پنجشنبه 25 آذر 1389

سفیدک سطحی گوجه فرنگی و بادمجان

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

بیماری سفیدک سطحی توسط گونه های مختلف خانواده erysiphaceae ایجاد می شود . در ایران قارچ leveillula solanacearum اولین بار در سال ۱۳۴۹ توسط ارشاد از منطقه قصر شیرین گزارش شده است . قارچ leveillula taurica علاوه بر بادمجان روی گوجه فرنگی و سیب زمینی خسارت وارد می کند .

FREE photo hosting by Shamiz Image Hosting

نشانه های بیماری

علائم بیماری مربوط به قارچ erysiphe polyphaga بدین صورت است که در روی برگ ها لکه های سفید کثیف که همان میسلیوم ها و اسپرهای قارچ هستند به وجود می آید . این لکه ها ابتدا کوچک و گرد بوده سپس زاویه دار می‌شود . در روی سطح زیری و روئی برگ گسترش می یابد و تمام برگ ، دمبرگ و ساقه را فرا می گیرد . برگ های پایین زودتر مورد بیماری قرار می گیرد برگ های سفیدک زده ممکن است زرد شده ،ممکن است بمیرند .

قارچ leveillula taurica که مرحله غیر جنسی آن oidiopsis taurica می باشد . در روی بادمجان علائم در سطح روئی برگ به صورت لکه های زرد کم رنگ در اندازه های مختلف ظاهر می شوند . در سطح زیرین برگ این لکه ها با یک پوشش سفید رنگ پوشیده می گردند. سرانجام این لکه ها به هم متصل و سپس برگها خم می شوند ، اما نمی‌افتند.

قارچ leveillula taurica با سایر سفیدک های سطحی متفاوت است زیرا رشته های این قارچ مستقیماً به داخل بافت نفوذ می کند . و حدود ۴ کنیدیوفر از یک روزنه خارج می شوند . در روی هر کدام از این کنیدیوفرها فقط یک کنیدی تولید می شود . بعد از مدتی که کلیستوتس ها حاوی آسکوسپور هستند که می توانند زمستان را بگذرانند . کنیدی های تولید شده در سطح زیرین برگها به وسیله باد گسترش می یابند .


نظرات() 


برچسب ها: سفیدک سطحی گوجه فرنگی و بادمجان ، سفیدک ، گوجه فرنگی ،
چهارشنبه 17 آذر 1389

کنترل بیماریهای سفیدک های پودری

• نوشته شده توسط: حاتم زاده

کنترل بیماریهای سفیدک های پودری


استراتژی های مختلفی برای کنترل سفیدک‌های پودری در محصولات مختلف مورد استفاده قرار می گیرند. کنترل شیمیایی و اصلاح برای مقاومت مهمترین روش‌های تجاری مورد استفاده‌اند.


1- اصلاح برای مقاومت: گندم و جو از جمله اولین گیاهانی هستند که برنامه های اصلاح مقاومت از یک قرن پیش در مورد آنها اجرا شده است و این بعد از کار برجسته بیفن(Biffen,1905  ) بر روی مقاومت ژنتیکی گندم به زنگ زرد گندم (Puccinia striiformis) بود. تلاش های اولیه برای اصلاح مقاومت بر علیه B. graminis و دیگر پاتوژن های بیوتروف گیاهی از مقاومت ژن اصلی (عمودی) بر اساس معرفی تک ژنهای مقاومت به درون ارقام مورد نظر استفاده نموده اند. تعداد زیادی از چنین ژنهای اصلی مقاومت که ارقام غلات اهلی و باریک برگهای وحشی خویشاوند گندم و جو منشأ گرفته اند، امروزه برای اهداف اصلاحی در دسترس می باشند. اصلاح برای مقاومت عمودی در تعداد زیادی از دیگر گیاهان حساس به بیماریهای سفیدک پودری از جمله خربزه و خیار (Podosphaera xanthii و Golovinomyces cichoracearum)، شبدر (Erysiphe trifolii)، رازک (Sphaerotheca maculais) استفاده شده است. اصلاح برای مقاومت در گیاهان چند ساله کند رشد مانند سیب یا مو مشخصاً مشکلتر است.


 مقاومت عمودی اصولاً بر اساس مکانیسم های شناسایی که در بردارنده واکنش فوق حساسیت است روی می‌دهد. خطر ذاتی مقاومت ژن اصلی این است که بیمارگر می تواند با جهش در آلل غیرویرولنس متناظر به ژن ویرولنس بر مقاومت غلبه نماید. این حالت به فراوانی دیده شده است مثلاً در B. graminis امکان دارد که چندین ژن مقاومت را در یک واریته گیاهی در کنار هم قرار داد و به این حالت هرمی سازی ژن ها (gene pyramiding) می گویند. البته هنوز خطر ایجاد ابر نژادهای مقاوم ( Super race) B. graminis و دیگر سفیدکهای پودری وجود دارد. یک نوع جالب مقاومت در جو به واسطه ژنهای mlo مشخص می شود که تشکیل پاپیلای بسیار ضخیم را سبب می شود که آلودگی به تمام نژادهای B. graminis. f.sp. hordei را محدود می‌کند. این مقاومت غیر عادی است زیرا که مقاومت در سطح وسیع بوده و باعث کنترل کامل می شود و در مورد مقاومت های تک ژنی حالت استثناء دارد چرا که در ارقام جو حدود بیست سال پیش پایدار باقی مانده است. بطور معمول تر مقاومت در سطح وسیع بر اساس اثرات مشترک چندین ژن جزئی بوده و خود مقاومت جزئی است یعنی آن باعث به تأخیر انداختن آلودگی و اسپورزایی پاتوژن می شود اما باعث بازداری از بیماری نمی شوداین مقاومت، مقاومت افقی نامیده شده است چون نژادهای مختلف پاتوژن را به طور محدودی کنترل می کند، بر خلاف مقاومت عمودی که توسط ژنهای مقاومت اصلی عمل می کند که در آن تک نژادها به طور کامل کنترل می شوند ولی بقیه کنترل نمی شوند. اگر چه اساس مولکولی بسیاری از ژنهای مقاومت هنوز مشخص نشده است قابل توجه این است که برخی از ژنهای مسئول در مقاومت افقی در گیاهان بالغ مؤثرترند. این پدیده مقاومت، مقاومت گیاه بالغ نامیده می شود. بنابراین می توان احتمال داد که تولیدات ژنهای مقاومت افقی ممکن است در این عمل مسئول باشند مانند تولید کوتیکول ضخیم تر، دیواره سلولی یا پاپیل ضخیم‌تر. اصلاح مقاومت بطور مطمئن یکی از روش های کلیدی برای کنترل سفیدک های سطحی خواهد بود و احتمالاً ژنهای اصلی و فرعی با هم همراه شده تا ارقام با مقاومت پایدار تر و موثرتر در برابر سفیدک های پودری تولید شود. مهندسی ژنتیک ممکن است اصلاح گران را قادر به تولید ارقامی نماید که ژن‌های PR ( فوق حساسیت) آنها بیان فوق العاده‌ای داشته باشند.


کنترل شیمیایی: قدیمی ترین مانع در برابر سفیدک های پودری گوگرد عنصری پودر شده بود که توسط هومر در 1000 سال قبل از میلاد ذکر شده است و در قرن 19 مجدداً استفاده و با آهک برای افزودن کارایی مخلوط گردید. مخلوط های لایم سولفور صنعت انگور فرانسویان را در اواسط قرن 19 زمانی که U. necator در اروپا ظاهر شد، نجات داد. درست همانند حالتی که مخلوط بوردو (سولفات مس + آهک) نقش مهمی در حفاظت انگورها در برابرPlasmopara viticola  ایفا نمود. در اوایل قرن 20 تلاشها در جهت کنترل سفیدک پودری غلات به سمت اصلاح برای مقاومت تغییر یافت. دی تیوکاربامات در سال 1934 آزاد شد و مانند گوگرد فعالیت کاملاً محافظت کننده داشت.


اولین قارچکش سیستمیک بر علیه سفیدک های سطحی بنومیل (از گروه بنزیمیدازول ها) بود که در داخل گیاه به مولکول کاربندازیم تغییر می یابد.


کاربندازیم به پروتئین توبولین متصل شده و از مونتاژ آنها به صورت میکروتوبول ها جلوگیری می کند بویژه با دوک هسته ای در طی تقسیم میوز. مقاومت بر علیه بنومیل در قارچهای بیماریزای گیاهی متداول بوده و معمولاً به دلیل جهش در ژن بتاتوبولین در محلی است که کاربندازیم متصل می شود و باعث کم شدن اتصال می گردد.


دو گروه مهم از قارچکشهای سیستمیک که بر علیه بیماریهای سفیدک پودری آزاد شده اند، ترکیبات مورفولین و 2- آمینو پیریمیدین‌ها بودند که در دهه 1960 آزاد شدند. هر دو کم و بیش بر علیه سفیدک‌های پودری انحصاری هستند.


مورفولین‌ها (تریدمورف) اولین بازدارنده بیو سنتز استرول است که از دو آنزیم تغییر دهنده استرول در قارچها بازداری می‌کند در حالی که در گیاهان بیوسنتز استرول ها تغییر نمی‌یابد. قارچکش جدید فن پروپیمورف که از تریدمورف گرفته شده و نحوه اثر مشابهی دارد اما بر علیه قارچهای دیگر هم استفاده می شود. بر خلاف آن، 2- آمینوپیریمیدین ها از الحاق آدنین به نوکلئیک اسیدها بازداری می‌کند و بنابراین سنتز DNA مختل می‌شود. اثرات آن زود دیده می‌شود و معمولاً در مرحله تشکیل اولین مکینه است.


تریازول‌ها که قبلاً به عنوان دارو در تیمار آلودگی‌های Candida استفاده می‌شدند بدلیل عمل انتخابی آنها در بیوسنتز آسترول به طور گسترده‌ای در کشاورزی استفاده شده‌اند. تفاوت زیادی در ساختمان آنها وجود دارد اما همگی به نظر می‌رسد که به عنوان بازدارنده‌های سیتوکروم P450 مسئول در غیر متیله شدن استرول‌ها در موقعیت کربن14C  می‌باشند. این ترکیبات در مجموع DMI (بازدارنده های غیرمتیله شدن) نامیده شده‌اند. موجودات هدف در تولید یک غشاء غیر فعال ناتوان هستند. تریازول‌ها در برابر تعداد زیادی پاتوژن‌های قارچی موثر بوده و قارچکشهای سیستمیک با اثرات مداوا کنندگی هستند. یکی از مهمترین مثالها بر علیه سفیدکهای پودری و دیگر پاتوژنهای بیوتروف بیماریزای گیاهی تری‌آدیمفون است که در گیاهان و قارچها احیا شده و به فرم فعال الکل تبدیل می‌شوند. البته مقاومت در چند مورد گزارش شده است و مکانیسم‌های مختلف مقاومت ذکر شده‌اند از جمله جلوگیری یا کاهش جذب قارچکش‌ها، تغییر ترکیب غشاء لایه لیپیدی یا کاهش مقدار استرول و یا جهش در محل اتصال قارچکش روی آنزیم سیتوکروم P-450.


یکی از گروههای مهم و جدیداً معرفی شده قارچکش‌ها، استروبیلورین‌ها هستند که بر اساس استروبیلورین A یک فراورده طبیعی از بازیدیومیست Strobilorus tenacellus است و یکی از مواد ضد قارچی قوی و انتخابی است. این منجر به تولید Kresoxim – methyle گردید. اولین قارچکش تجاری تیپ استروبیلورین و نحوه اثر آن بر اساس بازداری از کمپلکس ? زنجیر تنفس میتوکندریایی است. مقاومت Strobilorus tenacellus در برابر فرآورده خودش بر اساس موتاسیون سه آمینواسید در پلی پتپید هدف است و مقاومت براساس همان مکانیسم ها در چندین پاتوژن بیماریزای قارچی گیاهی دیده شده است. به این دلیل استروبیلورین‌ها در حال حاظر برای کنترل سفیدک های پودری روی غلات و کدوئیان / خربزه پیشنهاد نمی‌گردند.


ترکیب تازه آزاد شده با فعالیت اختصاصی بر علیه سفیدک پودری کوئینوکسی فن quinoxyfen است. نحوه عمل آن جالب بوده زیرا که این ترکیب به طور انتخابی از رویدادهای مورفوژنتیک (morphogenetic) مرتبط با آلودگی از قبیل جوانه زنی یا تشکیل اپرسوریم بازداری می‌کند اما روی رشد رویشی تأثیر ندارد و برای قارچهای دیگر سمی نیست. کوئینوکسی فن سیستمیک نبوده ولی در مرحله بخار پخش شده و به مواد مومی در سطح اپیدرم متصل می شود، بنابراین بطور ایده‌ال برای فعالیت در برابر جوانه زنی کنیدیومهای سفیدک‌های پودری عمل می‌کند. ترکیبات غیر قارچکش با چنین نحوه تأثیر اختصاصی بالا اثرات جانبی کمتری بر علیه موجودات غیر هدف مانند ساپروفیت‌ها و یا میکوریزها دارند و احتمالاً در آینده مهم خواهند بود.


فعال کننده‌های مقاومت اکتسابی سیستمیک (SAR) بویژه اسید سالیسیلیک و مشتقات بنزوتیادیازول اسید سالیسیلیک (Banzothiadiazole) ممکن است ارزش خود را در بازداری از آلودگی به سفیدک پودری و بسیاری از بیماریهای دیگر نشان دهند اگر چه آنها موجب مداوای آلودگی های قبلی نخواهند شد. چون فعال کننده‌های SAR بیان تعدادی از پروتئین‌های مرتبط با دفاع و دیگر مکانیسم‌های موجود در گیاهان را تحریک می‌کنند. بعید به نظر می‌رسد که سفیدک‌های پودری در مقابل آنها مقاومت نشان دهند.


- کنترل بیولوژیکی: محل آشکار سفیدکها در سطح برگها باعث حساس بودن بالقوه سفیدک‌های پودری به پارازیتیسم توسط قارچهای فیلوپلین (Phylloplane) میگردد. شاید بهترین و شناخته شده‌ترین آنها Ampelomyces quisqualis باشد که کیندیومها را در داخل پیکیندیومهای مرتبط با ریسه‌ها، کیندیومها و با فراوانی کمتر در کاسموتسیومهای سفیدک پودری تولید می‌کند. تلاش‌ها در جهت توسعه آن بعنوان عامل بیوکنترل انجام شده اما موفقیت‌های کمی داشته است بدلیل اینکه سفیدک‌های پودری در رطوبت‌هایی کمتر از رطوبت مورد نیاز A. q. رشد می‌کنند. یک صفت جالب عامل بیوکنترل این است که می تواند در برابر تعدادی از قارچکشهای مورد استفاده برای کنترل سفیدک های پودری متحمل باشد و بنابراین کنترل تلفیقی آن اصولاً ممکن است. البته کنترل بیولوژیکی سفیدک های پودری مانند بسیاری از پاتوژن های هوازاد دیگر محدود به گلخانه است چون محیط را می‌توان تا حدودی کنترل نمود. در مورد سفیدک‌های پودری، به نظر می‌رسد که رطوبت نه تنها در تعامل با A. quisqualis بلکه در مورد دیگر قارچهای بالقوه کنترل مانند Verticillium lecanii یا مخمر های بازیدیومیست مثل Tilletopsis و Pseudozyma است. در هر سه مورد اخیر، کنترل سفیدک های پودری از طریق تولید مواد فعال بیولوژیکی است تا پارازیتیسم مستقیم. مشتقات اسیدهای چرب به نظر می‌رسند که ترکیبات فعال اصلی باشند و اینها ممکن است با الحاق خود به غشاء پلاسمایی سفیدک‌های پودری عمل کرده و تندرستی ساختمان غشاء را تخریب نمایند و خاصیت ضد سفیدک پودری برای شیر گاو توسط (Beltitol, 1999) توصیف شده می‌تواند براساس اسیدهای چرب غیر اشباع باشد.


نظرات() 


برچسب ها: سفیدک ، سطحی ، کنترل ،
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic