز و با ضخامت انتهایی است. منفذ تندش در هر سلول یك عدد بوده كه در سلول بالایی در بخش نوك و در سلول پایینی در بخش جانبی قرار دارد. ابعاد تلیوسپور 60-40 × 20-15 میكرومتر است. تلیوسپور دارای یك دوره كمون است كه تا چند هفته طول می‌كشد. هر سلول تلیوسپور جوانه زده و تولید بازیدیوم كوتاه می‌كند و بازیدیوسپور‌ها در نوك استریگما بوجود می‌آیند. اسپرموگونیوم‌ها در سطح بالایی برگ زرشك به صورت اندام‌های كوزه‌ای شكل تشكیل می‌شوند كه در بخش داخلی تولید سلول‌های باریك و بی رنگ به نام اسپرماسی (spermatia) را می‌كنند. بعلاوه از دهانه پیكنیوم‌ها، تعدادی رشته ریسه مانند به نام رشته پذیرنده (receptive hyphae) خارج می‌شود كه در عمل آمیزش مسئول هستند. اسیوم‌ها در سطح زیرین برگ زرشك تشكیل می‌شوند كه به صورت اندام‌های زنگوله‌ای شكل وارونه و زرد رنگ هستند كه تا 5 میلی‌متر هم از سطح زیرین برگ بیرون زده‌اند. ایسیوسپور‌ها به صورت زنجیر‌های دراز و خشك تشكیل شده، چند وجهی تا نسبتا كروی بوده و به ابعاد 23-16 × 19-15 میكرومتر هستند. سطح ایسیوسپور‌ها مقداری زگیل‌دار است و رنگ آنها زرد روشن است.

بیولوژی

زمستانگذرانی قارچ در نواحی سردسیر به صورت تلیوسپورهای دیپلوئید در بقایای آلوده گندم صورت می‌گیرد. در اوایل بهار همزمان با جوانه زدن زرشك، تلیوسپور‌ها نیز جوانه می‌زنند. هر كدام از سلول‌های تلیوسپور‌ دیپلوئید بوده و با جوانه زنی آنها، از محل منافذ تندشی تلیوسپور، رشته كوتاهی (بازیدیوم) خارج می‌شود و هسته دیپلوئید وارد بازیدیوم شده و میوز در بازیدیوم انجام می‌شود. چهار هسته تشكیل شده در بازیدیوم از هم فاصله گرفته و با تشكیل سه دیواره عرضی، بازیدیوم به چهار سلول تك هسته‌ای تقسیم می‌شود. از هر سلول یك استریگما خارج شده و در انتهای استریگما، بازیدیوسپور‌های هاپلوئید تشكیل می‌شوند. بازیدیوسپور‌ها با فشار رها شده (بالیستوسپور) و توسط جریانات باد بر روی برگهای زرشك یا ماهونیا منتقل می‌شوند و بعد از جوانه زنی، آنها را به طور مستقیم آلوده می‌كنند. میسیلیوم‌های هاپلوئید به صورت بین سلولی رشد نموده و اسپرموگونیوم‌ها را، اغلب در سطح بالایی برگ، تولید می‌كنند كه اپیدرم را شكافته و روزنه آنها از سطح گیاه بیرون می‌زند. ریسه‌های پذیرنده از روزنه خارج شده و به بیرون امتداد دارند. اسپرماسی‌ها كه در یك مایع چسبنده (عسلك = honeydew) غوطه‌ور هستند، از دهانه اسپرموگونیوم به بیرون تراوش می‌كنند. حشرات به این تراوشات جلب می‌شوند و بعد از تماس با آنها موجب انتشار اسپرماسی‌ها به دیگر ریسه‌های پذیرنده می‌شوند. با توجه به اینكه هر اسپرموگونیوم از جوانه زنی یك بازیدیوسپور تشكیل شده است، بنابراین تمام اندام‌های موجود در اسپرموگونیوم از نظر ژنتیكی مشابه هستند و اسپرماسی یك اسپرموگونیوم قادر به تلقیح ریسه‌های پذیرنده همان اسپرموگونیوم نیست و باید به روشی به ریسه‌های پذیرنده سازگار دیگر منتقل شود (عمل انتقال توسط حشرات، آب باران و یا قطرات شبنم جاری شده در سطح برگ صورت می‌گیرد). رشته‌های پذیرنده به صورت لوله‌های تو خالی هستند كه از سلول‌های هاپلوئید دیواره اسپرموگونیوم بوجود آمده‌اند. نمو بعدی قارچ ادامه نمی‌یابد، تا اینكه ریسه‌های پذیرنده توسط اسپرماسی‌های با تیپ آمیزشی مقابل تلقیح شوند. با قرار گرفتن اسپرماسی روی ریسه پذیرنده سازگار، دیواره‌ها در محل تماس حل شده و هسته اسپرماسی وارد ریسه پذیرنده می‌شود (اسپرماتیزاسیون) و در مجاورت هسته سلول هاپلوئید تولید كننده ریسه پذیرنده قرار می‌گیرد. بنابر‌این، اولین سلول دیواره پیكنیوم دیكاریوت می‌شود. هسته تازه وارد شده با تقسیمات میتوزی تكثیر یافته و چند سلول‌ هاپلوئید مجاور را دو هسته‌ای می‌كند. از این سلول‌های دو هسته‌ای، میسیلیوم‌های دو هسته‌ای در بافت برگ به طرف سطح زیرین برگ رشد نموده و توده ضخیم میسیلیومی را تشكیل می‌دهند كه در نهایت به اسیوم‌ها تبدیل خواهند شد. اسیوم‌ها به صورت گروهی تشكیل شده و دیواره آنها به خارج از سطح برگ امتداد می‌یابد. سلول‌های قاعده‌ای اسیوم به طور متوالی تقسیم شده و زنجیر‌های ایسیوسپوری را تولید می‌كنند كه توسط باد و حشرات به غلات منتقل شده و موجب آلودگی غلات می‌شوند. ایسیوسپور‌ها دو هسته‌ای بوده و بلافاصله قادر به عمل جوانه ‌زنی هستند. دمای 18-16 درجه برای جوانه زنی آنها مناسب است. لوله تندش حاصل از جوانه زنی اسیوسپور‌ها از راه روزنه‌ها وارد بافت گندم (غلات) شده و میسیلیوم به صورت بین سلولی رشد می‌كند. بعد از مدتی توده میسیلیومی متراكمی در زیر اپیدرم تجمع می‌یابد كه همان جوش‌های یوریدیومی هستند. یوریدیوسپور‌ها در آنها تشكیل شده و با فشار به اپیدرم موجب پاره شدن آن می‌گردند و یوریدیوسپور‌های به رنگ قرمز آجری را آشكار می‌كنند كه به راحتی توسط جریانات باد پخش شده و آلودگی‌ها را تكرار می‌كنند (repeating stage). یوریدیوسپور‌ها (كنیدیوم‌ها) می‌توانند تا فاصله چند صد كیلومتری را طی كنند و در صورت وجود شبنم یا یك لایه نازك از آب در سطح گیاه و یا رطوبت نسبی در حد اشباع، جوانه زده و گیاهان گندم را دوباره آلوده می‌كنند. بسیاری از خسارات وارده به گندم و كاهش عملكرد به دلیل آلودگی‌های یوریدیوسپوری است. گیاهان آلوده به زنگ به دلیل تعرق زیاد و حذف آب از سطوح شكافته شده گندم و نیز مصرف مواد غذایی و آب توسط پاتوژن، خسارت می‌بینند. تنفس گیاهان در طی تشكیل یوریدیوسپور‌ها به سرعت افزایش می‌یابد و بعد به پایین‌تر از سطح عادی می‌رسد. فتوسنتز به دلیل تخریب بافت‌های گیاهی شدیدا كم می‌شود. آلودگی به بیماری سبب زودرسی گیاه شده و زمان مورد نیاز را برای پر شدن دانه‌ها كوتاه می‌كند. آلودگی قبل و یا در طی مرحله گلدهی به گیاه شدیدا خسارت می‌زند و در مواردی باعث نابودی كامل محصول می‌شود. اگر آلودگی بعد از این زمان اتفاق افتد، میزان خسارت كاهش می‌یابد. با بلوغ گیاهان، تلیوسپور‌ها به جای یوریدیوسپور‌ها و یا مستقل از آنها تشكیل می‌شوند. تلیوسپور‌ها بلافاصله جوانه نمی‌زنند و مرحله بقا قارچ را تشكیل می‌دهند (یخ زدن و ذوب شدن در طی زمستان برای شكسته شدن دوره دورمانسی تلیوسپور لازم است). با توجه به اینكه كاریوگامی در تلیوسپور روی می‌دهد، ممكن است از طریق نوتركیبی‌های ژنتیكی نژاد‌های جدیدی از پاتوژن بوجود آیند. عوامل دیگر موثر در ایجاد نوتركیبی شامل جهش و هیبریداسیون رویشی بین نژاد‌های مختلف هستند. مراحل جنسی قارچ روی میزبان‌های واسط تشكیل می‌شوند كه می‌توانند به عنوان منبع ایجاد نژاد‌های جدید و منبع آلاینده در اوایل فصل بهار توسط ایسیوسپور‌ها عمل كنند. در اقلیم‌های ملایم، بقا می‌تواند به صورت یوریدیوسپور هم باشد. تعداد زیاد یوریدیوسپور‌ها و انتشار موثر آنها توسط باد، زنگ‌ها را به عنوان پارازیت‌های موفقی تبدیل نموده است. رشد مطلوب زنگ ساقه در دمای 26-24 درجه سانتیگراد صورت می‌گیرد (در دمای كمتر از 15 و بیشتر از 40 درجه سانتیگراد، رشد قارچ متوقف می‌شود. در برخی منابع دمای روزانه 30-25 درجه و دمای شبانه 20-15 درجه سانتیگراد و خیس بودن برگها توسط باران یا شبنم برای این زنگ مناسب ذكر شده است) و تاخیر در بلوغ گیاهان به پیشروی بیماری كمك می‌كند. این زنگ در مناطقی كه در فصل تابستان بارندگی بیشتری دارند، در مقایسه با مناطقی كه در فصل زمستان بارندگی بیشتری دارند، شدیدتر است.

 

زنگ قهوه‌ای یا برگی گندم (Brown or Leaf rust)

این زنگ كه گاهی اوقات به نام‌های زنگ كوتولگی (dwarf) و یا زنگ نارنجی (orange) هم نامیده شده است، در بسیاری از مناطقی كه گندم بهاره كشت می‌شود و یا بلوغ گندم به تاخیر می‌افتد، شیوع بیشتری داشته و خسارت آن معادل با خسارت ناسی از زنگ ساقه است. عامل بیماری به ارقام زراعی جو و برخی از گونه‌های Aegilops و Agropyron هم حمله می‌كند، ولی انگل ضعیفی روی این میزبانها است. قارچ عامل بیماری Puccinia recondita f. sp. tririci (syn: P. triticina) است كه یك زنگ ماكروسیكلیك و دگر پایه است و میزبان‌های واسط آن گونه‌های جنس‌ Thalictrum است. البته اسیومها روی گونه‌هایی از جنس‌های Anchusa, Anemonella, Clematis و Isopyrium هم گزارش شده‌اند.

جوش‌های یوریدیومی اغلب در سطح بالایی پهنك برگ به صورت پراكنده و یا مجتمع تشكیل می‌شوند و گرد یا تخم مرغی، قهوه‌ای مایل به نارنجی و شكوفا هستند و بر خلاف زنگ ساقه، پارگی مشخصی در بافت‌های اپیدرمی در حاشیه آنها دیده نمی‌شود. یوریدیوسپور‌ها نیم كروی، قهوه‌ای مایل به قرمز با سطح خار دار، به قطر 30-15 میكرومتر بوده و دارای 8-3 سوراخ تندشی هستند كه در تمام سطح ضخیم دیواره‌های آن پراكنده هستند. جوش‌های تلیومی اغلب در پهنك سطح زیرین برگ و یا روی غلاف و به صورت زیر اپیدرمی تشكیل می‌شوند و سیاه رنگ و غیر شكوفا هستند. تلیوسپور‌ها مشابه با تلیوسپور‌های زنگ زرد بوده و نوك سلول بالایی مسطح یا گرد است. جوانه زنی تلیوسپور به تیمار سرمایی نیاز دارد. ممكن است در بعضی از شرایط آب و هوایی و یا در مواردی كه گیاهان در نزدیكی دوره بلوغ آلوده می‌شوند، تلیوسپور‌ها تشكیل نشوند. اگر رطوبت عامل محدود كننده نباشد زنگ قهوه‌ای در دمای 22-15 درجه به سرعت توسعه می‌یابد. روزهای خشك و بادی برای پراكنش اسپورها و شبهای خنك با تشكیل شبنم برای بیماری مساعد هستند. خسارت این بیماری اگر همراه با بیماری سپتوریوز باشد، به طور سینرژیستی افزایش می‌یابد. پیكنیوم‌ها و اسیوم‌ها نادر بوده و روی میزبان واسط تشكیل می‌شوند.

 

زنگ زرد یا نواری گندم (Stripe or Yellow Rust)

این زنگ كه گاهی زنگ پوشه (glume) هم نامیده می‌شود از مهمترین و متداول‌ترین زنگ‌های غلات در ایران است و بیشترین خسارت را به عملكرد وارد می‌كند و محدود به مناطق خنك و مرتفع است. عقیم ماندن سنبله، تولید دانه‌های چروكیده، سیستم ریشه‌ای كم توسعه یافته كه به دلیل تخریب بافت‌های برگ و عدم رسیدن مواد غذایی از برگ به ریشه ایجاد می‌شود، در تولید خسارت موثرند.

قارچ عامل بیماری Puccinia striiformis f. sp. tritici (syn: P. glumarum) است و تاكنون میزبان واسط برای آن شناخته نشده است و به همین دلیل تنها تولید مثل غیر جنسی برای آن شناخته شده است. زنگ زرد علاوه بر گندم به جو، تریتیكاله، چاودار و 18 جنس از گندمیان حمله می‌كند. جو هم به طور اقتصادی صدمه می‌بیند و بسیاری از باریك برگهای (چمن‌های) چند ساله از منابع مهم نگهداری قارچ محسوب می‌شوند.

نشانه‌های بیماری در اوایل بهار زودتر از دیگر زنگ‌های گندم ظاهر می‌شود و در فصل تابستان با گرم شدن هوا بازداری می‌شود. نشانه‌ها به صورت نقاط ریز كروی (به ابعاد 1-5/0 × 5/0-3/0 میلی‌متر) و پشت سر هم در برگها و سنبله تشكیل می‌شوند و در مجموع به صورت نوار‌های مشخص به رنگ زرد و به موازات رگبرگها و بین آنها دیده می‌شوند. جوش‌ها اغلب در سطح بالایی و به ندرت در سطح زیرین برگ تشكیل می‌شوند. یوریدیوسپور‌ها به قطر 30-20 میكرومتر با دیواره ضخیم، كروی تا بیضی شكل با سطح خار دار و نارنجی مایل به زرد هستند. 12-6 عدد سوراخ تندشی به طور پراكنده در سطح یوریدیوسپورها وجود دارد. جوش‌های تلیومی روی برگ و غلاف تشكیل می‌شوند كه زیر اپیدرمی هستند. این جوش‌ها قهوه‌ای تیره تا سیاه بوده و به صورت خطوط كشیده و موازی رگبرگها تشكیل می‌شوند. تلیوسپور‌ها شبیه به تلیوسپور‌های زنگ قهوه‌ای بوده ولی بدون تیمار سرمایی جوانه می‌زنند. زمستانگذرانی توسط میسیلیوم‌های موجود در بافت‌های میزبان و یا یوریدیوسپور‌های موجود در بقایای گیاهی صورت می‌گیرد. گاهی اوقات گندم‌هایی كه در مناطق كم ارتفاع كشت شده‌اند به وسیله یوریدیوسپور‌های منتقل شده با باد از گندمیان رشد یافته در نواحی مرتفع‌تر آلوده می‌شوند. با توجه به اینكه میسیلیوم‌های این زنگ دمای 5- درجه سانتیگراد را هم تحمل می‌كنند، آلودگی‌ها ممكن است در كل فصول پاییز و زمستان صورت گیرند. دمای بهینه برای جوانه زنی یوریدیوسپور‌ها 15-3 درجه بوده و رشد و توسعه بیماری در دماهای 15-10 درجه همراه با باران یا شبنم سریع‌تر است. اگر دمای شب از 18 درجه بیشتر شود، آلودگی طبیعی كم شده و یا متوقف می‌شود. حدود 65 نژاد فبزیولوژیكی برای آن شناسایی شده است.

 

كنترل زنگ‌ها

موثرترین و تنها روش عملی كنترل زنگ‌ها استفاده از ارقام مقاوم است. وراثت پذیری مقاومت به زنگ‌ها از مدتها قبل شناخته شده بود و اصلاح گران برای تولید گندم‌های مقاوم از آنها استفاده زیادی نموده‌اند. ارقام مقاوم كه آزاد می‌شوند به دلیل مقاومت به بیماری به طور وسیعی استفاده می‌شوند و به دلیل فشار انتخاب وارده به پاتوژن، نژاد‌های جدیدی از پاتوژن ظاهر می‌شوند كه مقاومت را می‌شكنند. از این رو، اصلاح برای مقاومت كاری مداوم است. تلاش‌های فعلی بیشتر بر تولید ارقام با مقاومت غیر اختصاصی (چند ژنی) است كه می‌توانند تا مدتها پایدار بمانند. یك حالت موفق از مقاومت چند ژنی به نام كند زنگی (slow rusting) نامیده شده است. رقم قدس بیشترین تحمل و آزادی كمترین تحمل به زنگ زرد را دارا هستند.

ریشه‌كن كردن میزبان‌های واسط موجب قطع چرخه زندگی عامل بیماریزا شده و به دلایل بازداری از ایجاد نژاد‌های جدید عامل بیماری از طریق نوتركیبی‌های جنسی و همچنین عدم تولید اینوكولوم آلوده كننده (اسیوسپور‌ها) در اول فصل موجب كاهش بیماری می‌شوند و پایداری ارقام زراعی افزایش می‌یابد. البته به دلیل مشكلات مرتبط با ریشه كنی میزبان‌های واسط و امكان بقا به روشهای دیگر مانند میسیلیوم و یوریدیوسپور و انتقال یوریدیوسپور‌ها از دیگر مناطق، تاثیر این روش كاهش می‌یابد.

كشت زود هنگام گندم بهاره به دلیل رشد كافی آن به هنگام شیوع بیماری موجب فرار از بیماری می‌شود. اگر فسفر كافی به گیاه داده شود، بلوغ گیاه زودتر انجام شده و از بیماری فرار می‌كند. استفاده مناسب از كود‌های ازته و پتاسه به كنترل بیماری كمك می‌كند. گزارشاتی از هیپرپارازیت بودن قارچ پیكنیدیومی Darluca filum روی زنگ‌ها وجود دارد، ولی به دلیل رشد كند آن، نمی‌تواند عامل خوب بیوكنترل محسوب شود. تعدادی از قارچكش‌ها به عنوان ضد عفونی كننده بذر و یا با پاشیدن روی گیاه برای جلوگیری از آلودگی به زنگها معرفی شده‌اند. گوگرد، زینب و مانكوزب (مخلوط یون روی و مانب) می‌توانند به طور موثری زنگ را كنترل كنند، ولی برای تكمیل كنترل باید 10-4 بار سمپاشی تكرار شود كه اقتصادی نخواهد بود. البته استفاده از مانكوزب بر اساس سیستم‌های پیش‌آگاهی می‌تواند زنگ ساقه را تا حدود 75 درصد كنترل كند. استفاده از قارچ‌كش سیستمیك تریادیمفون (بایلتون) به صورت پاشیدن روی گیاه و یا ضد عفونی بذر، زنگ زرد را تا خوشه‌ دهی كنترل نموده است. استفاده از فن پانیل(Fenpanil)، تری‌آریمول (Triarimol) و تریآدیمفون در اوایل توسعه بیماری باعث كنترل زنگ ساقه شده است. (برای كنترل زنگ زرد از روغن‌های امولسیون شونده سیتویت و ولك به میزان 5/1 درصد همراه با پروپیكونازول (تیلت) به میزان 4/0 لیتر در هكتار استفاده شده و شدت بیماری كاهش داده شده است).


نظرات() 


برچسب ها: زنگ سیاه گندم ، زنگ نواری گندم ، زنگ قهوه ی گندم ،
پنجشنبه 25 آذر 1389

گیاهچه میری

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری گیاهچه میری گسترش جهانی دارد و به گیاهچه های جوان از هر نوع حمله می کند .

نشانه های بیماری

نشانه ی تیپ گیاهچه میری ، بر اثر نفوذ عوامل قارچی در بالای سطح خاک به وجود می آید . با این همه ، قارچ های مولد گیاهچه میری ممکن است موجب پوسیدگی بذر یا پوسیدگی پیش از رویش گیاه شود که در این حالت تعداد کمی گیاهچه سبز می شود که نتیجه ی آن کچلی خزانه است . گیاهچه میری همچنین ممکن است در بن گیاهچه های جوان شانکر ایجاد کند ولی نهال ها به محض بلوغ اولین برگ حقیقی خود ، به بیماری مقاوم می شوند .

           


عوامل بیماری

در بیشتر موارد گونه های Rhizoctonia گیاهچه میری ایجاد می کند . گونه های Phytorhthora نیز از جمله عوامل گیاهچه میری به شمار می روند .

چرخه بیماری و اپیدمیولوژی

گیاهچه هایی که بر اثر قارچ های عامل بیماری به گیاهچه میری مبتلا می شوند ، به ویژه اگر رطوبت زیاد باشد ، به سرعت خشک می شوند . عوامل این بیماری خاکزی هستند و به مدت طولانی با رشد پوده رستی یا از راه تولید ساختارهای مقاوم در خاک باقی می مانند . بالا بودن دما برای گسترش بیماری مطلوب است اما همچنین می تواند برای گیاهچه ها مفید باشد به این صورت که خودشان را به سرعت به مرحله ی مقاوم برسانند .

گاهی قارچ های گیاهچه میری موجب پوسیدگی ریشه ی گیاهچه های بزرگتر مرکبات می شوند ، اما این امر معمولاً مسئله ی مهمی به شمار نمی آید مگر آنکه گیاهچه میری بر اثر گونه های Phytophthora باشد .

مبارزه

برای مبارزه با گیاهچه میری نباید از خاک های آلوده استفاده کرد ، عوامل بیماری زا را باید از بستر کشت حذف کرد . به این منظور ، می توان بذر سالم را در محیط های بدون خاک که معمولاً عاری از عوامل بیماری زاست یا در بستر هایی کاشت که با قارچ کش های گازی ضد عفونی شده اند . بعد از ضد عفونی خاک باید مراقبت های لازم بشود تا بستر کاشت ضد عفونی شده مجددا به عوامل قارچی آلوده نشود .
 گیاهچه میری در خاک هایی شدیدتر بروز می کند که بعد از ضد عفونی شدن مجدداً آلوده شده باشند زیرا در این خاک ها ، هیپرپارازیتها و بیمارگرهای رقیب نیز بر اثر ضد عفونی از بین رفته اند . بذر را باید قبل از کاشت به منظور عاری ساختن آن ها از گونه های بیماری زا با آب داغ تیمار کرد . همچنین در خزانه ها یا اطراف بستر های کشت نباید از خاک یا وسایل آلوده یا آب آبیاری آلوده استفاده شود . خزانه ی بذری را نباید زیاد آبیاری کرد .
.

نظرات() 


برچسب ها: گیاهچه میری ، مرکبات ،
پنجشنبه 25 آذر 1389

تاکسونومی سفیدک های سطحی

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

فیلوژنی و تاکسونومی سفیدک های سطحی

اولین نام گذاری علمی منتسب به سفیدک های سطحی توسط لینه در سال 1753 انجام گرفت و اولین سفیدک سطحیMucor Erysiphe  نام گرفت (نقل از براون، 1987). پس از آن پرسون در سال 1766 قارچ معرفی شده لینه را در جنس Sclerotium قرار داد. اولین مطالعات وسیع سفیدکهای سطحی توسط دکاندول در سال1815 صورت گرفت وی تمام عوامل مولد سفیدک سطحی را در یک جنس به نام Erysiphe  قرار داد و 25 گونه برای آن معرفی کرد که بسیاری از آن اسامی امروزه معتبر هستند.

تاکسونومی پیشرفتهErysiphaceae  در سال1851 با کارهای اساسی لویه آغاز گردید. لویه یک سیستم تاکسونومیک منسجم برای این قارچها ایجاد کرد، به طوریکه همه سفیدک­های پودری را در یک تیره قرار داد و بر اساس تعداد آسک در هر آسکوکارپ این تیره را به دو بخش تقسیم و هفت جنس را معرفی کرد. وی سپس همه این جنس­ها را در یک خانواده به نامErysiphaceae   طبقه بندی نمود. به تدریج  صفات مورفولوژیک بیشتری در این قارچها شناسایی شد و رده­بندی آنها را تحت تأثیر قرار داد. اولین مونوگراف سفیدک­های سطحی توسط سالمون در سال 1900 ارایه شد که شامل شش جنس، 49 گونه و 11 واریته بود.

بلومر در سال 1933 مونوگراف سفیدک­های اروپا را نوشت. در سال 1958 گلوین گونه Erysiphe graminis را از بقیه گونه­­های Erysiphe جدا کرد و با نامGolovin  Blumeria معرفی نمود. ساوادا در سال 1959 محقق دیگری بود که جنس Ischnochaeta Saw. را انتشار داد. ولی این جنس به لحاظ قوانین نامگذاری فاقد اعتبار بود و از طرف قارچ­شناسان پذیرفته نشد (نقل از خداپرست، 1386).

در سال 1987 براون با نوشتن مونوگراف جامع سفیدک­های سطحی تحولات عظیمی را در تاکسونومی سفیدک­های سطحی  ایجاد کرد. براون در مونوگراف خود  18 جنس و 435 گونه را معرفی کرد و از خصوصیات آنامورف مثل (زنجیری بودن یا نبودن کنیدیوم ها، شکل و اندازه کنیدیو مها، وجود یا عدم وجود اجسام فیبروزین، ساختمان و شکل زواید آسکوکارپ، تعداد آسک در آسکوکارپ) برای تفکیک و تمایز جنس­ها استفاده کرد.

در سال 1995 براون مونوگراف سفیدک­های اروپا را منتشر کرد. وی در این مونوگراف تعداد جنس­هایErysiphaceae  را به 16 جنس تقلیل داد و دو جنس را مترادف جنس­های دیگر قرار داد.

کوک و همکاران(1997) با بررسی سطح کنیدیوم ها به وسیله میکروسکوپ الکترونی سه بعدی  (SEM) فضای جدیدی را در  تاکسونومی سفیدک­های سطحی گشودند. بر اساس این مطالعه و بر اساس نقوش روی سطوح خارجی کنیدیوم­ها تیره

Eryshiphaceae به پنج قبیله شاملBlumerieae, Cystotheceae, Sawadaeae, Erysiphaeae, Phyllactinieae  طبقه بندی کردند.

مطالعات روی فیلوژنی مولکولی نشان داده است که قارچهای مولد سفیدكهای پودری یا  Erysiphales فاقد ارتباط نزدیکی با اعضای پیرنومیست­ها یا پلکتومیست­ها می­باشند  و به گروه موسوم به دیسکومیست­ها ارتباط نزدیکتری دارند (تاکاماتسو و همکاران 2004).

از اینرو هایبت و همکاران در سال 2007 این قارچ­ها را به عنوان یک راسته مستقل در کنار چند راسته از گروه دیسکومیست­ها در رده Leotiomycetes  (دیسکومیست­های بدون اوپرکول) قرار داده­اند.

اولین گزارش در ارتباط با سفیدک­های پودری ایران به رابنهوست (1871) بر می­گردد که در مقاله خود دو گونه سفیدک پودری از ایران نام برده است (نقل از خداپرست، 1386).

نوشته­های محدودی توسط قارچ­شناسان ایرانی در زمینه سفیدک­های سطحی منتشر شده است که از آن جمله می توان به مقاله های اسفندیاری (1348)، محمدی دوستدار (1348)، تاجیک قنبری (1375)، تاجیک قنبری و همکاران (1375)،   ارشاد (1350 و 1374)،  شریف بنی ونکویی (1375)، نیکنام وگویا (1375)، توانایی و خداپرست (1383)، عباسی و همکاران (1383)، خداپرست و همکاران (1379 و 1384) اشاره کرد. به استثنای مطالعه فلور سفیدک­های پودری پارک ملی گلستان(تاجیک قنبری، 1374) و استان گیلان (خداپرست، 1381) این گروه از قارچها هرگز به صورت متمرکز در سطح کشور و یا مناطق خاصی جمع­آوری و مورد بررسی قرار نگرفته­اند.

همچنین با توجه به اینکه طی سالهای اخیر رده بندی و تاکسونومی سفیدک های سطحی  دستخوش تغییرات زیادی شده است ولی نمونه­های ایرانی با توجه به رده­بندی جدید کمتر بررسی و ارزیابی شده اند.

 

 


نظرات() 


برچسب ها: تاکسونومی سفیدک های سطحی ، فیلوژنی ، تاکسونومی ، سفیدک سطحی ،
پنجشنبه 25 آذر 1389

سفیدک سطحی گوجه فرنگی و بادمجان

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری سفیدک سطحی توسط گونه های مختلف خانواده erysiphaceae ایجاد می شود . در ایران قارچ leveillula solanacearum اولین بار در سال ۱۳۴۹ توسط ارشاد از منطقه قصر شیرین گزارش شده است . قارچ leveillula taurica علاوه بر بادمجان روی گوجه فرنگی و سیب زمینی خسارت وارد می کند .

FREE photo hosting by Shamiz Image Hosting

نشانه های بیماری

علائم بیماری مربوط به قارچ erysiphe polyphaga بدین صورت است که در روی برگ ها لکه های سفید کثیف که همان میسلیوم ها و اسپرهای قارچ هستند به وجود می آید . این لکه ها ابتدا کوچک و گرد بوده سپس زاویه دار می‌شود . در روی سطح زیری و روئی برگ گسترش می یابد و تمام برگ ، دمبرگ و ساقه را فرا می گیرد . برگ های پایین زودتر مورد بیماری قرار می گیرد برگ های سفیدک زده ممکن است زرد شده ،ممکن است بمیرند .

قارچ leveillula taurica که مرحله غیر جنسی آن oidiopsis taurica می باشد . در روی بادمجان علائم در سطح روئی برگ به صورت لکه های زرد کم رنگ در اندازه های مختلف ظاهر می شوند . در سطح زیرین برگ این لکه ها با یک پوشش سفید رنگ پوشیده می گردند. سرانجام این لکه ها به هم متصل و سپس برگها خم می شوند ، اما نمی‌افتند.

قارچ leveillula taurica با سایر سفیدک های سطحی متفاوت است زیرا رشته های این قارچ مستقیماً به داخل بافت نفوذ می کند . و حدود ۴ کنیدیوفر از یک روزنه خارج می شوند . در روی هر کدام از این کنیدیوفرها فقط یک کنیدی تولید می شود . بعد از مدتی که کلیستوتس ها حاوی آسکوسپور هستند که می توانند زمستان را بگذرانند . کنیدی های تولید شده در سطح زیرین برگها به وسیله باد گسترش می یابند .


نظرات() 


برچسب ها: سفیدک سطحی گوجه فرنگی و بادمجان ، سفیدک ، گوجه فرنگی ،
پنجشنبه 25 آذر 1389

بیماری سفیدک سطحی یونجه

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

عوامل بیماری سفیدک سطحی یونجه

 عوامل بیماری سفیدک سطحی یونجه تاکنون دو گونه Leveillula taurica و Erysiphe pisi معرفی شده است. دامنه میزبانی Leveillula  و  Erysiphe  اغلب شامل گیاهان علفی می باشد. در میزبانهایی که با بیش از یک عامل سفیدک سطحی آلوده می شوند ترکیب  Leveillula و Erysiphe از همه بیشتر دیده می شود .

 بیولوژی Erysiphe  pisi، علایم و نحوه ایجاد خسارت

این پاتوژن پارازیت اجباری گیاهان است و اولین بار توسط نورنبرگ در سال 1817 از روی میزبان  Vicia sativaگزارش شده است. تاکنون از روی 19 میزبان از تیره Fabaceae  نظیر: (Arachis, Astragalus, Baptisia, Delicho Dorycnium, Hymenocarpus, Lathyrus, Lens, Lepedez, Lotus, Lopinus, Medicago, Melilotus, Phaseolus, Pisum, Sophora, Thermopsis, Trifolium, Vicia ) گزارش شده است.

این گونه از نواحی سردسیر جهان نظیر ایسلند و آمریکای جنوبی نیز گزارش شده است و دامنه میزبانی آن اغلب محدود به گیاهان علفی می باشد.

اولین گزارش از این بیماری در ایران در سال 1326 توسط شریف در خرم آباد  صورت گرفته است و تاکنون از دماوند، اصفهان، سقز و زنجان گزارش شده است. در ایران گزارشات محدودی از پیدایش این قارچ روی یونجه وجود دارد و تاکنون از روی( Medicago, Melilotus, Trigonella, Vicia) گزارش شده است.

این بیماری در اوایل بهار ظاهر می­شود و باعث ایجاد پوشش پودری سفید رنگی در روی برگ­ها و ساقه گیاه میزبان می شود. این پوشش همان میسلیوم ها، کنیدیوفورها و کنیدیوم های قارچ می باشد که به صورت یک لایه بسیار نازک و لکه­ای هم سطح پشتی و هم سطح رویی برگ را می­پوشاند و به تدریج تمام سطح برگ و ساقه را پوشش می­دهد و باعث کلروز شدید برگها می­شود. شدت بیماری در آب و هوای خشک و خنک دیده می­شود. در اواخر فصل زراعی روی این پوشش سفید رنگ نقاط نارنجی رنگی تشکیل می­شود که به تدریج سیاه رنگ می­شوند این نقاط آسکوکارپ­های قارچ هستند که در داخل آنها آسکوسپور تولید می­شود و باعث بقا قارچ در زمستان می­شوند. آسکوکارپ با جذب رطوبت در اویل بهار پاره  شده آسکوسپورهای خارج شده به وسیله باد یا عوامل دیگر در روی میزبان قرار می گیرد و پس از استقرار در روی برگ در صورت وجود شرایط مساید جوی جوانه زده و آلودگیهای جدید به وجود می آورد. عامل پراکنش و انتشار بیماری در طول فصل زراعی کنیدیوم های قارچ می باشند. زمستانگذرانی در مناطق گرمسیر به صورت مسیلیوم و آسکوکارپ و در نواحی با آب و هوای سرد به صورت آسکوکارپ می باشداین پاتوژن در بسیاری از مناطق دنیا از جمله آمریکا یکی از مشکلات اساسی در تولید بذر یونجه به شمار میرود و سالانه خسارت زیادی را از نظر اقتصادی به این محصول زراعی وارد می کند و باعث کاهش کیفیت و مقدار محصول به میزان قابل توجهی می شود.

 مورفولوژی Erysiphe pisi

کنیدیوفور راست و مستقیم، اپرسوریوم پستانک مانند، سلول پایه کنیدیوفور انحنادار است. کنیدیوم­ها منفرد، بیضوی تا استوانه­ای می­باشند. جوانه زنی کنیدیو مها انتهایی است. کاسموتسیوم­ها پراکنده تا مجتمع در هر دو سطح برگ و گاهی در پوشش میسلیومی قارچ فرو رفته­اند

 

پراکندگی  Erysiphe  pisi

بسیاری از اعضای خانواده Erysiphaceae دارای دامنه وسیعی از الگوهای پراکندگی می­باشند و عامل اصلی پراکندگی آنها کنیدیوم ها وآسکوسپورهای آنها می باشند که به وسیله عوامل زنده و غیر زنده جابجا می شوند. برخی از آنها پراکندگی     بسیار بالایی داشته و در همه جهان گسترش دارند ولی برخی فقط مختص یک ناحیه و آب و هوای مخصوص هستند.

این گونه تاکنون از ساحل بالتیک، اوکراین، ارمنستان، آسیای مرکزی، تاجیکستان، قرقیزستان، ایالات متحده آمریکا، ایران و بسیاری دیگر از کشورهای جهان از روی یونجه گزارش شده است.

 بیولوژی Leveillula taurica ، علایم و نحوه ایجاد خسارت

این قارچ متعلق به خانواده Erysiphaceae، راسته Erysiphales و رده Ascomycetes  می باشد. این گونه مهم ترین و شایع­ترین گونه بیماریزا روی یونجه به شمار می­آید و در شرایط آب و هوایی گرم و خشک زیاد دیده می­شود. تاکنون از روی 57 تیره گیاهی گزارش شده است و در ایران از روی 147 میزبان گزارش شده است (خداپرست و عباسی 2000). ژاکوفسکی1 در سال 1927 فرم اختصاصی L. taurica روی یونجه را معرفی کرده است.

علایم این بیماری به طور معمول در اوایل تابستان ظاهر می­شود و مسیلیوم به صورت یک لایه نمدی مانند و پرپشت یکنواخت هر دو سطح پشتی و رویی برگ (بیشتر سطح پشتی) و تمام طول ساقه را می­پوشاند. این قارچ پارازیت داخلی می باشد و مسیلیوم این قارچ زیراپیدرمی بوده و در فواصل بین سلولی پیشروی کرده و به صورت اندوفیتی رشد می کند و این

میسلیوم­ها بیشتر نقش تثبیت قارچ را بر عهده دارند. کنیدیوفورها از طریق روزنه گیاه خارج می­شوند و تولید کنیدیوم­ها را می­کنند. این کنیدیوم­ها عامل انتشار این بیماری هستند. در اواخر فصل زراعی نقاط سیاه رنگی در روی مسیلیوم تشکیل می شود که همان آسکوکارپ قارچ است و باعث بقا قارچ در زمستان می شود

 .

 


نظرات() 


برچسب ها: یونجه ، سفیدک سطحی ، بیماری ،
چهارشنبه 17 آذر 1389

کنترل بیماریهای سفیدک های پودری

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

کنترل بیماریهای سفیدک های پودری


استراتژی های مختلفی برای کنترل سفیدک‌های پودری در محصولات مختلف مورد استفاده قرار می گیرند. کنترل شیمیایی و اصلاح برای مقاومت مهمترین روش‌های تجاری مورد استفاده‌اند.


1- اصلاح برای مقاومت: گندم و جو از جمله اولین گیاهانی هستند که برنامه های اصلاح مقاومت از یک قرن پیش در مورد آنها اجرا شده است و این بعد از کار برجسته بیفن(Biffen,1905  ) بر روی مقاومت ژنتیکی گندم به زنگ زرد گندم (Puccinia striiformis) بود. تلاش های اولیه برای اصلاح مقاومت بر علیه B. graminis و دیگر پاتوژن های بیوتروف گیاهی از مقاومت ژن اصلی (عمودی) بر اساس معرفی تک ژنهای مقاومت به درون ارقام مورد نظر استفاده نموده اند. تعداد زیادی از چنین ژنهای اصلی مقاومت که ارقام غلات اهلی و باریک برگهای وحشی خویشاوند گندم و جو منشأ گرفته اند، امروزه برای اهداف اصلاحی در دسترس می باشند. اصلاح برای مقاومت عمودی در تعداد زیادی از دیگر گیاهان حساس به بیماریهای سفیدک پودری از جمله خربزه و خیار (Podosphaera xanthii و Golovinomyces cichoracearum)، شبدر (Erysiphe trifolii)، رازک (Sphaerotheca maculais) استفاده شده است. اصلاح برای مقاومت در گیاهان چند ساله کند رشد مانند سیب یا مو مشخصاً مشکلتر است.


 مقاومت عمودی اصولاً بر اساس مکانیسم های شناسایی که در بردارنده واکنش فوق حساسیت است روی می‌دهد. خطر ذاتی مقاومت ژن اصلی این است که بیمارگر می تواند با جهش در آلل غیرویرولنس متناظر به ژن ویرولنس بر مقاومت غلبه نماید. این حالت به فراوانی دیده شده است مثلاً در B. graminis امکان دارد که چندین ژن مقاومت را در یک واریته گیاهی در کنار هم قرار داد و به این حالت هرمی سازی ژن ها (gene pyramiding) می گویند. البته هنوز خطر ایجاد ابر نژادهای مقاوم ( Super race) B. graminis و دیگر سفیدکهای پودری وجود دارد. یک نوع جالب مقاومت در جو به واسطه ژنهای mlo مشخص می شود که تشکیل پاپیلای بسیار ضخیم را سبب می شود که آلودگی به تمام نژادهای B. graminis. f.sp. hordei را محدود می‌کند. این مقاومت غیر عادی است زیرا که مقاومت در سطح وسیع بوده و باعث کنترل کامل می شود و در مورد مقاومت های تک ژنی حالت استثناء دارد چرا که در ارقام جو حدود بیست سال پیش پایدار باقی مانده است. بطور معمول تر مقاومت در سطح وسیع بر اساس اثرات مشترک چندین ژن جزئی بوده و خود مقاومت جزئی است یعنی آن باعث به تأخیر انداختن آلودگی و اسپورزایی پاتوژن می شود اما باعث بازداری از بیماری نمی شوداین مقاومت، مقاومت افقی نامیده شده است چون نژادهای مختلف پاتوژن را به طور محدودی کنترل می کند، بر خلاف مقاومت عمودی که توسط ژنهای مقاومت اصلی عمل می کند که در آن تک نژادها به طور کامل کنترل می شوند ولی بقیه کنترل نمی شوند. اگر چه اساس مولکولی بسیاری از ژنهای مقاومت هنوز مشخص نشده است قابل توجه این است که برخی از ژنهای مسئول در مقاومت افقی در گیاهان بالغ مؤثرترند. این پدیده مقاومت، مقاومت گیاه بالغ نامیده می شود. بنابراین می توان احتمال داد که تولیدات ژنهای مقاومت افقی ممکن است در این عمل مسئول باشند مانند تولید کوتیکول ضخیم تر، دیواره سلولی یا پاپیل ضخیم‌تر. اصلاح مقاومت بطور مطمئن یکی از روش های کلیدی برای کنترل سفیدک های سطحی خواهد بود و احتمالاً ژنهای اصلی و فرعی با هم همراه شده تا ارقام با مقاومت پایدار تر و موثرتر در برابر سفیدک های پودری تولید شود. مهندسی ژنتیک ممکن است اصلاح گران را قادر به تولید ارقامی نماید که ژن‌های PR ( فوق حساسیت) آنها بیان فوق العاده‌ای داشته باشند.


کنترل شیمیایی: قدیمی ترین مانع در برابر سفیدک های پودری گوگرد عنصری پودر شده بود که توسط هومر در 1000 سال قبل از میلاد ذکر شده است و در قرن 19 مجدداً استفاده و با آهک برای افزودن کارایی مخلوط گردید. مخلوط های لایم سولفور صنعت انگور فرانسویان را در اواسط قرن 19 زمانی که U. necator در اروپا ظاهر شد، نجات داد. درست همانند حالتی که مخلوط بوردو (سولفات مس + آهک) نقش مهمی در حفاظت انگورها در برابرPlasmopara viticola  ایفا نمود. در اوایل قرن 20 تلاشها در جهت کنترل سفیدک پودری غلات به سمت اصلاح برای مقاومت تغییر یافت. دی تیوکاربامات در سال 1934 آزاد شد و مانند گوگرد فعالیت کاملاً محافظت کننده داشت.


اولین قارچکش سیستمیک بر علیه سفیدک های سطحی بنومیل (از گروه بنزیمیدازول ها) بود که در داخل گیاه به مولکول کاربندازیم تغییر می یابد.


کاربندازیم به پروتئین توبولین متصل شده و از مونتاژ آنها به صورت میکروتوبول ها جلوگیری می کند بویژه با دوک هسته ای در طی تقسیم میوز. مقاومت بر علیه بنومیل در قارچهای بیماریزای گیاهی متداول بوده و معمولاً به دلیل جهش در ژن بتاتوبولین در محلی است که کاربندازیم متصل می شود و باعث کم شدن اتصال می گردد.


دو گروه مهم از قارچکشهای سیستمیک که بر علیه بیماریهای سفیدک پودری آزاد شده اند، ترکیبات مورفولین و 2- آمینو پیریمیدین‌ها بودند که در دهه 1960 آزاد شدند. هر دو کم و بیش بر علیه سفیدک‌های پودری انحصاری هستند.


مورفولین‌ها (تریدمورف) اولین بازدارنده بیو سنتز استرول است که از دو آنزیم تغییر دهنده استرول در قارچها بازداری می‌کند در حالی که در گیاهان بیوسنتز استرول ها تغییر نمی‌یابد. قارچکش جدید فن پروپیمورف که از تریدمورف گرفته شده و نحوه اثر مشابهی دارد اما بر علیه قارچهای دیگر هم استفاده می شود. بر خلاف آن، 2- آمینوپیریمیدین ها از الحاق آدنین به نوکلئیک اسیدها بازداری می‌کند و بنابراین سنتز DNA مختل می‌شود. اثرات آن زود دیده می‌شود و معمولاً در مرحله تشکیل اولین مکینه است.


تریازول‌ها که قبلاً به عنوان دارو در تیمار آلودگی‌های Candida استفاده می‌شدند بدلیل عمل انتخابی آنها در بیوسنتز آسترول به طور گسترده‌ای در کشاورزی استفاده شده‌اند. تفاوت زیادی در ساختمان آنها وجود دارد اما همگی به نظر می‌رسد که به عنوان بازدارنده‌های سیتوکروم P450 مسئول در غیر متیله شدن استرول‌ها در موقعیت کربن14C  می‌باشند. این ترکیبات در مجموع DMI (بازدارنده های غیرمتیله شدن) نامیده شده‌اند. موجودات هدف در تولید یک غشاء غیر فعال ناتوان هستند. تریازول‌ها در برابر تعداد زیادی پاتوژن‌های قارچی موثر بوده و قارچکشهای سیستمیک با اثرات مداوا کنندگی هستند. یکی از مهمترین مثالها بر علیه سفیدکهای پودری و دیگر پاتوژنهای بیوتروف بیماریزای گیاهی تری‌آدیمفون است که در گیاهان و قارچها احیا شده و به فرم فعال الکل تبدیل می‌شوند. البته مقاومت در چند مورد گزارش شده است و مکانیسم‌های مختلف مقاومت ذکر شده‌اند از جمله جلوگیری یا کاهش جذب قارچکش‌ها، تغییر ترکیب غشاء لایه لیپیدی یا کاهش مقدار استرول و یا جهش در محل اتصال قارچکش روی آنزیم سیتوکروم P-450.


یکی از گروههای مهم و جدیداً معرفی شده قارچکش‌ها، استروبیلورین‌ها هستند که بر اساس استروبیلورین A یک فراورده طبیعی از بازیدیومیست Strobilorus tenacellus است و یکی از مواد ضد قارچی قوی و انتخابی است. این منجر به تولید Kresoxim – methyle گردید. اولین قارچکش تجاری تیپ استروبیلورین و نحوه اثر آن بر اساس بازداری از کمپلکس ? زنجیر تنفس میتوکندریایی است. مقاومت Strobilorus tenacellus در برابر فرآورده خودش بر اساس موتاسیون سه آمینواسید در پلی پتپید هدف است و مقاومت براساس همان مکانیسم ها در چندین پاتوژن بیماریزای قارچی گیاهی دیده شده است. به این دلیل استروبیلورین‌ها در حال حاظر برای کنترل سفیدک های پودری روی غلات و کدوئیان / خربزه پیشنهاد نمی‌گردند.


ترکیب تازه آزاد شده با فعالیت اختصاصی بر علیه سفیدک پودری کوئینوکسی فن quinoxyfen است. نحوه عمل آن جالب بوده زیرا که این ترکیب به طور انتخابی از رویدادهای مورفوژنتیک (morphogenetic) مرتبط با آلودگی از قبیل جوانه زنی یا تشکیل اپرسوریم بازداری می‌کند اما روی رشد رویشی تأثیر ندارد و برای قارچهای دیگر سمی نیست. کوئینوکسی فن سیستمیک نبوده ولی در مرحله بخار پخش شده و به مواد مومی در سطح اپیدرم متصل می شود، بنابراین بطور ایده‌ال برای فعالیت در برابر جوانه زنی کنیدیومهای سفیدک‌های پودری عمل می‌کند. ترکیبات غیر قارچکش با چنین نحوه تأثیر اختصاصی بالا اثرات جانبی کمتری بر علیه موجودات غیر هدف مانند ساپروفیت‌ها و یا میکوریزها دارند و احتمالاً در آینده مهم خواهند بود.


فعال کننده‌های مقاومت اکتسابی سیستمیک (SAR) بویژه اسید سالیسیلیک و مشتقات بنزوتیادیازول اسید سالیسیلیک (Banzothiadiazole) ممکن است ارزش خود را در بازداری از آلودگی به سفیدک پودری و بسیاری از بیماریهای دیگر نشان دهند اگر چه آنها موجب مداوای آلودگی های قبلی نخواهند شد. چون فعال کننده‌های SAR بیان تعدادی از پروتئین‌های مرتبط با دفاع و دیگر مکانیسم‌های موجود در گیاهان را تحریک می‌کنند. بعید به نظر می‌رسد که سفیدک‌های پودری در مقابل آنها مقاومت نشان دهند.


- کنترل بیولوژیکی: محل آشکار سفیدکها در سطح برگها باعث حساس بودن بالقوه سفیدک‌های پودری به پارازیتیسم توسط قارچهای فیلوپلین (Phylloplane) میگردد. شاید بهترین و شناخته شده‌ترین آنها Ampelomyces quisqualis باشد که کیندیومها را در داخل پیکیندیومهای مرتبط با ریسه‌ها، کیندیومها و با فراوانی کمتر در کاسموتسیومهای سفیدک پودری تولید می‌کند. تلاش‌ها در جهت توسعه آن بعنوان عامل بیوکنترل انجام شده اما موفقیت‌های کمی داشته است بدلیل اینکه سفیدک‌های پودری در رطوبت‌هایی کمتر از رطوبت مورد نیاز A. q. رشد می‌کنند. یک صفت جالب عامل بیوکنترل این است که می تواند در برابر تعدادی از قارچکشهای مورد استفاده برای کنترل سفیدک های پودری متحمل باشد و بنابراین کنترل تلفیقی آن اصولاً ممکن است. البته کنترل بیولوژیکی سفیدک های پودری مانند بسیاری از پاتوژن های هوازاد دیگر محدود به گلخانه است چون محیط را می‌توان تا حدودی کنترل نمود. در مورد سفیدک‌های پودری، به نظر می‌رسد که رطوبت نه تنها در تعامل با A. quisqualis بلکه در مورد دیگر قارچهای بالقوه کنترل مانند Verticillium lecanii یا مخمر های بازیدیومیست مثل Tilletopsis و Pseudozyma است. در هر سه مورد اخیر، کنترل سفیدک های پودری از طریق تولید مواد فعال بیولوژیکی است تا پارازیتیسم مستقیم. مشتقات اسیدهای چرب به نظر می‌رسند که ترکیبات فعال اصلی باشند و اینها ممکن است با الحاق خود به غشاء پلاسمایی سفیدک‌های پودری عمل کرده و تندرستی ساختمان غشاء را تخریب نمایند و خاصیت ضد سفیدک پودری برای شیر گاو توسط (Beltitol, 1999) توصیف شده می‌تواند براساس اسیدهای چرب غیر اشباع باشد.


نظرات() 


برچسب ها: سفیدک ، سطحی ، کنترل ،
چهارشنبه 17 آذر 1389

بیماری سفیدک سطحی چغندر

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

مقدمه

این بیماری به برگهای چغندرقند Beta Vulgarist حمله می‌کند و در نتیجه وزن ریشه و میزان قند در ریشه گیاه بیمار پایین می‌آید. این بیماری در اروپا و آمریکا در درجه دوم یا سوم اهمیت قرار گرفته است، ولی در ایران به علت مساعد بودن شرایط رشد برای این قارچ ، خسارت آن خیلی زیاد و جزء بیماریهای درجه اول چغندر قند می‌باشد. این بیماری در تمام مناطقی که کشت و کار چغندرقند انجام می‌گیرد دیده می‌شود، شدت و ضعف بیماری نسبت به تغییرات درجه حرارت ، رطوبت منطقه فرق می‌کند.




 

عامل بیماری img/daneshnameh_up/9/98/erysiphe-polygoni1.JPG

عامل بیماری سفیدک چغندر قارچی از رده Ascomycetes و از راسته Erysiphales و خانواده Erysiphaceae است. طبق مطالعات و بررسیهایی که انجام گرفته عامل بیماری سفیدک سطحی چغندر قند در ایران Erysiphe polygoni DC است که Blumer آن را Synonyme با Erysiphe betae (Vanha) Weltzien می‌داند.

بیولوژی قارچ

کنیدی‌ها توسط باد و باران بر روی برگ بوته‌های جوان می‌افتد در صورت مساعد بودن شرایط پس از 3 تا 5 ساعت کنیدی تندش می‌یابد و رشته‌ای به نام Tube germinatif از آن خارج می‌شود که از راه روزنه‌های برگی یا به طریقه مکانیکی دارد نسج میزبان می‌شود. در این حال اندام رویش قارچ که شامل رشته‌های میسلیوم است در سطح میزبان ظاهر گشته و بطور پراکنده سطح برگ را می‌پوشاند، بر روی همین رشته‌های میسلیوم کنیدیوفورها و کنیدی‌های زنجیره‌ای شکل ظاهر می‌گردند. در صورت وجود شرایط مناسب بیماری تمام مزرعه را فرا می‌گیرد.

این قارچ در حرارت زیاد نمی‌تواند فعالیت داشته باشد، چنانکه در مرداد ماه پیشروی این قارچ کم بوده و در شهریور ماه که رطوبت نسبی بالا و درجه حرارت کم می‌شود از نو فعالیت می‌کند از اواسط همین ماه است که نقاط قهوه‌ای مایل به سیاه که همان پرتیس‌ها یا فرم جنسی قارچ می‌باشند ظاهر می‌گردند. به ظاهر این پرتیس‌ها عامل انتقال بیماری از سالی به سال دیگر می‌باشند. این بیماری روی میزبان‌های متعددی از خانواده‌های Leguminoseae , chenopodiaceae و گیاهان علوفه‌ای دیگر فعالیت می‌کند، روی هم رفته قارچی پلی‌فاژ می‌باشد.



img/daneshnameh_up/c/c0/erysiphe-polygoni2.JPG

علایم بیماری

از اواخر خرداد اولین علایم بیماری در سطح زیرین برگها و بعد در سطح فوقانی ظاهر می‌شود. این علائم عبارت است از ظهور پوشش سفید گردمانندی در سطح زیر برگ که در اثر زیاد شدن رطوبت هوا قارچ به سرعت رشد کرده و ازدیاد می‌یابد و سطح فوقاتی برگها و ساقه‌ها و تکمه‌های گل را می‌پوشاند، به تدریج که بیماری پیشروی می‌کند پوشش سفید گرد مانند کمی تغییر رنگ یافته و متمایل به رنگ قهوه‌ای می‌گردد.

در اثر حمله این قارچ برگها تقریبا شادابی خود را از دست داده و برگهای جوان کمی چروک‌دار و برگهای مسن‌تر به طرف پایین بوته کمی خم شده و زرد رنگ می‌شوند. معمولا بهترین درجه حرارت برای رشد قارچ 20 - 18 درجه سانتیگراد می باشد، در خرداد ماه به علت بالا رفتن درجه حرارت از شدت حمله پیشروی بیماری کاسته می‌شود، آخر فصل (از اویل شهریور ماه) به علت بالا رفتن رطوبت نسبی و مساعد شدن درجه حرارت بیماری شدت می‌یابد. تمام سطح مزرعه بطور یکنواخت مورد حمله بیماری قرار نمی‌گیرد، اگر خوب دقت شود در بعضی از خطوط شدت حمله بیماری زیاد و در برخی دیگر بوته‌های آلوده کمتر است.

ظهور قارچ را در اوایل ابتلا در سطح زیر برگها می‌توان اینطور توجیه کرد که قارچ در اوایل حمله خود نسبت به نور زیاد کمی حساس بوده و همچنین احتیاج آن به رطوبت و سایه بیشتر است. پوشش سفید سطح برگ در حقیقت اندامهای بیرونی قارچ می‌باشد که شامل رشته‌های میسیلیوم و اندامهای تولید مثل غیرجنسی و نقاط سیاه رنگ که در آخر فصل ظاهر می‌شوند اندامهای جنسی قارچ است.

خسارت بیماری

در اثر حمله بیمار سطح زیرین و فوقانی برگ از پوشش سفید گردمانندی پوشیده می‌شود. این پوشش به منزله قشر یا صفحه‌ای است که بین سطح برگ و محیط خارج قرار می‌گیرد و مانع رسیدن نور خورشید بطور کامل به سطح برگ می‌گردد. در این حال برگها به خوبی عمل فتوسنتز را انجام نداده و از قسمت بیرونی شروع به زرد شدن کرده و بعدا خشک می‌شوند.

گیاه برای ادامه حیات و رشد تکمیلی و ایجاد تعادل بین دو بخش بیرونی و درونی مجبور است برگهای جدیدی را تولید کند که خود این عمل موجب کم‌شدن رشد و تقلیل وزن ریشه‌ها می‌شود. طبیعی است که این نوع ریشه‌ها دارای قند کمتری خواهند بود. رشته‌های میسیلیوم برای تغذیه و ادامه زندگی اندامهایی به نام مکه به داخل سلولهای اپیدرم میزبان می‌فرستند و مواد غذایی مورد نیاز خود را بدست می‌آورند. همین عمل موجب تخریب و ظهور اختلالاتی در فعالیت سلولهای مزبور می‌شود.

مبارزه

بیماری سفیدک چغندر در اغلب نقاط دنیا که چغندرقند کشت و کار می‌شود از نظر اقتصادی اهمیت قابل ملاحظه‌ای نداشته و خسارت حاصله از حمله بیماری بسیار ناچیز و قابل اغماض می‌باشد، ولی در ایران به علت مساعد بودن شرایط محیطی و وجود میزبانهای متعدد توسعه یافته ، زیرا قارچ زمستان را در روی علفهای هرز مجاور در مزارع می‌گذراند و در اواخر بهار موجب آلودگی مزارع چغندرقند می‌شود برای مبارزه با این بیماری روشهای زیر قابل توصیه می‌باشند.

مبارزه زراعی

  • تمیز کردن و پاک نگاهداشتن مزارع چغندرقند از علفهای هرز
  • تمیز کردن اطراف مزارع چغندرقند از علفهای هرز
  • پس از برداشت محصول مزرعه را از بقایای چغندر قند پاک کرد.
  • بذری که برای کاشت چغندرقند استفاده می‌شود باید حتی‌الامکان عاری از بذور علفهای هرز باشد
  • تهیه ارقام مقاوم به سفیدک

مبارزه شیمیایی

در مورد مبارزه شیمیایی با این بیماری آزمایشهای متعددی در اطراف کرج انجام گرفته و زمان مبارزه با این بیماری به محض ظهور پوشش سفید گردمانندی در روی برگها می‌باشد و سمومی را که می‌توان توصیه کرد عبارتند از:


  • گل گوگرد به میزان 20-25 گیلوگرم در هکتار گردپاشی شود.
  • کاراتان 1 گرم در لیتر و معمولا 600 تا 800 لیتر در هکتار کافی به نظر می‌رسد.
  • سولفورن به نسبت 1 کیلوگرم در 100 - 75 لیتر آب مصرف می‌شود.

نظرات() 


برچسب ها: بیماری سفیدک سطحی چغندر ،
چهارشنبه 17 آذر 1389

سفیدک سطحی

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری سفیدک سطحی توسط گونه های مختلف خانواده erysiphaceae ایجاد می شود . در ایران قارچ leveillula solanacearum اولین بار در سال ۱۳۴۹ توسط ارشاد از منطقه قصر شیرین گزارش شده است . قارچ leveillula taurica علاوه بر بادمجان روی گوجه فرنگی و سیب زمینی خسارت وارد می کند .

FREE photo hosting by Shamiz Image Hosting

نشانه های بیماری

علائم بیماری مربوط به قارچ erysiphe polyphaga بدین صورت است که در روی برگ ها لکه های سفید کثیف که همان میسلیوم ها و اسپرهای قارچ هستند به وجود می آید . این لکه ها ابتدا کوچک و گرد بوده سپس زاویه دار می‌شود . در روی سطح زیری و روئی برگ گسترش می یابد و تمام برگ ، دمبرگ و ساقه را فرا می گیرد . برگ های پایین زودتر مورد بیماری قرار می گیرد برگ های سفیدک زده ممکن است زرد شده ،ممکن است بمیرند .

قارچ leveillula taurica که مرحله غیر جنسی آن oidiopsis taurica می باشد . در روی بادمجان علائم در سطح روئی برگ به صورت لکه های زرد کم رنگ در اندازه های مختلف ظاهر می شوند . در سطح زیرین برگ این لکه ها با یک پوشش سفید رنگ پوشیده می گردند. سرانجام این لکه ها به هم متصل و سپس برگها خم می شوند ، اما نمی‌افتند.

قارچ leveillula taurica با سایر سفیدک های سطحی متفاوت است زیرا رشته های این قارچ مستقیماً به داخل بافت نفوذ می کند . و حدود ۴ کنیدیوفر از یک روزنه خارج می شوند . در روی هر کدام از این کنیدیوفرها فقط یک کنیدی تولید می شود . بعد از مدتی که کلیستوتس ها حاوی آسکوسپور هستند که می توانند زمستان را بگذرانند . کنیدی های تولید شده در سطح زیرین برگها به وسیله باد گسترش می یابند .


نظرات() 


برچسب ها: leveillula taurica ، سفیدک سطحی ،
چهارشنبه 17 آذر 1389

آنترکتوز سبزی - جالیز

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماریهای گیاهان جالیزی
آنترکتوز سبزی - جالیز

عامل بیماری : در کدوئیان colletotrichun oligochaetum = c.lagenarium

درگوجه فرنگی gloesporium lycopersici

در فلفل g.piperatum

علایم بیماری : برروی تمام گیاهان خانوادة کدوئیان از قبیل خیار، هندوانه، کدو، خربزه فعالیت داشته و آنها را از مرحلة گیاهچه تا زمانی که گیاه به میوه می نشیند مورد حمله قرار می دهد. درمرحلة گیاهچه برروی ساقه زخمهای قهوه ای رنگ مایل به سیاه به وجود می آیند که به سرعت شکاف برداشته و باعث مرگ گیاهچه می شوند.

علایم برگی به صورت لکه های گردی است که در ابتدا سبز روشن و رنگ پریده با ظاهری روغنی بوده و بتدریج در وسط رنگ قرمز وسپس قهوه ای به خود می گیرند. برگهای آلوده خشک و شکننده شده و اگرمقدار لکه ها زیاد باشد سطح پهنک برگ کاملاً پومرده می شود. برروی ساقة گیاه رشد یافته نیز بریدگیهای عمیقی دیده می شود. برروی میوه به خصوص درمناطق مجاور رطوبت لکه های سطحی به رنگ مایل به سبز ظاهر می شوند که بتدریج به عمق گوشت میوه نیز نفوذ می کنند و در نهایت درصورت وجود رطوبت میوه پوسیدگی نرم و درغیراینصورت خشک پیدا می کند.

در میوة گوجه فرنگی لکه های دایره مانند کمی فرورفته به رنگ تیره و در اطراف بافتهای سالم به صورت جدا یادرهم قابل مشاهده است.

درفلفل این لکه ها برروی ساقه، برگ ومیوه به صورت گرد به قطر cm 2-1 و در ابتدا به رنگ زرد و سپس قهوه ای قابل مشاهده می باشند که باعث پوسیدگی در میوة رسیده می شوند.

• زیست شناسی : این قارچ دربقایای گیاهان آلوده، خک و بذرهای آلوده حاصل از گیاه بیمار زمستانگذرانی
می کند. پیشرفت این بیماری در رطوبت بالا و دمای مناسبcº 24 شدت می یابد.

• پیشگیری : 1- ضدعفونی بذر 2- استفاده ازارقام مقاوم 3- آیش زمین

• کنترل : استفاده از دکوئیل 2787 به میزان gr 150 در 1000 لیترآب با مشاهده اولین علایم بیماری با رعایت دورة کارنس 7 روز.

خیساندن بذر در محلول 5/0 درهزار بونیل به مدت یک دقیقه.


نظرات() 


برچسب ها: بیماری جالیز ، بیماری ،
چهارشنبه 17 آذر 1389

بیماری دیپلودیای ذرت

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

مقدمه

بیماری دیپلودیای ذرت گسترش جهانی داشته و از شایع‌ترین بیماریهای پوسیدگی خوشه ذرت در ایالات متحده است. بعد از کاکل رفتن خوشه‌ها در دوره رسیدن آنها ، اگر هوای سرد و مرطوب حکم‌فرما باشد بیماری بیشترین خسارت را خواهد زد. بیماری دیپلودیا ابتدا به عنوان یک بیماری پوسیدگی خوشه توصیف شده است.


img/daneshnameh_up/6/6f/diplodia4.JPG



ولی مطالعات بعدی نشان داد، در مواقعی که شرایط آب و هوایی برای توسعه بیماری مناسب باشد عامل بیماری می‌تواند پوسیدگی ساقه و سوختگی گیاهچه را نیز ایجاد نماید. این بیماری اغلب جزئی از یک مجموعه است که قارچهای دیگر مخصوص گونه‌های جنس Gibberellaنیز در آن دخالت دارند. خسارت ناشی از پوسیدگی ساقه و خوشه در ایالت ایلی‌نوئیس در سال حدود 8.6 درصد محصول می‌باشد که متجاوز از 70 میلیون دلار تخمین زده شده است.

علائم بیماری

پوسیدگی ساقه

آلودگی ساقه قبل از مرحله خمیری شدن دانه‌های خوشه بندرت دیده می‌شود. هنگامی که آلودگی قبل از رشد کامل گیاه صورت گیرد، برگها بطور ناگهانی سبز مایل به خاکستری شده و قسمتهای پایین ساقه از رنگ سبز به رنگ خرمایی یا متمایل به قهوه‌ای درآمده و مغز ساقه نیز نرم می‌شود. اگر ساقه‌های مریض را از وسط دو نیم کرده و باز نمائیم، قسمت مغز را متلاشی شده و تغییر رنگ یافته خواهیم دید و تنها سیستم آوندهای هادی آب دست نخورده می‌مانند.

ساقه‌های آلوده نیز ضعیف گشته و در اثر باد و باران به آسانی شکسته می‌شوند. خوشه‌هایی که روی ساقه آلوده تشکیل می‌شوند، پوک و سبک هستند گاهی پیکنیدیوم‌های ریز سیاه رنگی که اندامهای باروری قارچ هستند در پاییز در زیر سطح اپیدرم در ناحیه میان‌گره‌های قسمت پایین ساقه تشکیل می‌شوند. پیکینیدیوم‌های ریز سیاه رنگی که اندامهای باروری قارچ هستند در پاییز در زیر سطح اپیدرم در ناحیه میان‌گره‌های قسمت پایین ساقه تشکیل می‌شوند.

پیکنیدیوم‌های کوزه‌ای شکل در بهار نیز روی ساقه‌های آلوده بوجود می‌آید. آلودگی اغلب از محل تماس ساقه با سطح خاک شروع شده و به داخل ریشه و ساقه منتشر می‌گردد. بعضی مواقع آلودگی در محل گره‌هایی که بین طوقه و خوشه قرار دارند بوجود می‌آید. با وجودی که قارچ تا فاصله‌ای در ساقه پیشروی می‌نماید، ولی تمام گیاه را مورد حمله قرار نمی‌دهد.



img/daneshnameh_up/b/ba/diplodia1.JPG

پوسیدگی خوشه

پوسیدگی ممکن است از آلودگی جزئی دانه‌ها تا پوسیدگی کامل خوشه و غلاف روی آن باشد. پوسیدگی بطور مشخص از قاعده خوشه شروع شده و به طرف بالا توسعه می‌یابد. در خوشه‌های پوسیده رشته‌های میسلیوم سفید تا قهوه‌ای مایل به خاکستری رنگ بین دانه‌ها رشد می‌نماید. رشته‌های میسلیوم ممکن است به داخل غلاف نفوذ نموده غلاف و خوشه را بهم بچسبانند. در اواخر فصل پیکنیدیوم‌هایی به رنگ قهوه‌ای تیره روی غلافها ، براکته‌های گل و پوست دانه‌های پوسیده بوجود می‌آید.

بسیاری از خوشه‌ها آلودگی قابل رویتی در موقع برداشت نشان نداده ولی بیماری ممکن است در انبار توسعه یابد. بذرهایی که آلودگی خفیفی دارند منبع آلودگی گیاهچه‌ها می‌باشند. بیشتر پوسیدگی‌های خوشه نتیجه آلودگیهای موضعی بوده و عملا توسط اسپورهایی است که بوسیله باد پراکنده شده و اغلب از طریق ساق خوشه ایجاد آلودگی می‌نمایند.

سوختگی گیاهچه

این مرحله بیماری ممکن است نتیجه آلوده بودن بذر ، یا بوسیله ماده مولد آلودگی در بقایای گیاهی بوجود آید. هنگامی که بذور آلوده کاشته شوند، رشته‌های میسلیوم قارچ به سرعت توسعه یافته و آنها را از بین می‌برد مخصوصا اگر این بذور در خاکهای سرد با حرارت 10 درجه سانتیگراد یا کمتر کاشته شوند. آلودگی گیاهچه‌ها ممکن است از ماده آلودگی تولید شده در خاک روی بقایای آلوده‌ای که از سال قبل در زمین مانده‌اند باشد. مرحله سوختگی گیاهچه سبب کم شدن تعداد بوته‌ها ، رشد نامساوی آنها و بوجود آمدن گیاهان ضعیفی می‌باشد که در مراحل بعد در اثر آلودگی‌های ریشه و ساقه ممکن است از بین بروند.



img/daneshnameh_up/8/8d/diplodia3.JPG

عامل بیماری

Diplodia maydis (Berk).sacco متعلق به رده قارچهای ناقص و راسته sphacropsidales است. گونه D.maydis تولید پیکنیدیوم‌های کوزه‌ای‌شکل یا نامنظمی روی ساقه یا سایر قسمتهای آلوده می‌نماید. پیکنیدیوم‌ها در زیر اپیدرم و مخصوصا در محل گره‌ها تشکیل شده و بعد از رسیدن ، انتهای آنها از زیر اپیدرم بیرون می‌زند. کنیدی‌ها دوسلولی ، منقسم یا کمی خمیده و تیز می‌باشند.

هنگامی که کنیدی‌ها می‌رسند، در مواقعی که هوا گرم و مرطوب است از دهانه پیکنیدیوم‌ها به خارج تراوش نموده که بوسیله باد به گیاهان سالم منتقل شده و آلودگی‌های ساقه و یا خوشه را بوجود می‌آورند. مرحله جنسی این قارچ شناخته نشده است. قارچ فقط برای مدت یکی دو سال می‌تواند در بقایای آلوده و خاک زنده بماند.

سیکل بیماری

عامل بیماری زمستان را در ساقه‌ها ، خاک و بذور آلوده می‌گذراند. سوختگی گیاهچه معمولا موقعی که بذر در خاکهای سرد کاشته می‌شود شدیدتر است. در فصول سرد و مرطوب آلودگی‌های ریشه و طوقه در هر مرحله از رشد گیاهان ممکن است صورت گیرد. بعد از گرده افشانی حساسیت بافتهای ساقه به آلودگی افزایش می‌یابد.

زمانی که گیاه میزبان به رشد کامل خود می‌رسد، آلودگی به سرعت پیشروی می‌نماید، مخصوصا اگر گیاه بر اثر عوامل گوناگون مثل نامساعد بودن وضع حاصلخیزی خاک ، خشکی و حمله حشرات یا بیماریها ضعیف شده باشد. مرحله پوسیدگی خوشه به ندرت قبل از خمیری شدن دانه‌ها صورت می‌گیرد. به نظر می‌رسد که آب و هوای مرطوب از موقع به کاکل رفتن خوشه تا 3 - 2 هفته بعد از آلودگی خوشه مناسب باشد، مخصوصا اگر در اوایل تابستان هوا نسبتا خشک باشد بطوری که اسپورهای قارچ قبل از تشکیل خوشه‌ها پراکنده نشوند.



img/daneshnameh_up/6/63/diplodia2.JPG

کنترل

برای کنترل موثر بیماری ، رعایت برخی از عملیاتهای زراعی لازم است.

بذور دورگه

استفاده از واریته‌های دیررس (110 تا 120 روزه) تا دورگه‌هایی که مدت کمتری بالغ می‌شوند. ارقام زودرس معمولا حساسیت بیشتری دارند.

حاصلخیزی خاک

در خاکهایی که مقدار ازت و پتاس آنها کمتر است وقوع بیماری بیشتر است تا خاکهایی که حاصلخیزی متعادلی دارند.

دورگه‌های مقاوم

برخی از ارقام حساسیت بیشتری به بیماری دیپلودیای ذرات داشته و در مواقعی که بیماری شیوع دارد از هیبریدهایی که از این ارقام بوجود می‌آیند نباید استفاده نمود.

تناوب و بهداشت زراعی

تناوب و از بین بردن بقایای آلوده گیاهی ، عامل بیماری را در خاک کاهش می‌دهد.

ضدعفونی بذر

محافظت بذور در مقابل سوختگی گیاهچه در بیماری دیپلودیا و سایر بیماریهای خاکی ضروری است. ضدعفونی بذور با ترکیبات شیمیایی در حال حاضر راه عملی و متداول در تهیه بذرهای هیبرید است.

بذر عاری از بیماری

با استفاده از بذر هیبرید در مناطق تحت کشت ذرت مساله آلودگی بذر کاهش می‌یابد. زارعینی که خود بذر تهیه می‌کنند باید مخصوصا متوجه بذور مزارع آلوده باشند

نظرات() 


برچسب ها: بیماری دیپلودیای ذرت ،
چهارشنبه 17 آذر 1389

بیماری لکه قهوه‌ای کاهو

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری لکه قهوه‌ای کاهو


ادامه مطلب

نظرات() 


برچسب ها: بیماری لکه قهوه‌ای کاهو ،
دوشنبه 15 آذر 1389

سفیدك پودری انگور

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری در مناطق مختلف ایران نامهای متفاوتی چون كفك (در رشت)، سیاه‌ بور (اصفهان)، سفیدك (شیراز)، شته (كاشان) دارد. طبق بعضی ازشواهد و مدارك، اصلِ بیماری ازسرزمین ژاپن است. اولین بار قارچ عامل در سال 1834از امریكای شمالی گزارش شده است ولی بیماری درامریكا از اهمیت چندانی برخوردار نبود. بیماری برای اولین بار درسال 1845 درناحیه بریتانیای كبیر در گلخانه‌های Margate توسط باغبان انگلیسی به نام Tucker مشاهده شده است. شدیدترین اپیدمیهای آن مربوط به كشورهای اروپایی به خصوص كشور فرانسه، اسپانیا وایتالیا است كه دربعضی ازسالها محصول تاكستانها را به كمتر از یك چهارم كاهش داده است. بیماری در ایران برای اولین بار درسالهای 51- 1250 در رضائیه مشاهده شده است. اكنون بیماری در تمام نقاط انگورخیز كشور دیده می‌شود.

عامل بیماری قارچ Uncinula necator است كه میسلیوم قارچ كاملاً سطحی است و مواد غذایی خود را بوسیله هاستوریم(مكه) تأمین می‌نماید؛ همچنین این مكه‌ها برای تثبیت قارچ درسطح نبات بكار می‌رود. زمستانگذرانی قارچ به صورت میسیلیوم درداخل جوانه‌هاست. البته در مناطق سرد زمستانگذرانی بصورت پریتسیوم نیز می‌باشد.

شدت بیماری موقعی كه جوانه‌ها متراكمند یا رطوبت بالاست و جاهای كه سایه‌دار است بیشتر است. در اثر حمله قارچ كیفیت و كمیت میوه كاهش یافته، همچنین باعث حساسیت درخت به سرما می‌شود. قارچ به میوه، برگ، خوشه، جوانه، پیچكها، دم میوه و شاخه‌های جوان حمله می‌كند. در اثر حمله پوششهای سفید و خاكستری روی اندامهای گیاه دیده می‌شود. در روی برگ لكه‌هایی محدود را ایجاد می‌كند كه در آخر فصل این لكه‌ها نكروزه می‌گردند. حمله قارچ به غوره‌ها به علت عدم تعادل فشار در قسمت داخلی و خارجی باعث تركیدن میوه می‌گردد وپیش از آنكه غوره‌ها به نصف اندازه حقیقی برسند می‌ریزند. میوه‌های رسیده مورد حمله قارچ قرار نمی‌گیرند. خوشه‌های سفیدك زده كمی سیاه و سبك هستند. اگر بیماری هنگام گل و قبل از آن شدید شود گلها می ریزند و دانه تشكیل نمی‌شود. حبه‌ها كوچك مانده و رشد نمی‌كنند و آبدار نمی‌شوند غالباً حبه‌ها ترك خورده و می پوسند. سفیدك مو درشرایط خشك بدون ترك خوردن باعث زودرسی انگور می‌شود. درهوای مرطوب شكافها روی انگور یا غوره زود پیدا می‌شود.





كنترل:

1- گوگرد میكرونیزه ---------- kg90- 60 در هكتار

مبارزه با گوگرد در 3 نوبت انجام می‌شود. نوبت اول در 7- 6 برگی جوانه‌ها به میزان 15-10 كیلوگرم. نوبت دوم بعد از ریختن گلبرگها و بسته شدن دانه به میزان 30-20 كیلوگرم و نوبت سوم 20-15 روز بعد به میزان 40-30 كیلو، در صورت انبوهی تاكستان تا 60 كیلوگرم قابل افزایش است.

2- سولفور(الوزان- كوزان) wp80-90 % و 4-3 درهزار

3- دینوكاپ(كاراتان) FN-57 wp 18.25 % و 1 درهزار

4- پنكونازول(توپاز) EW 20 % و 0.125 درهزار

5- هگزاكونازول(انویل) SC 5 % و0.25 درهزار

6- نوآریمول(تریمیدال) EC 9 % 2/0 درهزار

توصیه‌ها: دینوكاپ در نوبت اول كه هوا خنكتر است مصرف شود و سولفور در نوبتهای بعدی كه هوا گرمتر است. هرس سبز درختان مو و از بین بردن علفهای هرز ، جهت كاهش رطوبت و تهویه باغ در كاهش بیماری موثر است.


نظرات() 


برچسب ها: سفیدك پودری انگور ،
دوشنبه 15 آذر 1389

سفیدك پودری هلو و شلیل Peach powdery mildew

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

 

بیماری سفیدك سطحی یا سفیدك پودری هلو اولین بار در ایران دراطراف تهران درسال 1326 توسط اسفندیاری گزارش شده است. معمولا درهرجا كه هلو كشت می‌شود بیماری نیز دیده می‌شود. علاوه بر هلو به شلیل نیز حمله می‌كند. عامل بیماری قارچ Sphaerotheca pannosa var. Persica است. علت نامگذاری آن به پانوزا بواسطه تولید حالت نمدی است. قارچ انگل اجباری است و نمی توان آن را روی محیط كشت پرورش داد. این قارچ زمستان را به دو صورت ریسه درجوانه و بصورت كلیستوتیسیم می‌گذراند.



نشانه‌های بیماری روی برگ در ابتدا بصورت ایجاد لكه‌های سبز كمرنگ و یا مایل به قهوه‌ای ودرنهایت تشكیل بافت نمدی است. برگهای پیر بندرت مورد حمله قارچ قرار می‌گیرند و مقاومند. خسارت بیماری در حالتی كه به میوه حمله می‌كند فوق‌الاده زیاد است زیرا ارزش و بازار پسندی میوه بطور محسوس تقلیل می‌یابد. روی میوه لكه‌ها گرد هستند. اگر میوه سبز باشد لكه سفیدرنگ و اگر میوه متمایل به قرمز رنگ باشد لكه زرد چركین به نظر می رسد. قسمتهای لكه‌دار میوه سفت و سخت شده و از رشد طبیعی باز می‌ماند. سرشاخه‌های مبتلا به قارچ باریك و ضعیف مانده وجوانه‌های آنها كوچك می‌شود.



كنترل بیماری:

· كنترل مكانیكی: آبپاشی، باران، آب سردوگرم ، ازبین بردن غشای نمدی ازجمله اقداماتی است كه دركاهش بیماری موثر است.

· كنترل بیولوژیكی: قارچ عامل بیماری در مناطق مرطوب بوسیله تعدادی قارچهای هیپرپارازیت كه مهمترین آنها Cicinobolus cesatii می‌باشد پارازیته شده‌اند و ازبین می روند ویا لااقل كاهش می‌یابد.

· كنترل زراعی: حفظ حاصلخیزی خاك، هرس و واریته‌های مقاوم(ارقام هلو مخملی، كاردی و حاج كاظمی نسبت به بیماری حساس و ارقام پائیزه مقاومند.)

· كنترل شیمیایی:

1- دینوكاپ(كاراتان) LC EC 35% و 1 درهزار

2- دینوكاپ(كاراتان) FN-57 WP18.25% و 1 درهزار

3- سولفور(الوزان- كوزان) WP80-90% و 4-3 درهزار

4- بنومیل(بنلیت) WP 50% و 0.5 درهزار

توصیه‌ها: بهترین زمان سمپاشی بعد از ریختن گلبرگها و تشكیل میوه است. درصورت لزوم 7-3 نوبت سمپاشی انجام می‌گیرد. نوبت اول سمپاشی مهم است و سمپاشی‌های بعدی به فاصله 10 روز انجام می‌پذیرد.

Jaafar is offline    

نظرات() 


برچسب ها: سفیدك پودری هلو و شلیل Peach powdery mildew ،
دوشنبه 15 آذر 1389

Apple chlorotic leaf spot virus

• نوشته شده توسط: حاتم زاده



بیماری گسترش جهانی دارد. در ایران نیز وجود دارد.علائم بیماری دیر ظاهر می‌شود. گاهی دو تا سه سال بعد از آلودگی علائم ظاهر می‌شود و به همین دلیل به آنApple larent virus هم می‌گویند.حالت كلروز روی برگها ایجاد می‌شود در نهایت درخت دچار زوال می‌شود.

عامل ویروسی رشته ای از جنس Trichovirus است ،كه در بسیاری از ارقام تجاری سیب بدون علائم است. اما در بعضی از ارقام تولید لكه های روشن می‌كند ونیز با بیماری سرشاخه كاری سیب (Apple top working disease)همراه است . بیماری سرشاخه كاری سیب در ژاپن دیده شده است. ویروس از گروه Closterovirus می‌باشدكه فقط با پیوند منتقل می‌شود.




نظرات() 


برچسب ها: Apple chlorotic leaf spot virus ،
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2  
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic